بوی خوش بهار نارنج

نو شدن شناخت به مثابه «رهیافت عقلانی به بازسازی اجتماعی»
نویسنده : پدر خوب ( باقر طالبی دارابی ) - ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢٠
 

 

 فرهنگو شناخت

جامعه شناسی شناخت به ما می گوید: «همه ی عناصری که فرهنگ را تشکیل می دهند، شناخت ساز هستند. و اما شناخت وقتی نو شد همه ی اجزای فرهنگی را نو می کند." اگر وضعیت علمی یا دینی در جامعه اجازه داد که به شناخت جدید برسیم ، خودبخود نگاهمان به علم، دین واعتقاد تغییر میکند. فقط فرهنگ بسته میترسد که باز شود و زمینه را برای شناخت جدید آماده کند.

مهاجرت و شناخت

باز جامعه شناسی شناخت به ما می گوید که «جبرهای شناختی» در هر جامعه ای وجود دارد اما همیشه می توان از آنها فراتر رفت. « شناخت ها در یک جامعه محصور نمی شوند» و از همین رو مساله ای به نام « تجارت ایده» مطرح می شود که « به توسط آن،  جزم های موجود در یک جامعه  تضعیف می شوند و تا جزم  ها تضعیف نشوند شناخت جدید  حاصل نمی شود.»  تجارت ایده موجب مواجهه ی فرایند شناخت با فرهنگهای دیگر می گردد و به « جدید شدن شناخت میانجامد». تجارت ایده حتی گاه دستوری نیز هست  « باید بروند جاهای دیگر تجارت ایده کنند تا حرف جدید ( مثبت یا منفی ) حاصل آید.» .  (اطلبوا العلم ولو بالصین) . علم را حتا اگر مستلزم سفر به چین هم باشد، بیاموزید.

تعلقات و شناخت

بی تردید آدمیان تعلقات متفاوت و متنوعی دارند. از جمله این تعلقات ، تعلق جفرافیایی  است. اما « اینطور نیست که همه ی این تعلقات در عرض هم حرکت کنند و تنش ایجاد نکنند. گاه یک سری ارزش های دینی با ارزش های قبیله ای، خانوادگی  یا فرهنگی  و جغرافیایی در « کشمکش » قرار میگیرد». نوع برخورد جوامع با این نوع کشمکش ها با نو شدن یا ایستایی شناخت در آن جامعه پیوندی نزدیک دارد. این کشمکش در کل « منبع نو آوری شناخت در جامعه است» و البته فرهنگ ها و جوامعی هستند که « این کشمکش ها را تشویق می کنند»  و در نتیجه شناخت در آنها «زود تر نو می شود». و جوامعی هستند که این کشمکش ها را منع می کنند که در نتیجه شناخت در آنها به راحتی نو نمی شود.

کجروی و شناخت

 در فرایند نو شدن شناخت کسانی نقش اول را بازی می کنند که شناخت جدید( مثبت یا منفی ) را وارد آن جامعه می کنند. از  اینها به « کجرو » و از عمل آنها به کجروی شناختی یاد می شود. در بستر جامعه شناسی شناخت این اصطلاح هیچ بار ارزشی ندارد و از همین رو  معروف است که می گویند « مصلحان هر جامعه ای کجروهای بزرگ هستند» و البته جوامع بسته  با «کجرو» برخورد شدید می کنند ولی جامعه مدرن یا «جامعه باز» برای آن ارزش قایل است. جوامع  بسته غافل از نقش مهم و اساسی  نو شدن اندیشه و شناخت،  « از به رسمیت شناختن این کجروی سر باز می زنند و در نتیجه شناخت در آنها نو نمی شود.».

یکی شدن پناهگاه و زندان

ممانعت از نو شدن شناخت، بسته بودن جامعه، ایستایی جامعه در فضای  بی  مدارا ،  به یک فضای خود سانسوری می انجامد. در چنین فضایی « سخن گفتن فلسفی در قالب الهیات »  رواج می یابد که در واقع نه فلسفی است و نه الهیاتی .  نوعی در لفافه سخن گفتن است. شناخت های حاصل از مهاجرت و تجارت ایده که وارد  جامعه ای میشوند ،  آگاهانه یا نا آگاهانه در قالب های دیگری مطرح می شوند  تا حساسیت « جامعه  » بر انگیخته نشود. این [یعنی در لفافه و در قالب دیگری سخن گفتن]  می تواند نشان دهد در چه جامعه ای هستیم.

شفافیت و شناخت

این مساله برای جامعه شناسی شناخت خیلی اهمیت دارد. چون  اینکه در جوامع مختلف بویژه جامعه بسته یک سری حرفها ی فلسفی و غیر الهیاتی را عریان [ = شفاف ] کسی نمی تواند بگوید افراد آگاهانه یا نا آگاهانه قالب الهیاتی انتخاب می کنند  و سعی می کنند در عبارات اخلاقی و دینی و موعظه مطرح کنند . این یعنی در واقع افراد به خود سانسوری و در لفافه سخن گفتن رو می آورند . یعنی مجال « نو شدن شناخت » پدید نمی آید و جامعه ای که شناخت در آن نو نشود « جامعه ی بسته» است و جامعه ی بسته موجب چیز هایی مثل « شناخت التقاطی» و « قالب های دروغین » میشود که هر عقل و اندیشه ی جمعی آنرا نا هنجار و آسیب می داند.  پس باید به سراغ شفافیت رفت تا «شناخت نو » حاصل آید. جامعه ایی که شناخت در آن نو شود « جامعه نیک » است.

راه عقلانی برای رسیدن به جامعه نیک نو شدن شناخت است. اجتهاد به مثابه روش در اینجا می تواند نو شدن شناخت را تسهیل کند.