بوی خوش بهار نارنج

«کشمکش » شناخت آفرین
نویسنده : پدر خوب ( باقر طالبی دارابی ) - ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٤
 

 

 نخست ، جامعه شناسی شناخت به ما می گوید:«همه ی عناصری که فرهنگ را تشکیل می دهند، شناخت ساز هستند. و اما شناخت وقتی نو شد همه ی اجزای فرهنگی را نو می کند. اگر وضعیت علمی یا دینی در یک جامعه اجازه داد که به شناخت جدید برسیم ، خودبخود نگاهمان به علم، دین و فرهنگ  تغییر میکند. فقط  جامعه بسته  است می ترسد که باز شود و زمینه را برای شناخت جدید آماده کند.

 دوم ، بی تردید  ما آدمها  تعلقات متفاوت و متنوعی داریم. از جمله این تعلّقات ، تعلّق جفرافیایی  است.  باید متوجه باشیم که ممکن است که  این تعلق جغرافیایی با  تعلقات  دیگر در عرض هم حرکت نکنند و  در نتیجه موجب ایجاد تنش وکشمکش شوند. برای مثال ، گاهی تعلق جغرافیایی با تعلقات  دینی ،قبیله ای، خانوادگی، فرهنگی و سیاسی در «کشمکش » قرار میگیرد. در اینجا باید توجه داشت که نوع برخورد جوامع  و افراد آن جوامع با این نوع کشمکش ها،  با نو شدن یا ایستایی شناخت در آن جامعه، پیوندی نزدیک دارد. این «کشمکش» در کل منبع نو آوری شناختی و نوشدن معرفت در جامعه است . البته می تواند به ضد خودش نیز تبدیل شود.

سوم ، فرهنگ ها و جوامع و افرادی  هستند که « این کشمکش ها » را تشویق میکنند  و قدر میشناسند و بر صدر می نشانند؛ در نتیجه شناخت در آنها زود تر نو میشود. و جوامع ، فرهنگها و افرادی هستند که این «کشمکش ها» را منع می کنند که در نتیجه شناخت در آنها به راحتی نو نمی شود و یا حتا دچار « انسداد شناختی» میشوند و در نتیجه حذف معنوی و فیزیکی «دیگری » در دستور کار قرار می گیرد.  

چهارم ، شاید این جمله منسوب به پیامبر اکرم ص که می فرمایند : «اختلاف امتی رحمه» را بر اساس درک جامعه شناسی شناخت، به « کشمکش تعلقات» تاویل برد که قدر شناسی آن و سامان دهی آن بر اساس ارج نهادن به « صدای مخالف»،  به نو شدن شناخت بیانجامد. 

پنجم، کشمکش ها،  شناخت جدید تولید می کنند و بازی گران میدان کشمکش خواسته یا نا خواسته  دیگران را با شناخت جدید آشنا می سازند که بی تردید در ادامه راه،  گفتمان موجود میان طرفین « کشمکش » را عوض خواهند کرد و این بسیار نوید بخش است. به یقین نتیجه کشمکش « تغییر » است نه « تقلید » از یکی از طرفین.