بوی خوش بهار نارنج

ماندلا در پایان « راه دشوار آزادی» !
نویسنده : پدر خوب ( باقر طالبی دارابی ) - ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱٥
 

 

mandela.jpg

 

و مومنین کسانی‌اند که اگر مصیبتی بزرگ بر آنه وارد آید می گویند « همه ما از خداییم و به سوی خدا بر می‌گردیم» قرآن کریم 

«ماندلا هم  رفت ». پیامکی کوتاه که تکانم داد و برایم دردناک است. حالم دگرگون است . خیلی دوستش دارم. مصلحی بزرگ و بزرگی صالح بود.  او هم از میان ما رفت. کسی که زندگی‌اش حرکت در«راه دشوار آزادی » بود. به سراغ قفسه کتابها می‌روم و کتابی را بر می‌دارم .. عکس روی صفحه نخست او را می‌نگرم. حسرت دیدار او . با خود عهد می‌کنم حد اکثر تلاشم را بکنم که اگر بشود به دیار او « آفریقای جنوبی که اینک پیشرفته‌ترین و آزاد‌ترین » کشور آفریقاست بروم. کاش بشود!! خیلی چیزها از جلوی ذهنم عبور می‌کند  از جمله پیشنهاد بسیار ارزشمند حاج سعید حجاریان که  ماه‌ها پیش که ماندلا در بستر بیماری افتاد ، به آقای سید محمد خاتمی رئیس جمهور دو دوره ی ریاست جمهوری ایران پیشنها کرده بود که « آقای خاتمی برای تجلیل از ماندلا به آفریقای جنوبی بروید» .با  خود گفتم کاش حالا  برود! تجلیل بعد از مرگ که سنت ما ایرانی‌هاست!!! کاش یکی که نماد عواطف ملت ایران  نسبت به ماندلا  است،  برود .کاش حاج سعید می توانست با جسم آسیب دیده‌اش برود. همان جسمی که بعد از ترور وقتی در بیمارستان بود به گفته خود آقای حجاریان « ماندلا بسیار پیگیر حالش بود».

ماندلا در کنفرانس‌های و اجلاس‌های بین‌المللی  در باره گفتگوی ادیان و تمدن‌ها و فرهنگ‌ها و در هر جا که بحث در باره صلح و دوستی و نوع دوستی و  فرهنگ « با دوستان محبت و با دشمنان مدارا» بود،  حضوری معنوی داشت. هر جا که سخن از تعامل و همزیستی مسالمت آمیز و تئوری‌های  راجع به مدارای سیاسی و صلح و آشتی و زندگی آرام بشر است، به طور خلاصه هر جا که سخن از  « آزادی » است، نام او می‌درخشد.

در آخرین برگ خاطرات او  یعنی صفحه‌ی  804 ، که از اینجا به بعد عکس‌های خاطره انگیزی از او درج شده است، ماندلا چنین می‌نویسد:

« در طول آن سالهای طولانی تنهایی بود که اشتیاق من برای آزاد بودن مردم من به آرزویی برای آزادی همه مردم، سیاه و سفید ، تبدیل شد. من این نکته را بهتر از هر چیز دیگری می‌دانستم که درست همانگونه که ستمدیدگان باید آزاد شوند ، ظالمان نیز باید آزاد شوند.  انسانی که  آزادی انسانی‌ دیگر را از او می‌گیرد خودش اسیر تنفر است  و  در پشت میله‌های تعصب و کوته اندیشی گرفتار است. من اگر آزادی فردی دیگری را از او می‌گیریم، واقعا آزاد نیستیم و قطعا وضعیت مشابه وقتی است که ازادی مرا گرفته است.

وقتی از زندان آزاد شدم ماموریتم این بود که هم ظالم و هم مظلوم را  آزاد کنم. برخی می‌گویند آن ماموریت انجام شده است. اما من می دانم که اینطور نیست. واقعیت این است که ما هنوز آزاد نیستیم و فقط  این ازادی را به دست آوردیم که آزاد باشیم  و این حق را به ما داده اند که زیر بار ستم نباشیم. ما هنوز قدم نهایی را در این سفر بر نداشته‌ایم ، بلکه تازه نخستین گام را در راهی طولانی‌تر و ختی دشوار تر برداشته‌ایم. چون آزاد بودن فقط دور انداختن زنجیرها نیست بلکه زندگی کردن به شیوه‌ای است که آزادی دیگران را محترم شمارد و ترویج بخشد. آزمون واقعی اخلاص ما نسبت به آزادی تازه شروع شده است.

من راه دشوار و طولانی به سوی آزادی پیموده‌امو سعی کرده‌ام در این راه متزلزل نشوم. البته در این راه اشتباهاتی مرتکب شده‌ام. اما به این راز پی برده‌ام که بعد از بالارفتن از هر تپه‌ای ، در می‌یابید که تپه‌های بسیاری برای بالا رفتن از آنها در پیش دارید. من گاهی  برای دیدن چشم انداز زیبای اطراف خود،  برای نگاه کردن به پشت سر خود و مسافتی که پیموده‌ام ، لحظه‌ای توقف کرده ام. اما فقط برای یک لحظه می‌توانم توقف و استراحت کنم، چون همراه با آزادی ، مسوولیت‌ها وارد صحنه می‌شوند و من نمی توانم درنگ کنم. چون هنوز راه  دشوار  و طولانی آزادی به پایان نرسید.»

او یک مسیحی بود. اما فقط در کتابهایی که در باره زندگی اوست می‌توانی مسیحی بودنش را بفهمی! او سعی کرد چهره‌ای فرا دینی باشد و به گونه‌ای  عمل کرد که در میان  پیروان  همه ادیان و نظام‌های  اعتقادی و فرهنگی،  در یک کلمه در میان  بخش عظیمی از « خلق الله » در نقاط مختلف دنیا،  مورد احترام  شود.

به پاس 27 سال تحمل رنج زندان  برای مبارزه علیه آپارتاید ( تبعیض ) نژادی و سیاسی

به پاس تلاش برای رهایی کشورش از رنج بزرگ استبداد آپارتاید

و به پاس او که با کسی که خواهان اعدامش بود ، در اولین جلسه سوگند ریاست جمهوری ناهار خورد .

به پاس او که در تایید مبارزاتش، ملت ایران و کشور ایران و دولت ایران هرگز حکومت اپارتایدی  افریقای جنوبی را  به رسمیت نشناخت .

به پاس تلاش او برای ترویج روحیه و فرهنگ آزادی خواهی و تحمل و مدارا که او را به جایزه صلح نوبل رساند.

به احترام ملت زجر کشیده افریقای جنوبی و سیاهانی که سالها در سلطه‌ی ارباب سفیدهای نژاد پرست، کشته شده اند.

برای او روحی شاد می‌طلبیم.

 منبع نقل قول : کتاب « راه دشوار آزادی : خاطرات نلسون ماندلا» ترجمه مهنوش غلامی از انتشارات اطلاعات در سال 1390 است که نسخه‌ی در دست بنده، چاپ پنجم است که شمارگانش 5000 نسخه است. چاپ اولش در سال 1374 بوده است. اینک شاید به چاب های بعدی نیز رسیده باشد. این کتاب زندگی‌نامه خودنوشت ماندلاست. خواندنش و بازخواندنش توصیه می‌شود.