بوی خوش بهار نارنج

سایه‌ی عباس ( ع) بر سر فرزندان حسین( ع)
نویسنده : پدر خوب ( باقر طالبی دارابی ) - ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٥
 

آقای حیدر رحیمی، برادر بزرگواری که به نمایندگی از وزارت فرهنگ عراق ، همراه و همگام ما بود، اعلام کرد ، راننده نگران است، نگران بازگشت شب‌هنگام به بغداد. باید زود‌تر برویم تا شب نشده.  اما ما ( دکتر حسین سلیمانی و بنده ) هنوز  آنگونه که انتظار 40 ساله‌مان اقتضا می‌کرد، از زیارت مولای شهیدمان حسین بن علی ( علیهما السلام )‌سیراب نشده‌ایم. هنوز ساعتی بیش نیست که در حرمش هستیم. بعد از آنهمه سختی‌ راه و  ساعت‌ها گذر از میان انبوه جمعیتی که پیاده به سوی حرم امام حسین( ع) در حرکت بودند تا اربعین آن حضرت را گرامی بدارند، و بعد از گذر از آنهمه حلقه‌های پیوسته‌ی امنیتی - انتظامی ، در شرائطی که مسوولان وزارت فرهنگ از دسترسی به کربلا ابراز نا امیدی می‌کردند، چطور می‌توانستیم ، از این فرصت بگذریم. اما برادر عزیز رحیمی تاکید داشت که مسوولیت دارد و باید امشب ما را  به بغداد برساند. و شب مسیر بغداد خطرناک است. ما نیز بعد از زیارت امام حسین(ع) و خواندن نماز، از در پشتی به سرعت خارج شدیم. همان دری که بصورت VIP وارد شده بودیم و به دارالقران آستان مبارک حضرت اباعبدالله برده شدیم! در مسیر گفتم پس زیارت مولایم حضرت عباس چه می‌شود، گفت فرصتی نیست! گفتم نمی‌شود، یا باید بروم زیارت یا دست‌کم باید از بین‌الحرمین عبور کنیم. آفتاب دیگر رمقی نداشت، انگار عصر عاشورا بود و من چونان اسیری که باید با مولایم وداع کنم. در میانه‌ی بین الحرمین ایستاده بودم و  گویا در حال خودم نبودم. دکتر حسین سلیمانی حکایت می کند که در حالی که اشک می‌ریختی  با نشانه رفتن به سمت حرم حضر ت عباس و در حالی که دست دیگرت بر روی قلبت بود ، با حالتی طلبکارانه می‌گفتی: آقا من ازت طلبکارم، خدا حافظی نمیکنم، یه زیارت دیگه طلب من است؛ باید بیام درون حرمت.  یادم هست که به گنبد و صحن سرای آن حضرت از این سوی بین‌الحرمین نگاه می‌کردم و حسرت می‌خوردم که این فاصله چندین متری را نمی‌توانم طی کنم و باید بدون بوسیدن ضریحش و حتا داخل شدن به حرمش  از آنجا بروم که مبادا دینداران تروریست که برای قدرت و شوکت دنیوی یا برای عقیده‌های پوشالی خویش کمین‌کرده‌اند، ما را بکشند و خون ما به گردن دولت عراق بیافتد که میزبان این مهمانان رسمی بود! 

 از برادارن عزیزم آقای رحیمی و آقای دکتر حسین سلیمانی،  به دلیل فراهم آوردن فرصتی آن قدر گران‌سنگ  برای آروزمندی مثل من  که به زیارت امام علی(ع)  درنجف و امام حسین( ع) در کربلا و امام کاظم و امام جواد علیهما السلام در کاظمین  نایل آیم ،  برای همیشه‌ی عمرم سپاسگزارم.

 یا کاشف الکرب عن وجه الحسین (‌ع) اکشف کربنا بحقّ اخیک الحسین ( ع) .زادروز عباس( ع) علمدار کربلا و وفادارترین برادر، مبارک‌باد.