بوی خوش بهار نارنج

سریال پایتخت 3 و لمپنیسم رسانه‌ای!
نویسنده : پدر خوب ( باقر طالبی دارابی ) - ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱۳
 

اوه مای گاد، داداش، فدایی داری!!! لمپنیسم اگر چه یک اصطلاح مارکسی است اما به مرور  در ادبیات سیاسی و اجتماعی رواج یافت و در نوشته‌ها و گفته‌های طیف‌های مختلف فکری بکار می‌رود. مهمترین ویژگی لمپنیسم،  ارزشمند و قابل احترام و تقلید  جلوه دادن افراد فاقد معیار‌ها و تراز فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی است.

در هنگام تماشای سریال پایتحت ، اگر چه گاه صدای خنده‌هایم به آسمان می‌رفت اما بطور پایدار در نهاد خویش مساله‌ای داشتم که من را وا داشت تا آخرین قسمت این مجموعه  آنرا را ببینم. انکار نمی‌کنم که سریال مخاطبان زیادی پیدا کرد و بسیاری را خنداند و هم استانی‌های خوب مازنی‌ و  نیز هم میهنان گلستانی ( علی آباد)  را درست یا نادرست،  به تصویر کشید. آن مساله  تا آخرین قسمت  در ذهنم ماند و در پایان فرضیه‌ام تایید شد؛ اینکه  « مجسم ساختن الگوی‌های ارزشی یک ملت  در چهره و کاراکتر افرادی ( مانند بهبود ، نقی و ارسطو ) که هر کدام بنابر سناریوی سریال  جزو انسان‌های « لمپن » به حساب می‌آیند ، درست نیست».

بهبود یک پرولتاریا است با دستمزدی اندک که قهرمان « زیست محیطی » می گردد و  « نقی » یک خرده بورژوا که  سابقه او در کشتی برای او یک « سرمایه اجتماعی » است و ارسطو یک لمپن در حال رفت بر گشت در میانه‌ی اصالت  « پرولتاریایی » و  عاریت  « بورژوازی». ازیک سو قیافه و منش لاتی دارد و از سوی دیگر تقلید سوسولی از واژگان غربی می‌کند و نماد دلدادگی به فرهنگ فرنگ است.  این هر سه  نفر در سومین ساخت « پایتخت » در واقع یک چیز را نمایندگی می‌کنند و آن «لمپنیسم » است. اما اینبار « لمپنیسمی که در یک رسانه و در سطحی میلیونی  خواسته یا ناخواسته کاراکترهای نادرست اجتماعی ، معنوی و روانی و فرهنگی را به عنوان الگو‌ و تجلی آرمان‌های مردم معرفی میکند و دست‌های  نیازمند مردم را برای « پیروزی» ، « شفا یافتن» و « سامان‌گرفتن» آنها به آسمان می‌برد. این در حالی است  که هیچ کس در خلوت خویش حاضر نیست  یکی از «کاراکترها»  باشد. با این وجود همه جاضرند دعا کنند که او با همان ویژگی  شخصیتی، «‌قهرمان » شود؛ یکی در عرصه ورزش،  یکی در عرضه محیط زیست و یکی در عرصه خانواده. این «همذات نا پنداری » در دورن و  هم نوایی در بیرون که سریال در مخاطب ایجاد می‌کند، سهمگین ترین ضربه به «دریافت آزاد حقیقت »  و تضعیف « جریان سیال نگاه انتقادی و خود انتقادی » است.

لمپنیسم اگر «ارزشمند سازی بی ارزش ها » باشد که هست پس سریال پایتخت را می‌توان نوعی لمپنیسم رسانه‌ای دانست.