بوی خوش بهار نارنج

بحران آب و الهیات زیست محیطی اسلام
نویسنده : پدر خوب ( باقر طالبی دارابی ) - ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٤
 

متن مقدس اسلام یعنی قرآن می‌گوید : « ما آب را مایه‌ی حیات همه چیز قرار داده ایم »( انبیاء، 30) در قرآن بیش از 60 بار از آب ( ماء ) سخن به میان آمده است . 

حیات بدون آب پایان می‌یابد و جهان بی آب یعنی فاقد چهار پنجم از وجود و موجودی که چهار پنجم آن از بین رفته باشد، از مرده بدتر است چرا که مرده رنج نارسایی نمی‌برد اما این موجود نیمه جان از نارسایی 75 درصدی رنج خواهد برد!

بحران آب را می توان از نگاه‌های مختلف بررسی کرد؛ نگاه زیست محیطی، نگاه الهیاتی، نگاه جامعه شناختی و نگاه فیزیولوژیک و البته نگاه کارکردی که شاید آمیزه‌ای از همه نگاه‌ها باشد.

 بیش از 60 بار از آب   و بیش از 50 بار از رود   و بارها از دریا، بارش و جشمه‌سارها  یاد کردن ، قرآن را به یکی از منابع اصلی برای دریافت اصول اسلامی برای مدیریت بحران آب تبدیل کرده است .

اسلام و ایران از بعد از انقلاب اسلامی در سال 57  گره‌محکم تری خورده اند و قانون اساسی جمهوری اسلامی احکام و شریعت اسلامی را پایه و اساس فعالیت‌های سیاسی ، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دانسته است.

نگاهی گذرا به مساله بحران آب در ایران  و استدلال‌های گوناگون در باره‌ی وقوع این بحران و نیز راه‌کار‌هایی برای پیشگیری یا حل آن ارایه می‌ شود‌ ، همه، از یک تفاوت حکایت دارد؛ تفاوت میان روش‌های شناخت، کنترل و رفع بحران آب در غرب و ایران. اسناد تاریخی در باره مدیریت سنتی آب در ایران و اخلاق استفاده از آب در شریعت اسلامی نشان می‌دهد که ایران میراثی گرانسنگ دارد که می تواند آن تفاوت روشی میان ایران و غرب را جبران کند . بهره گیری درست از این میراث می‌تواند به یک الگوی بومی مدیریت بحران آب منتهی شود. 

در دو دهه گذشته در کنار رشد آگاهی نسبت به بحران محیط زیست ، حرکت‌های پر سر و صدا و جنجالی از جمله در قلمرو سیاسی برای دفاع از محیط زیست و حمایت از آن  سر بر آورده اند. این حرکت ها غالبا به انتقاد از سنت‌های دینی نهادینه می‌پردازند و آنها را موجب بروز روحیه بی توجهی باورمندانشان به محیط زیست و در نتیجه الودگی و تخریب آن معرفی می‌کنند.  همین انتقادات باعث شد که کسانی که دغدغه‌ی طبیعت و محیط زیست دارند راه خود را کج کرده و گمشده‌شان را در جاهای دیگر بجویند و از این رو به سراغ ایدئولوژی‌های شبه دینی بروند . اما واقعیت آن است که همین ادیان بزرگ دنیا این ظرفیت را دارند که یک نوع « الهیات زیست محیطی» از دورن آنها بیرون کشیده شود. 

آنچه در سنت اسلامی البته در محدوده‌ی آیاتی از  قرآن که در باره طبیعت و آب و محیط است ، ظرفیت این دین برای ایجاد یک «الهیات زیست محیطی» را نشان می دهد. 

بحران محیط ریست البته در سوی دیگر با بحران معنویت گره خورده است. هر اندازه جهان انسان- بنیاد شد و  به هر میزان که از نقش و نفوذ فوق طبیعات در زندگی انسان کاسته شد و جهان فیزیکی محوریت یافت ، طبیعت نیز به همان میزان آسیب دید. بدون « تولد معنوی دوباره » انسان شاید راه حلی برای بحران محیط زیست نتوان یافت. 

تولد معنوی دوباره  انسان او را به انس و آشتی با طبیعت می‌رساند و هر اندازه دوست شود مهرورز هم خواهد بود. ظرفیت اینجاد این دوستی در میان ادیان مختلف  چه اندازه است؟ در اسلام به چه میزان؟ بی شک تخریب مخیط زیست بطور عام و مصرف بی رویه آب و بحران آب بطور خاص به معنای شکست انسان در ایفای نقش خود است، نقشی که در قرآن از آن به « جانشینی خدا » قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً ( بقره 30 ) یاد شده است؛ جانشینی که باید حافظ طبیعت باشد تا هر آنچه در طبیعت است نیز به گفته خود قرآن ضمن تسبیح خدا ، فرصت و فراغت مناسب تسبیح بشر به درگاه خدا را نیز فراهم آورد.

در این میان تنها واکنش و صدایی که شنیده می شود صدای طرفداران محیط زیست  و سایر دوست داران طبیعت است . صدای آنان هر چند بسیار شنیدنی است اما به درستی شنیده نمی‌شود! چرا که استدلال های آنها را احساسی قلمداد می‌کنند و برخی نیز آنرا حرکتی عرفی یا عقلانی می‌خوانند. متکلمین و فلاسفه اسلامی نیز به منظور اجتناب از حمله به روحیه علمی رایج زمانه غالبا ساکت ‌اند و عقب می‌کشند. به ندرت صدایی بلند می‌شود که بگوید : از یک نگاه دینی و با عنایت به نقش انسان به عنوان جانشینی خدا، او حافظ و نگهبان طبیعت است و این اعتقاد رایج که انسان بر طبیعت مسلط گردانیده شد اعتقادی نادرست و چنین موقعیتی برای انسان یک موقعیت غاصبانه است!( نصر، انسان و طبیعت، 1989) .

در این نوشتار کوتاه در پی طرح  این ادعا یا فرض بوده ایم که : دین اسلام در زمینه بحران محیط زیست و بطور خاص مدیریت بحران آب دارای ظرفیت مناسبی است که حتا می تواند « الهیات زیست محیطی اسلامی » را رقم بزند. 

اما متاسفانه دینداری مسلمانان از یک سو دستخوش فلسفه و تفکر اومانیستی شد و متاثر از فضای پیرامونی  همه چیز را به پای رفاه انسان می‌ریزد و در سوی دیگر راه بازگشت به سنت اصیل و حنیف و ایجاد اخلاق و معنویت دینی در زندگی فردی و اجتماعی که تنها راه حل بحران زیست محیطی است، به دلیل تفسیرهای ناروا و غفلت‌های عالمان مسدود شده است .

وقتی به اسلام و متن مقدس آن یعنی قرآن مراجعه می کنیم با مفهوم « امت میانه»  مواجه می‌شویم. «امت وسط» خصوصیت جامعه‌ى اسلامى است : «و کذلک جعلناکم امّة وسطا لتکونوا شهداء على النّاس و یکون الرّسول علیکم شهیدا( بقره 134) . وسط بودن امت اسلام به دو معنای جغرافیایی و متافیریکی مراد است. ساختار عقلانی اسلام و عقاید کیهان شناختی آن می تواند راه حل‌های عملی و حتا تفسیری برای متون مقدس ادیان دیگر نیز باشد. در اسلام میان انسان و طبیعت پیوندی جدایی ناپذیر به تصویر کشیده شده است . دز تاریح اسلام ، عرفان و طبیعت  با هم گره خورده اند.  غالب عارفان از مشاهده طبیعت غافل نبوده اند.