بوی خوش بهار نارنج

به تابش نور وجودت سایه‌ام روشن شد: شادباش میلاد امام حسین(ع)
نویسنده : پدر خوب ( باقر طالبی دارابی ) - ساعت ۸:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٤
 

السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منّی سلام‌الله ابدا ما بقیتُ و بقی‌اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منّی لزیارتکم. السلام علی‌الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.

زادروز امام عزیزی را گرامی می‌دارم که مهرش را با شیر از مادر گرفتم و در فرایند زندگی با شرکت در مراسم عزاداری‌اش رابطه‌ی عاطفی‌تر با او بر قرار ساختم و اینک پس از یک سفر کوتاه به کربلا که خود ماجراها دارد و زیارت کوتاه ‌تر حرم مطهر آن حضرت که در زمستان 89 در حاشیه شرکت در کنفرانس گفتگوی ادیان در نجف، نصیبم شد، احساس می‌کنم که باید از بعد عاطفی و اجتماعی وجود آن نازنین فراتر بروم و میان ذات خویش و ذات او نوعی همپوشی برقرار سازم. حسین( ع) روح زیستن بر پایه حق‌طلبی است. حسین (ع) فریاد همیشه زنده‌ی انسان علیه ظلم، تعدّی، تجاور، ولنگاری، تک سخنی، فساد، فحشا و از همه مهمتر انجام این همه به نام دین است. حسین(ع) « پاسدار» عدالت، معنویت و بهزیستی آدمیان است. او در گرماگرم ستیر ستیزه‌گران خرمقدس و هواداران زر و زور و تزویر با او فریادی بر می‌آورد که امروزه  شعار مدرنی است که انسان‌های حقیقت‌جوی روزگار ما آنرا سر می‌دهند: ای مردمی که در مقابل من هستید اگر دین ندارید، لا اقل آزاده و آزاد مرد باشید» این کلام حسین( ع) یعنی آنکه انسان بی دین می‌تواند آزاده باشد اما هستند دین‌داران خر مقدس و متعصب و لجوجی که بوی خوش قدرت و قدرتمندارن گیج‌شان می کند و دیگر به واقع نه دیندارند و نه انسان، حیوانی درنده‌ می‌شوند که حسین(ع) فرزند رسول خدا را می‌کشند در حالی که صلوات بر پیامبر( پدر بزرگ ) او می‌فرستند.

حسین(ع) چراغ روشن حق خواهی و حق طلبی و مقاومت در برابر حاکم ظالم، سفّاک و جلاد است. حسین ( ع) تلنگوری است به انسانیت نهفته در درون همه. کسی حسین را به نیکی درک می کند، که انسانیتش در کشاکش عقیده پرستی و بی عقیدگی از میان نرفته باشد. عقیده پرست همان میزان حسین (ع) را درک نخواهد که بی عقیده او را نمی‌فهمد. 

پس امروز که زاد روز آن حضرت است اعلام باید کرد که ای کسانی که دین ندارید لااقل در زندگی این جهانی خویش آزاد مرد باشید. حسین (ع) این جمله را رودرروی کسانی بکار می‌برد که به فرمان کسی که او را  امیر المومنین یزید می‌خواندند ، در مقابل فرزند پیامبر صف آرایی کرده بودند.  حسین(ع) در حالی این حمله ماندگار را بیان کرد که برچسب خارجی( کسی که علیه حکومت اسلامی یزید قیام کرده است و از بیعت او خارج شده است) را به او زده اند. یادم میآید از بچه‌گی پای منابر آقایان واعظان می نشستیم و آنها وقتی به عبور اسیران خاندان پیامبر ( ص)‌از شهر کوفه و شام یاد می‌کردند این جمله را با آهنگی غمناک‌تر می‌گفتند که «بچه‌ای از مادرش در این مسیر پرسید که مادر اینها کی هستند و او جواب دارد اینها « خارجی‌اند». چون واعظ توضیحی در این باره نمی‌داد همیشه فکر می‌کردم خارجی یعنی بیگانه یعنی کسی که از دیاری دیگر آمده است. نمی‌دانم شاید آن واعظان  نیز معنایش را درست نمی دانستند.  اما خارجی یعنی کسی که علیه ولی امر مسلمین یزید خروج کرده است؛ عجب حکایتی! فرزند رسول خدا و یارانش خارجی‌اند و یزید بن معاویه‌ بن ابی سفیان امیر المومنین و ولی امر مسلمین! چه حکایت دردناکی!

من معتقدم که در روزگار ما حسین(ع) نیاز بشریت است نه نیاز شیعه. شیعیان باید الگویی از حسین ارائه می‌کردند که گفته‌ها و کرده‌های امام سوم‌شان برای ملیاردها انسان درس آموز شود. اما واقعا ما چه کرده‌ایم! مبادا باز ما مخاطب همین کلام حسین(ع) باشیم که : اگر دین ندارید لااقل در دنیای خود آزاد مرد باشید! وای که چه سخت است تصور این جایگاه!

ربنّا لا تجعل‌الدینا اکبر اهمّنا، ولا تسلّط علینا من لا یرحمنا و و اجعل عاقبه امرنا خیراً