چهار سال پیش در شب میلاد امام حسن ع به منزل جدیدمان اسباب کشی کردیم. وارد سال پنجم شدیم.  شروع سال پنجم. تقریبا در تمامی این چهار سال گذشته ، شب میلاد را افطاری دادیم و یا هزینه افطاری را .... امشب موفق به دعوت و دادن افطاری نشدیم. هنوز هزینه افطاری نیز ....و از کریم اهل بیت امام حسن ع عذر میخوام. خودش میداند که چرا و مطمئنم کرامتش شامل حال من و خانواده ام میشود. 

دوران سخنی بود دوران خرید منزل. امیدم به خدا و دست یاری ام نیز به سوی او دراز. دست خدا را دیدم. در اوج نا امیدی ، به من فهماند که او   حکمت « فهیمه» دارد و حال روز انسان ها را « فهمد». فهم مطلق و کمال مطلق در موجودات فهیمه متجلی میشود و زندگی بدون تجلیات قوه ی فاهمه الهی ، ارزش زیستن ندارد. او در قالب های گوناگون بصورت رحمانی و جباری متجلی میشود . ما هستیم که باید او را که در وجود تک تک ماست متجلی سازیم.  

الهی ارنی الاشیاء کما هی. خدایا همه چیز آنگونه که هستند را به من نشان بده. عرفان خودت را به مرحمت خویش به قوه فاهمه ام در آور و شناختی به من ارزانی دار که فهمیدنت را به جان حسن کنم و حب ترا حبیبه سازم و شناختت را فهیمه و رازهای ناشناخته ات را ذخیره. راز دانی و راز یابی و راز خواهی را در وجودم جای ده. ای راز هستی ، راز دار خوبی  بسازم. تو راز وجود منی . تو خدای وجودم هستی. تو رازی ، راز و رازززززززز . دوستت دارم ای راز معنا بخش و خشیت آور. حیرتم بیافزای . رب زدنی فیک تحیرا. آمین 

ای راز بزرگ من، به ناز و نیاز و نماز آنهایی که در مسیر تهیه مسکن کمکم کردند، معنا ببخش و تن و جان همه را در آرامش و  احساس خوش قرار بده. به من و همسر و دو فرزندم توفیق قدردانی از خودت و از تجلیات انسانی و آسمانی ات عطا کن. آمین