بوی خوش بهار نارنج

تاثیر واقعیت یا موقعیت بر اندیشه
نویسنده : پدر خوب ( باقر طالبی دارابی ) - ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱٥
 

براستی آدمیان چگونه می‌اندیشند؟

 مقصود از این پرسش آن است که بدانیم اندیشیدن چگونه در زندگی همگانی به عنوان ابزارهای عمل جمعی ایفای نقش می‌کند؟

 جامعه شناسی شناخت در صدد است که اندیشه را در بستر عینی و مشخص یک موقعیت تاریخی – اجتماعی درک کند، موقعیتی که اندیشه‌های تفکیک شده‌ی افراد در درون آن به صورتی بسیار آرام و تدریجی سر بر می‌آورند.

پس بطور کلی این انسان‌ها نیستند که می‌اندیشند... به بیان دقیق‌تر، گفتن اینکه فرد واحدی می‌اندیشد سخنی است نادرست. ادمیان ، برحسب زمینه‌ی خاص فعالیت جمعی‌ای که در آن شریکند، همواره جهان در برگیرنده‌ی خود را گوناگون می‌بینند. دانشگاهیان، حوزویان، نظامیان و ... هر کدام متاثر از « حوزه فعالیت جمعی » خود هستند و بنابراین جهان اجتماعی را آنگونه می بینند.

رسالت  تحصیلکردگان نواندیش و روشنفکر

بر خلاف مارکس معتقدم این باورهای طبقه‌ی حاکم نیست که غالب و حاکم می‌شود . تاکیدم بر این است که اگر چه جوامع، آشکار یا پنهان ، دارای نظام تفکیک طبقاتی هستند  اما در خود قشری خاص را جای داده‌اند که « عبارتند از افرادی که تنها سرمایه‌ی آنها تحصیلات آنها» است.از آنجایی که این قشر از میان طبقات مختلف ظهور می‌کند ، دارای دیدگاه‌های متضاد و متعارضی در درون خود است. اما آنها از ملاحظات طبقاتی ( ایدئولوژیک یا اتوپیایی ) فراتر خواهند جَست. از این جهت، اینان به موقعیت اجتماعی میرسند که  فقط به مساله‌ی  خاستگاه طبقاتی آنها بر نمیگردد. صورت « چندگانه و امتزاجی‌» این قشر موجب می‌شود که نوعی « انرژی بالقوه» در میان برخی اعضای آنها تولید شود که موجب شکل گیری « جماعت روشنفکران» می گردد.  این جماعت روشنفکری برای برانگیختن احساسات اجتماعی و دست رسی به نیروی های پویا و متعارض جامعه بکار می‌آید. این نیروهای پویا چالش های فکری و عملی ، نگاه های اتوپیایی و ایدئولوژیک را به چالش  می کشند و ثمره آن در تکاپو افتادن سخنگویان طبقات است  که سعی می کنند با پرسش های مطلوب طبقه خود  و جهت دادن به به فکر مخاطب ، هم پاسخی ایدئولوژیگ دست پا کنند و هم نظامی اتوپیایی ترسیم. اما این بار نیز اگر آنها پاسخ های خود را معطوف به واقعیت و موقعیت موجود نکنند، دردی دوا نخواهد کرد.