بوی خوش بهار نارنج

اخلاق عاشقانه و اخلاق زاهدانه
نویسنده : پدر خوب - ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢٢
 

اربعین شاه مظلومان حسین است؛ این روز را گرامی می دارم و به همه آزادگان دنیا تسلیت عرض می کنم.


اخلاق عاشقانه هم زائیده عشق است و هم زاینده عشق. در مقابل اخلاق زاهدانه  هم از مبنای خوف سرچشمه می گیرد و هم آدمی را هر لحظه به سوی ترسی عمیق تر و گسترده تر رهنمون می شود. تقدم اخلاق عاشقانه بر اخلاق زاهدانه یعنی تقدم امید بر ترس، تقدم رجاء محبت آفرین بر خوف تقوی افرین، برتری محبت ورزی  بر پرهیزگاری .( دانش اخلاق اسلامی، مظاهری، ص 59 ) .

 هر زمان و هر کجا باید یک مصلح اخلاقی شجاع باشید.

 یک یرداشت اخلاقی از جمله یا شعار معروف کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا در واقع تکیه بر نقش زمان و مکان  و محتوا در سبک زندگی اخلاقی ماست.  زمانی به  نام عاشورا که در آن روز  اخلاق عشق بر اخلاق زاهدانه غلبه کرد و مکانی به نام کربلا که مواجهه اخلاق عشق و اخلاق زاهدانه رخ داد. تداوم این دو زمان و مکان و احساس اینکه ما هر روز و هر مکان مان عاشورا و کربلایی دیگر است یعنی ای انسانها حسین در زمان و مکانی به نام عاشورا و کربلا  با مقدم داشتن اخلاق عاشقانه بر اخلاق زاهدانه تلاش کرد در مقابل ظلم، نادیده گرفته شدن کرامت انسان، فساد و کجروی دینی که حتا ناشی از مدلی از اخلاق زاهدانه بود، مبارزه ای آشکار کند، پس شما نیز صرف نظر از اینکه پیرو او باشید یا نباشید، این را الگوی زیست خود قرار دهید.

آنچه در این روز ، چهلمین روز شهادت آن حضرت در کربلا مورد توجه همه ما باید باشد ، این نکته اخلاقی است که هر روزمان را به نیت مبارزه با ظلم و تلاش برای حفظ کرامت انسان شروع کنیم و هر مکانی که زندگی می کنیم، همانجا را کربلا یا محل مواجهه  تقوای ستیز  عاشقانه با تقوای گریز  زاهدانه قرار دهیم و دینداری عاشقانه نوع دوستانه  را بر دینداری زاهدانه گوشه گیرانه ترجیح دهیم.

در سبک زندگی اخلاقی ما شیعیان «انسان یا برادر دینی ماست یا مثل ما انسان است » و در هر دو صورت حفظ کرامت او لازم است . بر اساس دریافت اخلاقی ما از کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا ، تلاش و مبارزه برای اصلاح امور انسانها و ترجیح تقوای عشق بر تقوای پرهیز ، پیام ماندگار کربلاست. نه ظلم به کسی کردن و نه زیر بار ظلم رفتن پیام و مرام حسین است.

خداوندا در دنیا زیارت امام حسین ع  و در آخرت شفاعت آن حضرت را نصیب ما بکن. آمین


 
 
پرانتز باز !
نویسنده : پدر خوب - ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱٠
 

السلام علیک یا باب الحوائج یا موسی بن جعفر الکاظم .

نخست ،  سالروز میلاد امام موسی کاظم ع  را گرامی میدارم و به برکت توسل به او و به احترام دو یادگارش در ایران یعنی امام رضا ع  و حضرت معصومه ( س) ، پرانتز می گشایم و بار دیگر در این کنج دنج وبلاگ ، نفسی تازه می کنم وکوله بار زمین می نهم و اندک داشته ام را با شما خوانندگان به اشتراک می گذارم .

دوم ، امام موسی کاظم ع  را بسیار دوست می دارم.  او مظهر کنترل خشم است . کاظم است. سالها زندان و زنجیر ستمگران و خلفای جور را تحمّل کرد اما بر خشم خویش غلبه کرد و در محبس بی عدالتی سالها سرکرد و امروز الگوی صبوری و مقاومت آرام گردید. وقتی پیکر مطهّرش را از زندان ظالمان بیرون آوردند و بر جسر( پل) بغداد به شیعیانش تحویل دادند، بی وزنی اش موجب حیرت همه شد. پوست و استخوان شده بود. مقاومت در لایه های زیرین سردابهای تاریک او را چراغ روشن آسمان های معنویت و اخلاق ساخت. الگوی زیستن ، مقاومت کردن و شهادت .  به نظرم بسیار به جا آن حضرت را  کاظم، یعنی کنترل کننده  یا فرو خورنده خشم نام نهادند. او حتا از وضعیت دشوارش در سیاهچال های نظام ظالم یک بار به خشم نیامد که ای خدا این چه سرنوشتی است. نقل است که ذکرش الهی راضی ام به رضای تو  بود.

 سوم ، خشم اگر چه  یک ویژگی درونی در هر انسان است اما در علم و دین به کنترل آن توصیه شده است . انگیزه های مختلفی برای خشمگین شدن وجود دارد.  بهترین انگیزه برای خشمگین شدن که به نظرم باید آنرا «خشم مقدس» نامید،  خشمگین شدن  در جایی است که به « انسان » توهین شود. خشم و تعصب در زمان و مکان مناسب از بهترین واکنش ها به حساب می آیند. اما در مجموع  توصیه های علمی و اخلاقی و دینی بیشتر  کنترل آن را نشانه رفته اند . اخیرا کتابی خریدم و مرور کردم با عنوان روانشناسی خشم. کتاب جالبی است و یکبار خواندنش مفید است.

 چهارم ، نوع دوستی دنیای ما را به جای بهتری برای زیستن تبدیل می کند. لحظه ی « کشف مسوولیت » لحظه ی روشن بینی است. فیلسوفان غربی و شرقی به معضل « مسوولیت انسان » در برابر واقعیت های زندگی بسیار اندیشه کرده اند. در این لحظه که من در حال نوشتنم در گوشه ای دیگر از ایران و جهان انسان های زیادی گرسنه اند. آیا ما در برابر این گرسنگی مسوول نیستیم؟  به گفته سارتر چرا باید ما خود انتخاب کنیم که از دیگران بی خبر باشیم. کاش بجای نوشتن در اینجا فراخوان می دادم که بیایید به گرسنگان برسیم . به تشنگان و به بیچارگان.  میدانم که این خبر دارشدن و آگاهی یافتن ترس آور است اما از آن نهراسیم. بیایید با خیر باشیم و با خبر بمانیم از رنجی که انسان می کشد و از دردی که او را در بر گرفته است.  یعنی بیاییم مسوولیتمان را بشناسیم.

دلواپسی های پوچ و خود آفریده در قبال یکسری باورهای نا بجا و غلط چیزی جز « عقیده پرستی »  نیست. عقیده ای که در آن حرمت انسان رعایت نشود، عقده است. رسالت انسان بودن به تعبیر کی یر کگور ، فیلسوف اگزیستانسیال، آن است که اراده کنیم « خودمان باشیم» و این خود شدن تنها راه نجات است. معرفت نفس و معرفت رب.

 و اخر یک سخن شاید بی ربط

نقل است که  پلیس کسی را که در حال نظافت و جمع کردن  زباله ها  از کوچه بود ،  دستگیر کرد و به نزد قاضی برد . به او نمی گفتند چرا دستگیر شده ای. فقط به طور نا مشخص می گفتند « بزهکاری » و از او می خواستند که اتهامش به بزهکاری را بپذیرد. وقتی طرف از این کار سر باز زد گفتند اگر این را نپذیری ترا به « جنایت » متهم می کنیم.  خشمگین میشود و با عصبانیت می گوید « هر اتهامی که می خواهید برایم بنویسید ». در نتیجه این کار او مجرم شناخته میشود و او را به یک مرکزی بازپروری می فرستند . نامش را گذاشته بودند « زندانی جنایات غیر خشن».  با خودش فکر می کرد آیا واقعا مقصودشان از جنایت غیر خشن « جمع کردن زباله ها و تمییز کردن محیط زندگی» است !!!