بوی خوش بهار نارنج

راز مگوی زندگی
نویسنده : پدر خوب ( باقر طالبی دارابی ) - ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۳٠
 

زندگی ( Life) به رغم ظاهر بدیهی‌اش چندان هم بدیهی نیست. زندگی با نگرش اینجا و اکنونی  ( Here and Now ) و زندگی با نگاه آنجا و آن زمانی (there and then )، دو مدل از زندگی‌اند که در جهان مفهومی طیف‌های مختلف فکری تحلیل‌گران مدرنیته وجود دارد و از این منظر  دین‌ها را به ادیان اینجا و اکنون اندیش و دین‌های آنجا و آن زمان اندیش تقسیم می‌کنند.

از منظری دیگر زنگی طولی و زندگی چرخشی تصویر شده  است که یکی را در سنت یهودی- مسیحی - اسلامی ( ادیان ابراهیمی) می توان یافت و دیگری بر اساس باور تولد دوباره در قالب اندیشه سمسره ( چرخه حیات ) ادیان شرقی مانند هندویسم و بودیسم به تصویر کشیده میشود.

از نگاه دیگر زندگی را عقیده و جهاد می‌دانند و در طیفی از مکاتب فکری  زندگی صلح و همزیستی است . البته می‌توان عقیده و جهاد را در مسیر صلح و همزیستی هم معنا کرد.

از منظر چهارم زندگی هویتش را از سبک زندگی ( Lifestyle ) می‌گیرد و این سبک زندگی است که زندگی را معنا می‌دهد. سبک زندگی را نیز برخی از علم ( ساینس ) می گیرند و تلاش دارند آنرا بر الگوهای جامعه شناختی و روانشناختی استوار سازند و مدل انرا از تست‌های روان شناختی برای هر فرد و به فراخور حال او بیرون می‌کشند ( مانند کتاب زندگی برازنده من ) و نگرش دیگر ( بیشتر نگرش دینی و تا حد زیادی ایدئولوژیک ) سبک زندگی را از قبل ترسیم شده  می داند و آنرا صرف نظر از تنوع روانی و سنخ های روانی انسان در نظر می گیرد ( ادیان ابراهیمی) یا اگر سنخ روانی انسان  در نظر گرفته شود و برای هر سنخ روانی راهی ( یُگا‌های چهارگانه آیین هندو ) در نظر گرفته شود اما با مفهوم دترمینیستی ( جبرانگارانه )دیگری ( مانندد نظام کاستی( طبقاتی)  هندویی) راه اختیار بسته می‌شود و هر کاستی سبک زندگی خاص خود را باید بپیماید.

منظر پنجمی هم مطرح است که مدعی است زندگی را باید زندگی کرد ، صرف نظر از سبک‌های تعیین شده، این خود آدمی است که به فراخور سنخ روانی خودش و علایق و اقتضائات درونی خودش سبک را از میان راه‌های مختلف دینی، علمی و حتا غیری علمی و غیر دینی بر می گزیند و ملاک حجیت هر باور و عمل و رفتاری در زندگی، خود فرد  و درون او است . اخلاق هم اگر این جا مطرح است ، اخلاق اصالت است نه اخلاق امانت که از سوی دین از طرف قدرتی متعال یا حقیقت هستی آورده شده است.

این منظر پنجم منظری التقاطی، سلف سرویسی، مبتنی بر برداشت روانشناختی از موقعیت انسان، کل‌نگرانه و ناقد دوسویه  علم و دین است. این منظر  را به تسامح الهیات راه سوم ( theology of third way ) میخوانند که گفتمانی جدید است که از آن به معنویت‌گرایی جدید ( New spirituality  ) یاد می‌شود.

 زندگی با همه بداهتش اینهمه تحلیل بر می دارد. پس بسیاری از آنچه بدیهی می‌دانیم و به آنها عقلا یا قلبا باور کرده‌ایم، چه بسا بدیهی که نیستند ،بماند،  اصولا به شدت در معرض نقد‌های رادیکال می‌باشند.

سبک زندگی که این روزها از آن سخن گفته می‌شود باید تکلیف خود را با نوع برداشت از موقعیت انسان در جهان مدرن و نیز منابع حجیت‌باورها و اعمال و رفتارها مشخص کند و آنگاه سبک زندگی دینی یا علمی یا معنوی یا غیر دینی را ترسیم و به قضاوت بنشیند.

به یاد داشته باشیم به تعداد آدمها الگو‌های زیستی وجود دارد و برتری یک الگو بر الگوی دیگر باید مستدل و اطمینان بخش و در نهایت آرامش آفرین باشد.