بوی خوش بهار نارنج

ارزش معرفت شناختی وحی!
نویسنده : پدر خوب - ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۳٠
 

آیا وحی حجیت معرفت شناختی دارد؟ 

در وجود ما چهار نیرو هست که هر چهار نیرو دارای حجیت معرفت شناختی هستند: حواس، عقل ، شهود و دانش‌های تاریخی.  اگر چه در میزان معرفت آفرینی و حجیت هر چهار مورد بحث‌های فراوانی هست اما به هر  حال همه ما حجیت و اعتبار آنها و معرفتی که از آنها ناشی می‌شود را پذیرفته ایم. 

یکی از سوالهای اساسی این است که آیا وحی هم می‌تواند یک حجیت معرفت شناختی پنجمی باشد؟  به تعبیر دیگر آیا وحی درک واقعی و معتبر از عالم واقعی در اختیار می نهد؟ یا به گفته برخی آتئیست‌ها یا علم محض باوران وحی چیزی جز « وهم » پدید نمی‌آورد؟ 

در این باره اول باید دید که وحی را به عنوان یک منبع شناخت چگونه می‌توان اثبات کرد. اگر قابل اثبات باشد آنگاه می‌توان آنرا منبع شناخت نامید.  

بعد از گام اول ، باید به این پرسش پاسخ گفت که نسبت و رابطه این منبع معرفت با آن چهار منبع معرفت چگونه است؟ 

تردیدی نیست که پاسخ ما به اینکه آیا وحی منبع شناخت و معرفت هست یا خیر مثبت است. و حتا در بخش دوم هم گاهی وحی را برترین منبع شناخت نسبت به آن چهار منبع دیگر تلقی میکنیم. 

اما از منظر پژوهشی و ترسیم اولویتها در پژوهش دین پژوهانه  (‌در قالب رساله دکتری یا پایان نامه ارشد یا مقالات علمی و پژوهشی ) این مساله چندان مورد توجه جدی واقع نشده است و در مقایسه با اندیشه ورزی غربی ها ( برای نمونه نگاه کنید به کتاب  دین و وحی  اثر کیت وارد متاله مسیحی) ما کمتر به این امر پرداختیم. 

این پرسش البته اختصاص به اسلام و مسلمانان ندارد و باورمندان  ادیان ابراهیمی( اسلام و مسیحیت و یهودیت )  که مفهوم وحی در آنها برجسته است، باید به این موضوع بپردازند. 

دانشجویان عزیز دکتری و ارشد و خوانندگان اهل تحقیق این وبلاگ خوب است این را به عنوان مساله ای برای تحقیق در نظر بگیرند. 


 
 
قدم نهادن بر قله ی توچال
نویسنده : پدر خوب - ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢۸
 

روز جمعه به همراه چند تن از دوستانی که در کوهنوردی سابقه‌ای دارند( آقای دکتر کرمی‌پور و دانشجویان دکتری آقایان شهبازی و علی پور) پای بر قله‌ی توچال( حدود 3900  متر بالاتر از سطح دریا)  نهادم. سحرگاه جمعه  که هنوز هوا تاریک بود حرکت کردیم. در ابتدای راه چه نشاطی بین همه کسانی که آمده بودند دیده میشد. این نشاط تا پایان راه نیز در بسیاری از چهره ها دیده میشد. برخی نیز از نیمه راه به هر دلیلی بر می‌گشتند!! زنان چادری و غیر چادری و مردان با الگوهای پوششی متفاوت حضور داشتند.

 تا ایستگاه 5 را هر 4 نفر با هم پیاده  رفتیم. حدود 4 ساعت کوهنوردی بود. از راه‌های میانبر رفتیم نه از جاده‌ای که کشیدند.  در آنجا صبحانه خوردیم.

سپس من و آقای علی‌پور با تله کابین به ایستگاه 7 رفته و بعد از پیاده شدن، دو باره تا قله را که پوشیده از برف و همراه با سرما بودبه مدت حدود یکساعت  طی کردیم. حوالی ظهر به قله رسیدیم. به پناهگاه بالای قله که وارد شدم، زنان و مردان کوهنوردی را دیدم که با نشاط در آن داخل استراحت و گپ و گفت می کنند.

آقایان دکتر کرمی‌پور و شهبازی مسیر ایستگاه 5 تا 7 را نیز پیاده آمدند. دو ساعت 45 دقیقه در راه بودند تا ایستگاه هفت رسیدند. وقتی آنها به ایستگاه رسیدند در حال بازگشت از قله بودیم. 

راه برگشت را با تله کابینن در عرض شاید حدود نیم ساعت طی کردیم. 

نوشیدنی های کوهنوردی آب و آب میوه و آب لیمو است و باید مراقب بود در مصرف زیاده روی نکرد. کوله پشتی و کفش و لباس مناسب نیز بسیار مهم است. باز از دوستم دکتر کرمی پور سپاس که کوله و کفش کوهنوردی در اختیارم  نهاد و از آقای شهبازی که بادگیر بسیار خوبش را به من داد که اگر نبود، در قله شاید منجمد میشدم. اگر بتوانم و بخوام ادامه دهم به اینکار که می خواهم ، باید وسایل لازم را بخرم که قصد دارم بخرم. انشا الله . می‌گویند در تهران میدان منیریه بهترین مکان برای خرید وسایل کوهنوردی است. 

نخستین کوهنوردی ام تجربه‌ی بسیار زیبا و خاطره انگیز و سر شار از انرژی و وقایع پیرامونی دلچسب قبل و بعد بود. بعد از فرود سری به کهف الشهدا( غار مانندی در بالای ولنجک که چند شهید گمنام در آن مدفونند) زدم و سوره یاسین را به یاد و احترام شهدا خواندم. بعدش گشتی در حوالی زدم و لذت خیابانهای زیبای تهران در یک روز پاک و خاطره انگیز را چشیدم. سپس حوالی اذان مغرب به شهر محل سکونت رسیدم و بی توقف همراه با پسر 7 ساله‌ام آقا بهزاد به استخر رفتم. 

الحمد الله و با تشکر فراوان از دوستان عزیزم که مشوق بنده در این کوهنوردی بودند.

انشا الله عکس‌هایی را در  روزهای آینده اینجا به نمایش خواهم گذاشت. 

آقای دکتر کرمی پور هم در این وبلاگ که متعلق به خودشان است گزارشی داده است.

http://www.balutestan.blogfa.com/


 
 
سالروز میلاد امام علی ( ع) گرامی و تولدش مبارک
نویسنده : پدر خوب - ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢٢
 

امام اول شیعیان است و خلیفه چهارم مسلمانان جهان. تولدش بنابر مستندات تاریخی در خانه کعبه بود و مرگش که شهادت در راه خدا بود نیز در مسجد، خانه خدا. علی پدر فقیران و رنج دیدگان بود. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

به بهانه تولدش روز مرد و پدر نامگذاری شد. پدرم را چند سالی است در کنارم ندارم. به واقع مفهوم دیدار به قیامت را حس میکنم. پدرم روحانی ساده و روضه خوان محافل مذهبی بود. آخوند زادگی ام را در سادگی و سحر خیزی پدرم معنا می‌کنم. خدایش بیامرزد. هر وقت دلتنگش می‌شوم به کنار مادر پیرم میروم که از نظر من اندیشیدن و خدمت به زندگان بیش از خاطره گویی و خاطره خوانی مردگان صواب است و با ثواب. مادر سالخورده ام  همیشه این شعر را زمزمه می کند:

یا علی یا علی مرا دریاب / من فرو مانده ام در این گرداب. 

یا علی!  به اذن خدا  مادرم را دریاب . امین

پدر دیگرم یعنی پدر خانم من نیز یک روحانی پر تلاش بود که برای پرهیز از مصرف سهم امام و بیت المال روی زمینهای کشاورزی خود کار می‌کرد و مدتها نیز با دفتر ازدواج پیوندها را رقم میزد. روزی بهش گفتم مجوز طلاق را هم میگرفتی گفت من دوست دارم پیوند برقرار کنم. از جدایی سخن نگو. امروز که آمار طلاق اوج گرفت یاد این سخن بسیار مهم است. اما او  عمری با سختی زندگی کرد. خدایش بیامرزد. 

نکته آخر آنکه من پدر دو فرزند و همسر یک زن هستم. اسم « پدر خوب» را برای این وبلاگ بر گزیدم تا هر روز بخودم بقبولانم که باید پدر خوب باشم. تلاشم را می کنم که پدر خوب باشم و همسر خوب نیز. اما انسانها خطا هم می‌کنند و من هم انسانم . مهم این است که همه در مسیر خوب بودن گام برداریم و به خوب بودن فکر کنیم. اما این معنایش این نیست که همیشه خوب عمل می کنیم. 

همسر بودن کار دشواری نخواهد بود اگر درک متقابل و تعامل و همدلی وجود داشته باشد. زندگی زاییده عشق است و بقای آن به عشق و پایان آن نیز به عشق. اما عشق همیشه کارساز ترین حس نیست. زندگی یعنی کنار هم آمدن دو سلیقه ی زنانه و مردانه و اگر اندکی همدلی نباشد، تضاد فزونی می‌یابد. اگر مرد سالارانه باشد می‌پاشد و اگر زن سالارانه باشد، می‌ترکد. تعادل زنانگی و مردانگی در این فضای مشترک، بهترین الگوی زیست مسالمت آمیز خانوادگی است. ینگ یانگ زندگی، زن و مرد هستند که دایره‌ی در هم تنیده ی زندگی را شکل می‌دهند . باید احترام متقابل و تعامل و درک متقابل باشد. کفو بودن زن و شوهر یعنی داشتن درک متقابل. خدایا ما را به درک متقابل پیشتر در زندگی‌های مشترکمان رهنمون شو. 

در پایان با تمام وجودم می گویم پدر خیلی دلم برایت تنگ شد.

خدایا من را و پدر و مادرم را و همه ایمان آوردگان را بیامرز. امین


 
 
تاثیر فرهنگ عمومی بر هویت زنانه در ایران ؛ یک مساله برای تحقیق
نویسنده : پدر خوب - ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢۱
 


نکته اول ،  فرهنگ عمومی یک جامعه بر درک و برداشت زنان آن جامعه از خودشان تاثیر دارد.  به تعبیری، متاثر از همین برداشت است که  « هویت زنانه از بارزترین مواردی است که در فرایند شکل گیری ، تداوم و در پیامدهای خود سبب بروز تنش‌های درون جنسی و بین جنسی شده است » [i]

نکته دوم، از مولفه‌های اصلی فرهنگ، اکتسابی بودن آن است. همین نکته اساسی است که فرهنگ را محور بسیاری از علوم اجتماعی از جمله روانشناسی ، جامعه شناسی و انسان شناسی ساخته است. اکتسابی بودن فرهنگ یک امر انسانی است‌. «انسان شناسان فرهنگی بر این توافق دارند که یادگیری فرهنگ تنها در میان انسان‌ها رواج دارد و همه انسان‌ها فرهنگ دارند. انسان شناسان این عقیده سده نوزدهمی را که«وحدت روحی انسان» نامیده شده است ، قبول دارند. این عقیده به معنای آن است که گر چه افراد بشر از جهت گرایش‌ها و گنجایش‌های عاطفی و فکری تفاوت دارند ولی همه اقوام بشری از ظرفیت‌های یکسانی برای فرهنگ برخوردارند. انسان‌ها با هر ژن و قیافه ظاهری می‌توانند هرگونه سنت فرهنگی را بیاموزند.[ii]

 

نکته سوم ، عشق رمانتیک در یک جامعه نشانه ی گریز از اندیشه تمایز میان زن و مرد است. یکی از ابعاد  فرهنگ عمومی در هر جامعه  نوع رابطه زن و مرد است و این امر  ذهنیتی را برای افراد جامعه رقم می‌زند که نباید از  سنت فرهنگی آن جامعه جدا دانست. از امور مربوط به رابطه زن و مرد مساله عشق است. در اینجا از تقسیم بندی عرفانی یا دینی عشق به الهی ( آگاپه ) و زمینی ( اِروس) که تقسیمی بسیار مشهور است می‌گذریم. نظریه ما یک نظریه مدرن است.

 فرض ما آن است که رابطه میان زن و مرد در فرهنگ عمومی ایران  ،  بصورت خرده‌ فرهنگهای شهری و روستایی ، از نوعی ذهنیت اجتماعی و فردی حکایت دارد که زن و مرد را «برابر» می‌داند. برای اثبات این فرض از نوعی نماد فرهنگی به نام عشق اما از نوع «عشق رمانتیک»  استفاده می‌شود. پدیده‌ای که در جوامع کنونی همه انسان‌ها رواج و رونق دارد و از مولفه‌های بسیار مهم فرهنگ عمومی  بسیاری از کشور‌ها حتی آنهایی که در حال گذارند، به حساب می‌آید.

 فرض دوم این  تحقیق آن است که وجود عشق رمانتیک در هر جامعه‌ای حاکی از وجود ذهنیت برابری میان زن و مرد است. البته این امر دارای مراتب مختلفی نیز می‌تواند باشد. مثلا در بسیاری از کشورهای غربی درصد چنین دلالتی بسیار بالاست.

فرض سوم این تحقیق آن است که وجود چنین پدیده‌ای در یک کشور متعلق به منطقه خاورمیانه نشان می‌دهد که «برابری زن ومرد» در ذهنیت مردم این منطقه ، اگر نه بطور کامل، اما تا حد زیادی جای گرفته است.

فرض چهارم ، آنکه ایران به مثابه یکی از کشورهای خاورمیانه( اسلامی) در این فرایند فرهنگی قرار دارد اما زوایای آن همچنان ناشناخته است. 

تحقیق بیشتر در این زمینه باید بر این طرح کلی و بر مطالعه میدانی استوار باشد. اینها حدس‌هایی بود که ابطال یا اثبات آنها در گروه تحقیقات بیشتر است. شاید این نوشته بتواند برخی دانشجویان یا خوانندگان احتمالی را به بررسی این موضوع تشویق کند. 

 



[i] فکوهی، پاره‌های انسان شناسی: مجموعه مقاله‌های کوتاه، نقدها و گفت وگوهای انسان شناختی ،  نشر نی، تهران ، 1385 ، مقاله زنان، صص 268 -269 .

 

[ii] [ii]  کتاک، کنراد فیلیپ، انسان شناسی: کشف تفاوت‌های انسانی، ترجمه محسن ثلاثی، علمی، تهران، 1386

 


 
 
فرود « تنها» بسوی « تن‌ها»
نویسنده : پدر خوب - ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٥
 

 

در سنت هندویی آمده است که هر زمان ثبات جهان با خطر جدی مواجه شود خدا فرود می آید تا این عدم تعادل را برطرف سازد.

آنگاه که نیکی رو به سستی نهد،

آنگاه که بدی فزونی یابد،

خودم را شخص می سازم،

در هر عصری بر می گردم،

تا قداست را به همراه آورم،

تا گناه گناهکاران را از میان بر دارم،

تا پاکی را بر قرار سازم.

(بهگود-گیتا،IV:7-8 )

همه ما در پی پرواز از «تنهایی» به سوی «تنها» هستیم غافل از آنکه آن « تنها»ی مهربان هم در پی پرواز به سوی " تن‌ها" ی ماست.

 

 


 
 
ارزش انسان ها در چیست؟
نویسنده : پدر خوب - ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱۳
 


*روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید 
ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی؟ 
ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم
دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟
ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم
که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود
به شیراز رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ،
چون زیبا نبود...
ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه ، خیلی
دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردم
دوستش کنجکاوانه پرسید : چرا ؟
ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من میگشتم...
اینگونه نگاه کنید...
هیچ کس کامل نیست...
مرد را به عقلش نه به ثروتش
زن را به وفایش نه به جمالش
دوست را به محبتش نه به کلامش
عاشق را به صبرش نه به ادعایش
خانه را به آرامشش نه به اندازه اش
اتومبیل را به کاراییش نه به مدلش
مال را به برکتش و نه به مقدارش
غذا را به کیفیتش و نه به کمیتش
درس را به استادش نه به سختیش
دانشمند را به علمش نه به مدرکش
مدیر را به عمل کردش نه به جایگاهش
نویسنده را به باورهایش و نه به تعداد کتابهایش
سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش
شخص را به انسانیتش نه به ظاهرش
جسم را به سلامتش نه به لاغریش
دل را به پاکیش نه به صاحبش

این مطلب را در صفحه فیس بوک دوست ارجمندم پروفسور یحیی کمالی‌پور استاد ارتباطات و ریاست دپارتمان ارتباطات دانشگاه پوردو آمریکا دیدم. جالب توجه است. با تشکر از دوست خوبم. 


 
 
شب آرزوها ، «اخلاق مسؤولیت » و بحران آب
نویسنده : پدر خوب - ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱۱
 


از ازدیدگاه عقل مدرن،  عقلانیت عملی ( حقوقی – سیاسی) مکمل عقلانیت نظری(‌معرفت شناسی) است.  بر این اساس محور اصلی تحقق یافتگی عقلانیت عملی در فرد و در جامعه ، احساس «مسؤولیت شهروندی» یا همان « اخلاق مسوولیت» است. ماکس وبر «اخلاق مسؤولیت» را به منزله‌ی بهترین راه حل برای زندگی در دنیای «افسون زدایی شده‌ی»  مدرن پیشنهاد می‌کند.وبر مدعی است که اخلاق مسوولیت سیاست‌ها و جهت‌گیری‌های بهتری را،در مقایسه با اخلاقی که معطوف به  «اهداف مطلق» است،  رقم می‌زند. در اخلاق مسئولیت،اعتراض اخلاقی» جایگاه شایسته خود را دارد. تجربه نشان داد که طرح اخلاق معطوف به ارزش‌های مطلق به خطا رفته است و انسانها را در بسیاری از جاها به کام مرگ و ترور و خشونت کشاند. در سوی دیگر، باز تجربه نشان داد که  نوسازی کاپیتالیستی نیز با آنکه بر دیگر بدیل‌های خود در جهان واقعی برتری یافت اما با طرح اخلاق مصرف‌گرایی موفق نبود و بحران زیست محیطی جدی پدید آورد. بماند که به «‌شیء‌وارگی » یا « کالا شدگی » انسان و تمام فضیلت‌های انسانی نیز انجامید.  

طبقه‌ی جدیدی که خود را  «مهندسان اجتماعی» می‌پندارند، آدم‌هایی خودبین و خود خواه و چاپلوس از آب در آمدند ! آنها نمی‌دانند یا نمی خواهند بدانند که پیامدها و نتایج عملی معمولا مهمتر از صرف «اخلاق اعتقادی» هستند.

در اعتقادات و اخلاق اعتقادی ما آمده است که آب مایه حیات است. نباید در مصرف  آن زیاده‌روی کرد. خدا آنرا آفرید. خدا آنرا پاک و پاک‌کننده آفرید. خدا آب را مایه‌ی زندگی همه موجودات قرار دارد. آب را نباید نجس کرد ووو...

همه اینها بدون داشتن حس شهروندی یا اخلاق مسئولیت  گزاره‌هایی اعتقادی‌اند که پیامدهای عملی ندارند. بسیاری از ما انسانها بر اساس باورهای دینی‌مان  اینها را می‌دانیم و در نظام اعتقادی و اخلاقی ما جای دارند اما پیامد‌های عملی این باورها را در زندگی مشاهده نمی کنیم. زمانی به پیامد‌ها توجه دقیقتری داریم که حس شهروندی داشته باشیم و در نتیجه اخلاق مسئولیت سرلوحه رفتار ما با طبیعت بطور کلی و با آب بطور خاص باشد.

در نظام اخلاق اعتقادی آمده است که شب اولین جمعه ماه رجب «‌لیله الرغائب»  نام دارد؛ معادل فارسی آنرا « شب آرزوها» وضع کرده‌اند. اما آیا چند نفر از ما امشب آرزو میکنیم که « بحران آب حل شود»، « دسترسی مساوی و عادلانه همه بشر به آب سالم مهیا شود. چشمه‌ها پر آب شوند. رودخانه‌ها از گند فاضلابها و نیز از خشکی کشنده نجات پابند.کسی در افریقا از بی آبی  و در سوی دیگر در سواحل اندونزی از بالا آمدن آب دریا نمیرد. آروز کنیم که جنگی موسوم به « جنگ آب » جهان را در بر نگیرد. آرزو کنیم که برای مسواک کردن یک لیوان آب مصرف کنیم نه یک گالن 20 لیتری. آروز کنیم که هیچ وقت «‌آب را گل » نکنیم.

خدایا اخلاق مسئولیت را در وجود ما بارور ساز تا « شب‌ آرزوها»ی ما به « شبهای آروز» تبدیل شود. خدایا « آب  را از ما نگیر».  آمین.

شب آرزوها/  برابر با 11 اردیبهشت 1393 ، روستای محل تولد ، بهشت( زیر پای مادر) در منزل پدری.

 


 
 
آب بر آتش « تندی» : تاملی دیگر در اخلاق آب
نویسنده : پدر خوب - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٩
 

خوانندگان ارجمندی  که با هم  از فضای « بوی خوش بهار نارنج» استنشاق می کنیم، لطفا به این بپردازیم که : 

چرا ما به اخلاق آب ( water ethics ) نیاز داریم؟ 


 
 
طوطی بودن یا الاغ بودن مساله این است!
نویسنده : پدر خوب - ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٥
 

اگر بر سر دوراهی طوطی بودن و الاغ بودن قرار بگیرم ، الاغ بودن را ترحیح می دهم. بار کش چموش بهتر از قفس نشین خوش نوش  است. اگر طوطی شدم باید در « قفس اعتقاد و اندیشه » دیگری بازی کنم و اگر الاغ باشم اگر چه بار کش دیگری‌ام اما حد اقل می‌تواننم ازادانه « عر عر » کنم. «عرعر ازادانه» بهتر از «آواز در بند» است.

ولاتکن عبد غیرک لقد جعلک الله حرا( بنده ی دیگری نباش چرا که خدا ترا آزاد آفرید) 

به گفته الاغ در سریال زیبای کلاه قرمزی « جیگرم »!