بوی خوش بهار نارنج

سایه ی کدامین هویت بر سر ماست!
نویسنده : پدر خوب ( باقر طالبی دارابی ) - ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٩
 

مفهوم «جامعه شبکه ای» را مانوئل کاستلز  اسپانیایی در کتاب سه جلدی« عصر اطلاعات: اقتصاد، جامعه و فرهنگ »  در باره جامعه جهانی در روزگار ما مطرح کرده است.[1] به گفته ی وی :

در جامعه شبکه ای برای اکثر کنش گران اجتماعی معنا حول یک هویت اساسی شکل می گیرد که در طول زمان و در همه ی مکان ها قائم به ذات است. البته مقصود در اینجا هویت جمعی است نه هویت فردی . و باز باید بیان داشت که فرد گرایی با هویت جمعی هیچ تعارضی ندارد.آنچه در این جامعه شبکه ای مهم است آن است که هویت در این جا برساخته است .

برساخته بودن هویت

 از دیدگاه جامعه شناسان تمام هویت ها برساخته هستند. بنابرین پرسش ها از این امور است:چگونه؟از چه چیزی؟توسط چه کس یا کسانی؟و برای چه منظوری ؟ هویت ها برساخته می شوند.

در پاسخ به پرسش اول و دوم باید گفت عناصر هویت ساز تاریخ،جغرافیا،محیط زیست، نهاد های تولید و باز تولید، خاطره ی جمعی، دستگاه و جهاز قدرت، وحی و الهامات دینی هستند.اما باید توجه داشت که در فرایند هویت سازی همه ی اینها  چونان مواد خامی اند که توسط افراد، گروهها و جوامع شکل داده می شوند و مطابق الزامات فرهنگی خودشان که ریشه در ساخت اجتماعی و زمان و مکان دارد، از نو تنظیم و باز تعریف می شوند.

پرسش از اینکه  به توسط چه کسی و به چه منظوری  هویت جمعی بر ساخته می شود؟ پرسش هایی مهم تر و اساسی ترند. چرا که تا حد زیادی تعیین کننده ی محتوای نمادین هویت اند. در مجموع باید گفت که برساخته شدن هویت همواره در بستر روابط قدرت صورت می پذیرد و از این منظر و در پاسخ به این دو پرسش باید از سه منشاء و در نتیجه سه  صورت متفاوت هویت سخن گفت:

1 .  هویت مشروعیت بخش:

سازنده: نهاد های غالب جامعه

هدف: تثبیت و افزایش سلطه بر کنش گران اجتماع

2.   هویت مقاومت:

سازنده: کنش گرانی که جایگاه و موقعیت آنها از نظر منطق سلطه بی ارزش دانسته شد.

هدف : باز تولید «خود» و مقاومت در برابر منطق تحقیر گر سلطه

3. هویت برنامه دار:

سازنده: کنش گران

هدف: کنش گران می خواهند موقعیت خود در جامعه را از نو تعریف کنند و از این رهگذر به تغییر شکل کلی در کل ساخت اجتماعی اقدام نمایند.

فرایند: از طریق مواد و مصالح فرهنگی در دسترس

مثال: نواندیش دینی که از سنگر مقاومت و دفاع از جزم گرایی دینی خارج میشود و پدر سالاری را با هدف تغییر در کل ساختار جامعه به چالش میکشد. باز تعریفی از دین و جایگاه  و مرجعیّت آن ارایه میکند تا شرایط موجود را تحت تاثیر قرار دهد.

 تحول هویت به هویت

این سه نوع هویت دچار تحول نیز میشوند که می توان این تحول را به این صورت بیان کرد:

هویت مقاومت به هویت برنامه دار یا پروژه ای و هویت برنامه دار به هویت مشروعیت بخش تبدیل میشوند.

تولیدات هویت های سه گانه

هویت مشروعیت بخش به تولید جامعه مدنی می انجامد.( در باره تعریف جامعه مدنی باید به تعریف گرامشی توجه کرد.)

هویت مقاومت به تولید جماعتها یا اجتماعات منتهی میشود. مانند ملی گرایی مبتنی بر قومیت، بنیاد گرایی دینی. این نوع هویت در واقع به معنای حذف حذف کنندگان به دست حذف شوندگان است.

هویت برنامه دار یا پروژه ای به تولید سوژه ( Subject ) یعنی کنشگر آگاه  می انجامد.  فردی برخوردار از آزادی عمل که برایند فعالیت فردی او در اجتماع رعایت حق آزادی عمل دیگران در چارچوب قانون است.

به نظر شما در فضای علمی و آکادمیک باید به کدام نوع هویت توجه نشان داد؟ یعنی در پی تولید کدام نوع هویت در خود و در دیگران بود؟ یا به بیان صحیح تر باید شرایط برساخته شدن کدام نوع هویت را در جامعه و افراد آن ترویج و تشویق کرد؟

 



[1]  مشخصات کتابشناختی این اثر به این شرح است:

کاستلز، مانوئل، عصر اطلاعات: اقتصاد جامعه فرهنگ، ترجمه جمعی از مترجمان، طرح نو، تهران، 1384