بوی خوش بهار نارنج

مصاحبه کوتاه در باره عرفان‌های نوظهور
نویسنده : پدر خوب ( باقر طالبی دارابی ) - ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢۳
 

بنام خدا. معمولا مصاحبه نمی‌کنم. روزی تلفنم زنگ خورد. گوشی را برداشتم. از آن سوی خط صدای جوانی خود را معرفی کرد و گفت می‌خواهد مصاحبه کند. مثل همیشه پاسخم منفی بود و تاکید کردم اگر هم مصاحبه بکنم، تلفنی مصاحبه انجام نمی دهم. 

هفته بعد در نماز خانه دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی تهران  میان دو نماز جوانی خوش سیما و مودب سراغم آمد و پرسید « جناب آقای دکتر طالبی؟» پاسخ دادم « بله بفرمایید». گفت با شما تلفنی صحبت کردم و گفتید مصاحبه نمی کنید. میخوام حضوری مصاحبه کنم. نتوانستم به او نه بگویم. گفتم باشه انشا الله هفته بعد. 

هفته بعدتر ؛ دفتر انجمن قرآن دانشکده، من و او و یک ضبط. چند پرسش و چند پاسخ کوتاه.

امروز پیامک فرستاد که در سایت خبرگزاری پانا منتشر شد. گفتم قرارمان این بود که قبل از نشر ببینم متن را! از تیتر انتخابی دلخور بود و گفت اگر موافق نیستید بگویم از خبرگزاری بر داریم. مرور کردم . به رغم حذف برخی جاها و برخی اغلاط تایپی و به رغم اختصار زیادش، احساس کردم کارش به عنوان یک جوان مقطع لیسانس روزنامه نگاری که برای یک خبرگزاری نسبتا پرمخاطب ( مربوط به آموزش و پرورش) کار می‌کند، خوب است. اصل مصاحبه با همه اختصارش شاید بی فایده هم نباشد.

 

گفتگوی تفصیلی پانا با یک پژوهشگر دینی :

آمیختگی مضامین مهمترین ویژگی فرقه های نوظهور/کتبی برای مقابله نداریم

 خبرگزاری پانا: پدیده ادیان و عرفان های نوظهور چند صباحیست که به مدد درنوردیده شدن مرزهای جغرافیایی به وسیله وسایل ارتباطات جمعی و گرایش انسان به نوعی فردگرایی رمانتیستی به صورت جدی مطرح شده است و شاهد رشد این فرقه ها و گرایش مردم به خصوص جوانان و نوجوانان به آن هستیم.

خبرگزاری پانا+

پدیده ای که اگر به خوبی درک درستی از آن نداشته باشیم و نتوانیم آن را آسیب شناسی کنیم،می تواند لطمات جبران ناپذیری به معنویات و احساسات جوانان وارد کند. از همین رو با حجت الاسلام دکتر باقر طالبی استاد دانشگاه و پژوهشگر در حوزه ادیان به گفتگو نشسته ایم که در پی می آید؛

 کمی در رابطه با پیوستگی مفاهیم معنویت و دین توضیح دهید.

-  باید عرض کنم مفاهیم عرفان و معنویت و دین دسته کم در دوران اخیر از هم تفکیک شده اند.البته در زمانی هم با هم پیوستگی داشتند و هنوز هم هستند کسانی که بر پیوستگی این مفاهیم تاکید دارند.

در چه دوره ای این مفاهیم از هم تفکیک شدند؟

- پدیده تفکیک بین دین و معنویت و عرفان یک مفهوم متاخره و مربوط به 2 ،3 دهه اخیر است که آن هم ناشی از به وجود آمدن یک درک متفاوت یا به تعبیر بعضی اندیشمندان مدرنیته متاخر است که یک برداشت جدید از این 3 فضا ارائه می دهد.

خاستگاه این ادیان و عرفان های نوظهور کجاست؟

- از دهه 60 میلادی یکسری تحولات در غرب رویداد که از آن به عنوان چنبش های فرهنگی یا ضد فرهنگی یاد می شود.این جنبش ها به طور خاص در اروپا و اروپای غربی و بعد از آن در آمریکا به وجود آمد که بیشتر جوانان در آن نقش داشتند.اینها دو نقد اساسی به فرهنگ دینی-مسیحی و به طور خاص مسیحیت به عنوان دینی سازمان یافته سنتی وارد داشتند.حرف این جنبش ها این بود که چرا در گذشته و به خصوص در طول جنگ های جهانی اول و دوم مسیحیت به عنوان یک دین نتوانسته است نقش آفرینی مثمر ثمری داشته باشد و جلوی جنگ و کشتار را نگرفته است.یک نقد هم مربوط به عصر حاضر وارد کردند و گفتند این دین علاوه بر نقصان های گذشته در عصر حاضر هم جوابگوی نیاز های ما و متناسب با سبک زندگی ما نیست.

یعنی با این تفاسیر ضد فرهنگ ها مذهب را نفی نمی کردند ؟

- اساسا ضد فرهنگ ها مذهب را نقد مذهبی می کنند.این جریان به نحوی نوگرایی دینی را به وجود آوردند به قول جامعه شناسان خاستگاه اینان ضدیت با دین نبوده است بلکه نقد وضع موجود و نوعی نوگرایی در دین است.البته بعدها شاهد حرکات رادیکالی در دل این جریان بودیم به نحوی که جان لنون در شعر معروفش می گوید جهانی را بدون دین تصور کن.

رابطه کلیسا ها با جنبش های نوگرایی دینی چگونه بود؟

- به این دلیل که بعد ها در دل این گروه ها،جنبش های ضد دین و ضد مسیحیت به وجود آمد که به عنوان یک شکاف و انشقاق دینی مطرح شد،وعدم تبعیت از جریان اصلی مسیحیت کلیساها این گروه ها رو گروه های انحرافی نامید.البته در حوزه پژوهشی نام گذاری های مختلفی توسط جامعه شناسان و روان شناسان صورت گرفت اما برجسته ترین نامی که برای اطلاق به این جنبش ها جا افتاد،جنبش های نو پدید دینی بود که در دهه 80 میلادی مطرح شد.

نوع مواجه پژوهشگران در غرب با این پدیده چگونه است؟

من یک سخنرانی تحت عنوان رویکرد های جریان های پژوهشی در خصوص جنبش های نوگرای دینی در غرب داشتم که در آن به چگونگی پرداخت پژوهشگران در غرب به این موضوع و واکنش کلیسا به عنوان نهاد دین و واکنش مردم عادی به این جریان ها و اینکه چه افرادی با چه تیپ اجتماعی و سن و وضعیت فرهنگی جذب این گروه ها می شوند،اشاره کرده ام که طبیعتا این پژوهش ها در غرب به بوجود آمدن یک ادبیات قوی پژوهشی در غرب منتج می شود و باید با کمال تاسف اعلام کنم ما در ایران مواجهات الهیاتی و جامعه شناختی و روان شناختی با این پدیده نداریم.

 این جریان ها از چه زمان وارد کشور ما شدند؟

دهه 60 میلادی که مصادف با دهه 40 شمسی خودمان بود،گروه هیپی ها در کشور ما به عنوان یک جریان معارض فرهنگی مطرح بود.هیپیز یک جریان کاملا نواندیش در حوزه دین و فرهنگ بود و برای نشان دادن اعتراض خودشان به وضع موجود موهای خود را بلند می کردند و لباس های شهرت اصطلاحا می پوشیدند اما همه ی این اقدامات به پشتوانه یک سیستم اعتقادی-انتقادی و نهاد سازی بود که در ایران به دلیل فقدان این فاکتور فقط نوع لباس و مدل های عجیب و غریب مد رواج پیدا کرد.بنابراین نقطه آغاز ورود جریان های نواندیش در کشور را می بایست مربوط به هیپی ها در اواخر دهه 40 دانست.اما با گسترش رسانه و قدم گذاشتن در عصر ارتباطات رواج این جنبش ها تسریع داده شد بنابراین نمی توان یک آغاز دقیقی برای ورود این جریان ها به کشور تعیین کرد.

با توجه به برخورداری از غنی ترین معارف و عرفان ها در کشور،علل گرایش برخی جوانان و نوجوانان به این عرفان هاچیست؟

ما برای بررسی چرایی این سوال می بایست سه نوع تفسیر الهیاتی،جامعه شناختی و روان شناختی را برسی کنیم.در حوزه الهیاتی می توان گفت کسانی که جذب این گروه ها شدند،نسبت به وضع موجود منتقد هستند که ساختاری یا نهادی شدن دین،پاسخگو نبودن سخن گویان دین مثل ما طلبه ها و روحانیون،بی جواب ماندن پرسشهای افراد و یا عملکرد خود نهاد دین در ایجاد و شکل گیری این انتقاد و سوال ها نقش به سزایی دارد.

به لحاظ جامعه شناختی هم تاثیرات تکنولوژی،فرآیند سکولاریزه شدن جامعه فرآیند مدرنازیسیون شدن جامعه و... می بایست مورد برسی قرار بگیرد.اما مهمترین بخش از نظر من بعد روان شناختی کار است که با روان شناسی اجتماعی در ارتباط است.فردگرایی مثل همه جای دنیا در ایران هم رو به گسترش است که این موضوع بسیار مهمی است و جای بحث دارد.فرد گرایی رومانتیسیستی و فرد گرایی ساده در لایه هایی در ایران در حال رخ دادن است که بایست تحلیل های روان شناختی-اجتماعی و الهیاتی در این خصوص صورت گیرد.انسان به لحاظ روانی به مرحله ای می روسد که خود و درون  او خیلی موضوعیت پیدا می کند و برای رسیدن به این به هر نوع منبعی اعم از منابع سنتی و غیر سنتی روی می آورد.

آیا می پذیرید در آشنایی و معرفی معارف دینی به مردم به خصوص جوانان ضعف داریم؟

بله همینطور است در این زمینه یک خود انتقادی لازم است.

شما به عنوان یک روحانی بیشترین انتقاد رو مربوط به کدام حوزه می بینید؟

محتوای دین که بسیار غنی است اما کتبی که بتواند این محتوا را به راحتی در دسترس عموم قرار دهد تالیف نکردیم.مثلا یک کتاب به سبک آثار پائلو کوئیلو نداریم که بتوانیم عرفان اهل بیت سلام الله علیهم اجمعین را در آن توضیح داده باشیم و بتوانیم در دسترس عموم مردم قرار دهیم
در زمینه محتوا نوع تفسیری هم که از محتوا ارائه می دهیم در بعضی جاها دچار ضعف است طوری که طرف احساس می کند تفسیر یک تفسیر به تعبیر دورکیم جمع گرایانه است و فرد را و درونش و احساساتش را لحاظ نکرده است.من نوعی وقتی بخواهم خود را بیان کنم می بینم تفسیری که از دین برای من ارائه شده است اصلا فردیت من را در نظر نگرفته و گویی فردیت آدمی هیچ است،که طبیعتا این لطمه وارد می کند که می بایست در شیوه های تفسیر دقت بیشتری صورت گیرد.به لحاظ سازمانی هم نهاد هایی متولی دین هستند بسیار کلیشه ای عمل می کنند

نقش روحانیون و طلاب به عنوان سخن گویان دین در ترویج معارف و جذب جوانان به این معارف چقدر است؟

سخنگویان دین می بایست از نیاز های جوان اگاه باشد و آن ها را بشناسد.روحانی باید این تحول درونی در جوانان که در حال رخ دادن است را درک کند و بشناسد.به نظر من ما خیلی مکانیکال به قضیه نگاه می کنیم تا ارگانیکال که به تبع این نگاه مکانیکی به جوان،احساسات و عواطف او را در نظر نمی گیرم و وقتی ما جوان را نشناسیم نیاز های او را هم نمی شناسیم و به طبع برای رفع نیازهای او نمی توانیم چاره جویی کنیم این جاست که جوان به منابع دیگر و عرفان های جدید روی می آورد.

پس اینکه تا یک نفر عضو این گروه ها شود ما فورا برچسب  بزنیم درست نیست ،موافقید؟

بله همینطور است.نزدیک به 15 سال پژوهش های من در این زمینه نشان می دهد که کسی که گرایش پیدا می کند به این جنبش ها بیمار است.بیمار تیماری می خواهد.

مهمترین ویژگی این گروه ها که می تواند عده ای را جذب خودش کند ،چیست؟

قبل از هر چیز باید بگویم همه محتوای این عرفان ها و گروه ها منفی نیست بعضا با معارف خودمان هم تطابق دارد،اما مهمترین ویژگی این جنبش ها التقاطی بودن آن است.التقاط به این معنی که خدمات سلف سرویسی به فرد ارئه می دهد به این صورت که ظرفی را در اختیار فرد قرار می دهد و می گوید از فروشگاه ادیان هرچی که دوست داری برای خود بردار.هیچ کدام از این گروه ها ضد دینی نیستند،بالعکس این گروه ها همه دینی می باشند.به طور کل می توان گفت معنویت گرایی در حال تبدیل به یک گفتمان است.

مشکلات ما در زمینه ارائه معارف اسلام به مردم کدام است؟

یکی از مهمترین مشکلات ما جزم اندیشی هایی است که در حوزه دین صورت می گیرد و همچنین فاصله گرفتن از منطق اهل بیت که در برداشت ما از دین مشکل ایجاد می کند.یکی دیگر از مشکلات ما آسیب پذیرشدن بعد از وارد کردن دین در حکومت است به این صورت که هر خطایی از حکومت صورت گیرد به پای دین هم نوشته می شود.من یک فعال فرهنگی یا الهیاتی در مقابله با این پدیده نیستم من یک محققم.من این مسئله را با استفاده از تحقیقاتم تبیین می کنم و آقای الهیاتدان می بایست از این موضوع دفاع کند.

با توجه به این سخن شما آیا وحدتی بین تئورسین ها با ایدئولوگ ها در این زمینه است؟

نه به نظر من نیست.در ایران قضیه خیلی ژورنالیستی شده است به این صورت که همه ی این عرفان های نوظهور را به نام شیطان پرستی معرفی می کنند در صورتی که شیطان پرستی اصلا عرفان نیست.ما یک دوره گرایش به معنویت های سازمان یافته را پشت سر گذاشتیم و حالا به سمت معنویت های غیر سازمانی در حال حرکتیم،لذا نانهادینگی در حوزه معنویت گری به عنوان رقیب برای گفتمان دین در حال شکل گیری است.

به عنوان آخرین سوال مهمترین کتابی که در زمینه مقابله با این عرفان ها در کشور تالیف شده است کدام است؟

برای مقابله که کتابی نداریم در حال حاضر ولی یک کتاب تک جلدی به نام آفتاب سایه ها اثر آقای دکتر فعالی هست که یک مقداری اطلاع رسانی و نقد این عرفان ها را انجام داده است که البته نقد هایی هم به لحاظ روش علمی برآن وارد است.ارزیابی بنده این است که ادبیات موجود مجموعه ادبیات قوی نیست که از یک سیر تحلیلی و شناختی همراه با راه حل برخوردار باشد در مجموه پژوهشگرانی داریم که در این زمینه خوب کار می کنند و فعال هستند اما الهیات دانان و کلامیون آن ها را همراهی به صورت جدی نمی کنند.

 گفت‌وگو از امیرحسین زین‌الدین

منتشر شده
کدخبر:325093منبع:تاریخ انتشار:۱۳۹۳ بیست و سوم اسفندلینک خبر: