بوی خوش بهار نارنج

در جستجوی سایه ی امنیت: دینداری ، « نظریه وابستگی » و «جبران عاطفی» [1]
نویسنده : پدر خوب ( باقر طالبی دارابی ) - ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٠
 

  نظریه ی وابستگی ( Attachment Theory  )  به توسط بولبی تقریر شد و به توسط دیگران توسعه یافت .به لحاظ تجربی، نظریه ای است که چهارچوبهای آن خوب تدوین شده و به اثبات رسیده  است و اصولا یکی از نظریه های مهم برای بررسی رابطه فرزند – والدین و وابستگی های اجتماعی – عاطفی  آنها در فرایند رشد است.گزافه نیست اگر گفته شود که نظریه ی وابستگی یکی از نظریه های پیشتاز در پارادایم رابطه – محور[2] در رواشناسی تحقیق – محور[3] است .

نظریه ی وابستگی به اهمیت کارکردی پیوند عاطفی در فرزندان شیرخوار توجه نشان میدهد و آنرا  برای تقویت امینت و ثبات روحی و روانی فرزندان در سن رشد و بروز خلاقیت ها مهم می شمارد.نظریه ی وابستگی اصولی را از انواع پارادایم های دیگر در خود جمع کرده است . برای مثال ، از نظریه ی سیستم کنترل این اصل را در خود جای داد که فرزندان دارای یک سیستم وابستگی رفتاری هستند که نسبت به فعل و انفعالات محیط بسیار حساس است.

 امروزه ، اما، نظریه ی وابستگی فقط برای بررسی دوران کودکی بکار نمی رود؛ در این سالهای اخیر کاربردهای وسیع تری یافته است که از جمله آنها کاربردش در بررسی فرایند های وابستگی در بزرگسالان است .( Allen and Land ,1999 ، Hazan and Shaver 1994 ، Hazan and Zeifman ,1999 )  موضوع این سه تحقیق عموما ، بررسی سنخ های متفاوت فردی برای درک زمینه های برقراری رابطه ی رمانتیک و کارکرد این رابطه است.

کاربرد این نظریه از این نیز فراتر رفته است. نظریه ی وابستگی به عنوان یک چهار چوب نظری درتحقیقات روانشاسی دین نیز بکار می رود.

وابستگی و دین : یافته های تجربی

گفته می شود که در بسیاری از مومنان « رابطه  با خدا»  مشابهت های جدی با وابستگی بچه با مادر، دایه ها یا پرستار دارد .  تلاش برای هر چه نزدیکتر شدن به خدا از راه تضرع، نیایش ، دعاها و مناسک ، توسل و تکیه به  خدا به عنوان یک حافظ و تکیه گاه در سختی ها و مشکلات و نیز توسل به او به عنوان یک تکیه گاه امن و مطمئن برای توضیح و تببین محیط  شاخص هایی برای این استدلال هستند. بر اساس این نظریه، همانگونه که وابستگی کودک به مادر دارای یک کارکرد هستی زایانه برای   بدست آوردن / حفظ کردن احساس امنیت است ، تعلّق و وابستگی دینی نیز نیز همین کارکرد را برای فرد مومن  به همراه دارد.

در برخی مطالعات تجربی در باره ی  رابطه وابستگی و دینداری که در طی دهه های گذشته صورت گرفته است دینداری  در افراد مانند وابستگی دوران کودکی به والدین ارزیابی شده است. برخی دیگر از محققان دینداری را با وابستگی رمانتیک دوران بلوغ و بزرگسالی همسان دیده اند. اگر چه بررسی ها در باره ی وابستگی به والدین در مقایسه با مطالعات مربوط به وابستگی رمانتیک دوران بلوغ  یافته محکم تری  داشت اما نتایج حاصل از مجموع این تحقیقات نشان داد که دینداری افرادی که در دروان کودکی وابستگی مطمئن تری داشته اند ، به شدت ، با دینداری والدین آنها گره خورده است .برای نمونه ،  تحقیقات نشان داد افرادی که در دوران کودکی وابستگی مطمئن داشتند و از احساس امنیت بهتری برخوردار بودند، در ابعاد مختلف دینداری نمره ی بالاتری گرفته اند.

شاید این نوشتار کوتاه ما را به توجه جدی تر به پرورش فرزندانمان در دروان شیرخوارگی ، کودکی ، نوجوانی و حتا دوران بلوغ وا بدارد. دینداری امروز فرزندان ما ، اگر نه به کلی، در بخشی از آن ، متاثر از نوع وابستگی آنها است. نباید مدام بر سر آنها زد که چنین اند و چنانند! انسان موجودی به غایت پیچیده است اما همین موجود پیچیده اغلب اوقات در قضاوت در باره دیگران راحت ترین راه را انتخاب می کند. آیا دین گریزی یا ضعف دینداری، اخلاق و معنویت را می توان از این زاویه هم دید؟ آیا می توان گفت که بخشی از ضعف دینداری جوانان امروز ( کودکان دیروز) ناشی از بی پاسخ ماندن احساس امنیت و وابستگی در کنار والدین است؟ آیا می توان بر اساس این نظریه گفت که عدم احساس امنیت بزرگسالان در برقراری رابطه رمانتیک  امن نیز مطابق این نظریه به ضعف دینداری منتهی می شود؟ بررسی موضوع دینداری در ایران از این منظر را به اهل تحقیق و دانشجویان محترم توصیه می کنم.



[1] Seeking Security in the New Age: On Attachment Theory and Emotional Compensation , Pehr Granqvist and Berit Hagekull )

 

[2] Relationship – oriented

[3] Research – oriented psychology.