بوی خوش بهار نارنج

روز اول مدرسه ( مهرماه ۱۳۸۶ )
نویسنده : پدر خوب ( باقر طالبی دارابی ) - ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۳
 

سلام. من بعد از مدت ها دوری از وبلاگ دوباره آمدم تا بنویسم و خیلی خوشحالم که این سعادت دوباره نصیب من شده که در خدمت شما باشم. ما الان در ماه مبارک رمضان هستیم و من امیدوارم که روزه های شما قبول خداوند قرار بگیرد. من دیروز ، بعد از یک روز تاخیر ، با دهان روزه به مدرسه رفتم. مدرسه رفتن با دهان روزه یک حال دیگر دارد. من و دوستانم بعد از مدت ها همدیگر را ملاقات کردیم و از دیدن یکدیگر خوشحال شدیم. دیدن دوباره ی معلم ها، گچ، تخته پاک کن ، تخته سیاه که سه ماه منتظر بودند تا مدرسه ها باز شود و کسی با یک تیکه کچ کوچولو روی تخته سیاه بنویسد . و کتاب ها که همه منتظر بودند که کسی بیاد و آنها را بخونه . بالاخره همه به ارزوی خودشان رسیدند و اولین روز مدرسه با خوشحالی آغاز شد.