بوی خوش بهار نارنج

دین و اقلیت‌های دینی در ادبیات فارسی
نویسنده : پدر خوب ( باقر طالبی دارابی ) - ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/٢
 

 درس« تاریخ مناظرات کلامی اسلام و مسیحیت» دوره‌ی دکتری ادیان تطبیقی گرایش الهیات مسیحی فرصتی برای تامل بیشتر بود. در این درس از موضوعات مختلف سخن گفته شد.  بخشی را به موضوع بازنمایی چهره مسیح و مسیحیت در شعر و ادب فارسی اختصاص یافت. در این حوزه کارهای مهمی شده است از جمله کتاب همسر آقای زرین کوب خانم قمر آریان که رساله دکتری ایشان است. با این همه برخی از موضوعات هم چنان جای کار دارد. بنابراین توجه میراث ادبی خودمان و  بیرون کشیدن دیدگاه ها و سنخ شناسی و طبقه بندی آن می‌تواند به تدوین برنامه های کلی در باره مناسبات اسلام و ادیان دیگر و ایران و کشورهای دیگر کمک کند.

  • بازنمایی چهره ابراهیم و برخی دیگر از پیامبران که میان مسیحیت و اسلام مشترک است. البته حضرت ابراهیم ویژگی خاصی دارد چرا که ادیان اسلام و مسیحیت و یهودیت را فرزندان ابراهیم یا ادیان ابراهیمی می گویند. در این باره بحث‌هایی کردیم و یک جلسه از کلاس را به بحث در باره نقش باز خوانی شده‌ی او در گفتگوی میان ادیان ابراهیمی و نیز گفتگوی ادیان بطور عام اختصاص دادیم. تحلیل روایی و فراروایت از وقایعی که در زندگی او رخ داد، می‌تواند محقق را به این جمع بندی برساند که او همچنان می‌تواند « کلمه سواء» میان ادیان باشد.
  • بحث دیگر می‌تواند به بازنمایی جایگاه اقلیت‌های دینی در نوشته‌های ادبی و شعری ما باشد. 
  • از موضوعات دیگر و اساسی تحلیل گفتمان ادبی ایران در دو برهه‌ی قبل و بعد از انقلاب است. باید دید که در این گفتمان چه نظام معنایی و نشانه‌هایی برای جایگاه و حقوق اقلیت‌های دینی در نظر گرفته شد.
  • بازنمایی چهره غیر مسلمانان در گفتمان فقهی اسلام و تشیع نیز موضوع با اهمیت دیگری است که کار نشده است. مرحوم استاد مطهری در بخش پایانی کتاب عدل الهی در بحث از « عمل خیر غیر مسلمانان » تلاش کرده است معیاری برای ارزیابی به دست دهد اما در کل تحلیل‌ها ناتمام است و تحقیقات جدید تری را می‌طلبد. البته در آن بحث هیچ اشاره ای به ادبیات نشده است. گویی او با زبان خود دو نظر متعصبان (‌ به زبان امروزی انحصار گرایان ) و روشنفکران ( تکثرگرایی امروزی) را رد می کند و در نهایت خود به گونه ای موضع می گیرد که به زبان روز می توان گفت که او گویی   شمول گرایی را ترجیح می دهد. در کل این بحث اگر چه استناداتی به بحث های فقهی هم شده است اما بحث وی بیشتر کلامی است.
  • از جمله میراث ماندگار ادبی شاهنامه است. شاید بررسی نوع دینداری در اشعار شاهنامه و جایگاه غیر مسلمانان و « دیگران دینی » یا غیر خودی جالب توجه باشد. اشعار حماسی و اشعار عاطفی همیشه برای ایرانیان دلچسب بود. اگر چه این اواخر اشعار اجتماعی و نقد‌های اجتماعی در آن هم مخاطبان خاص خود را پیدا کرده است. البته در گذشته نیز عبید زاکانی و ایرج میرزا هم مطرح بوده و هست. آنچه غرض ماست گونه شناسی مواجهه ادبی با اقلیت های دینی است. 
  • با اندکی تفاوت می‌توان از بازنمایی جایگاه اقلیت های دینی در رمانها و داستان‌های قبل و بعد از انقلاب بحث کرد. 
  • البته گاهی آدمی به این نیز می اندیشد که ببیند در سفرنامه‌ها دین و دینداری در میان ایرانیان چگونه تصویر شد و در آن مدل دین و دینداری جایگاه اقلیت‌های دینی چگونه بوده است .

اینها چند نمونه از مباحثی بود که جا دارد دانشجویان و محققان توجه بیشتری به آن داشته باشند.