بوی خوش بهار نارنج

کنکور
نویسنده : پدر خوب ( باقر طالبی دارابی ) - ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٦
 

صبح فردا جمعه 7تیرماه 1392 آزمون علوم تجربی است و دخترم برای نخستین بار شانس خود را در این رقابت می آزماید. به عنوان یک پدر برایش آروزی آرامش و ذهن باز و موفقیت در جلسه آزمون و شادابی و راحتی پس از آزمون و قبولی در رشته ای مورد علاقه اش در آنروز که نتایج اعلام می شود، دارم. سالها بود که می شنیدم که کنکور چه دشواری هایی برای فرد کنکوری و خانواده او پدید می اورد، امسال آن شنیده ها را تجربه کردیم. همسرم امسال کمترین سفر را داشته است و دخترم بیشتر اوقات خوبش را در کتابخانه و مدرسه و مطالعه گذراند و پسر کوچکم نیز از این فضا بی نصیب نبود. اینها در حالی است که ما بطور کلی و دخترم بطور خاص، چندان نخواستیم و نخواست که همه چیز را فدای کنکور کند. برنامه تماشای سریال های طنز و برخی سریال های دیگر برقرار بود و مهمانی نیز کم بیش رفتیم  و مهمانی هم داشتیم.خواب کامل شبانه داشت وخواب عصر نیز برقرار بود. همه اینها بود اما فضای منزل بویژه در این چند ماه بعد از عید خیلی کنکوری بود.

بر این باورم که مهم تلاش در حد توان است و نتیجه اگر مطابق میل بود چه بهتر و اگر نبود چیزی را از دست ندادیم و نباید فرزندانمان را بر اساس انتظارات خودمان یا انتظارات دیگران در سختی و دشواری و استرس قرار دهیم. اگر معتقدیم که زندگی اصیل یعنی زندگی بر اساس اقتضائات درونی هر فرد و زیستن بر اساس انتظارات بیرونی یک زندگی عاریتی است، پس اجازه دهیم فرزندانمان تا آنجا که ممکن است خودشان باشند. مگر ما در زندگی مان کام ها و ناکامی ها نداشتیم، اونها هم ممکن است داشته باشند. اگر چه تجربه خود را بکار می بریم که ناکامی های آنها را کم کنیم ، اما برداشتن و حذف همه ناکامی ها غیر ممکن است.

در اینجا ضمن آرزوی موفقیت برای همه دانش آموزان درس خوانی که زحمت خود را کشیدند ، آروزی سلامتی و شادابی و قبولی می کنم و برای دختر خوبم که واقعا دشواری های آماده شدن برای کنکور تجربی را به همراه یکسال مدرسه رفتن برای پیش دانشگاهی را تحمل کرد و  صبور و با حوصله درس ها را خواند و خود را آماده کرد ، ارزوی بهروزی و موفقیت دارم و آرزوی می کنم روزی در همین جا از قبولی اش در رشته مورد علاقه و در دانشگاه مورد علاقه اش بنویسم.

این هم یاداشت دیگری از بنده بعد از بیش از یکسال وقفه در نوشتن. نه فکر کنید به خاطر کنکور بود که ننوشتم !!! فرصت نمی شد و حالی دست نمی داد.