بوی خوش بهار نارنج

دویدن در پی آواز حقیقت ،‌مساله این است !
نویسنده : پدر خوب ( باقر طالبی دارابی ) - ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/٥/۱٢
 

زیستن در دنیا یک « فرایند» یا « پروسه » است؛ پروسه‌ای پویا که لحظه به لحظه آن همراه با « تغییر» است. تغییرات فیزیکی در جسم ما و تغییرات ذهنی در آگاهی و تغییرات روحی در جان. این فرایند از یک امر غیر اختیاری به نام تولد که هیچکدام از ما در آن نقشی نداشیتم شروع میشود و به یک امر غیر اختیاری دیگر به نام مرگ که باز هیچکدام از ما در تحقق آن نقشی نداریم،ختم مشود. در طی این فرایند که از یکسال تا 130 سال هم امکان تحقق دارد، سه عنصر اصلی وجود ما همیشه خاطر ما را ، با شدت و ضعف، پر میکند. جسم، ذهن و روح. 

توجه همزمان به هر سه که رویکردی «‌کل نگرانه یا holistic است، این فرایند را « هوشیارتر» میسازد. در این رویکرد هر سه بعد وجودی مورد توجه قرار میگیرد. مراقبه جسمانی (‌body treatment ) مراقبه ذهنی mind treatment و مراقبه روحی یا spiritual treatment .

این فرایند زیستن اگر بخواهد معنوی باشد باید بر استراتژی ترسیم  « زندگی برازنده من  » استوار باشد که در آن « درون هر کسی » مهمترین مرجع یا اتوریته است. سامان دهی زندگی بر اساس این سه مدل مراقبه و بر پایه آن استراتژی و مبتنی بر مرجعیت درون ، آدمی را به زندگی « اصیل» در مقابل زندگی « عاریتی» رهنمون میشود. تنها هویتی که اینجا میتواند به هوشیاری فرایند زیستنی هر کسی و در نهایت تمامی افراد جامعه کمک کند ، «هویت بی هویتی» است. به این معنا که هویت نه با خانواده تعریف میشود و نه با ملیت و نه با دین و نه با هر چیزی دیگری. هویت ، امری فی نفسه و مبتنی بر « خود یا self  » است. هویت در اینجا به میزان شناخت خود از خویشتن است. در اینجا فرد « جستجوگر یا seeker است نه معتقد یا faithful .همه در این فرایند « حستجوگرانی در مسیر شدن » محسوب میشوند. مهم این است که خود را به عنوان یک « جستجوگر» در حال صیرورت و شدن ، بشناسیم. 

جسم ، ذهن و روح در انسان حستجو گر باید در یک هارمونی و کلیت برخوردار از « سازگاری درونی » همکاری کنند. نوعی پیوست اینتگرال که این در ارتباط با کل هستی رقم می خورد. انرژی آزاد شده از این پیوستگی با هستی، انسان کامل میسازد. در اینجا انسان کامل یعنی کسی که از یک هارمونی متعالی از حسم و ذهن و روح برخوردار است. 

فرایند زیستن در میانه دو امر غیر اختیاری تولد و مرگ بر مبنای هماهنگی میان جسم و ذهن و روح ، اضطراب مرگ را می زداید. عشق و محبت را متجلی مسازد. دگماتسیم و انکار دیگری را می زداید. هر چه بیشتر به خویشتن توجه میدهد. خویشتن خویش را بجوییم . اگر آدمها جزم اندیشی را کنار نهند و هر کدام خود را « جستجوگر» بداند که در مسیر شدن با دیگری یکی است و همه با هم هستند ، در این صورت نزاع « ما » و « آنها» و « جنس مونث و جنس مذکر» و نزاع «‌حیوان و انسان »‌و نزاع دیندار و بی دین و نزاع .... کم میشود. نمی گویم از بین میرود. 

تمامی این ها را «‌آگاهی جدید » در عصری جدید می نامیم. دورانی از آگاهی جدید آغاز شد . بخواهیم یا نخواهیم ، پروسه زندگی مراحل تکاملی خودش را طی می کند. خوب است هر کسی همراه شود و در این فرایند نقش آفرینی کند. بیاییم خود را از هر هویت ثایت و جزمی رهایی بخشیم و هویت سیال « جستجوگری حقیقت » را برای خود بر گزینیم و در پی «‌آواز حقیقت » بدویم. 

با درود

 دویدن در پی آواز حقیقت مانند قاصدک شدن است که از سکون ماندن بر بوته رها و همسفر باد میشود 

این عکس از یک اطلاعیه را خرداد 1388 در دانشکده علوم اجتماعی  دانشگاه علامه گرفتم. اطلاعیه ای در مسیر آگاهی جدید 

تهران از فراز منطفه تفریحی شیان ،  سال 88. 

شیان، 1388

اینم به مناسبت روز نتفیذ دکتر روحانی که امروز و تحلیف که فردا انجام میشود. سیر تحول در فرایند زیستی یک جامعه را هم باید در نظر داشت.به نظرم بیشتر کسانی که د زمره 24 میلیون نفر رای دهنده به روحانی ، اگر مورد پرسش از هویت قرار بگیرند، به زبان خودشان میگویند جستجوگری در پی آواز حقیقت


 
 
← صفحه بعد