بوی خوش بهار نارنج

بی ثباتی جهان اجتماعی مسلمانان
نویسنده : پدر خوب ( باقر طالبی دارابی ) - ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢
 

اشاره: آنچه دراینجا می‌خوانید تحلیلی است که در میان نوشته‌های سالهای گذشته‌ام یافتم. فکر کردم خواندنش خالی از لطف نباشد. فقط این را صادقانه بگویم که نمی‌دانم نوشته‌های خود خودم است یا برداشتیی آزاد از متن یا سخن دیگران است. تردیدی ندارم اهل تامل و نظر و کسانی که با مفاهیم بکار رفته در این تحلیل آشنا باشند ، تصدیق خواهند که تحلیل قابل تاملی است ؛ فرقی نمی کند از من باشد به واقع یا خیر. متن را ملاحظه فرمایید:

انقلاب « توده‌ای» در جامعه مسلمانان هنوز به انقلاب دمکراتیک تبدیل نشده است. به همین دلیل، رسیدن به یک اتفاق نظر برای بازتدوین سیاست‌های مسلمانان همچنان ناکام مانده است. آنچه در جامعه مسلمین رخ داده است متکثر سازی وضعیت دینی و همراه با آن، فشرده شدن بحث‌ها روی معنای اجتماعی اسلام و روی مرجعیتی که باید این معنا را تفسیر کند، است.

امروزه مبلغان کثرات‌گرای اسلامی، استادان نئو سنت گرای صوفی مسلک و« روشنفکران بر خوردار از تحصیلات سکولار» به چالشی فرا روی تک سخنی‌های دینی مبدل شده‌اند. کار اینان پیش از این، همدلی عالمان دینی دانش آموخته کلاسیک را به همراه داشت. اما اینک آنها خط خود را جدا کرده‌اند. از نظر عالمان سنتی، زبان این گروهِ جدا تافته‌ی مسلمان، زبانی التقاطی و حتی غیر اسلامی است.

در سال‌های اخیر اسلام از وابستگی‌های فکری و عاطفی در میان نخبگان تحصیل کرده به درون دریای متلاطم حرکت‌های جمعی و توده‌ای سوق یافته است. آینده‌ی سیاست‌های اسلامی در همه جا به تعادل میان این دو نوع تمایل و گرایش ( گرایش نخبه و گرایش توده)  بستگی دارد.

گفتمان دمکراسی در بسیاری از جوامع اسلامی مدرن تنها زمانی بر سر زبان‌ها می‌افتد و از آن دم زده می‌شود که بتواند پاسخی به اسلام گرایان محافظه کار باشد. چنین به نظر می‌رسد که اسلام مدنی با تاکید بر فضیلت عمومی و عدالت، بیشتر به سمت دمکراسی خواهی توکویلی در حرکت است تا لیبرال‌های آتلانتیکی. جریان اسلام مدنی  مانند اندیشه توکویل ، نیاز به یک دولت یا حکومت اسلامی را رد می‌کند و در عین حال ( برخلاف لبیرال دمکراسی آتلانتیکی ) تاکید دارد که جامعه چیزی غیر از افراد خود مختار و دمکراسی چیزی بیش از  بازار و دولت است.

در میان کشورهای اسلامی اندونزی این پر جمعیت ترین کشور مسلمان ، نمونه‌ای از یک جامعه مسلمان است که در آن یک دین جهانی مانند اسلام با جهان‌های محلی و بومی منطبق شده است. نوگرایان جوان اندونزیایی در مقابل زعمای دینی اسلامی خود که عصر طلایی گذشته و شریعت را در جهت دستیابی به حکومت و قدرت آویزه خود ساخته‌اند، اعلام کرده‌اند که آنچه اینک ضروری است مبارزه و رقابتی دیگر برای بدست آوردن قدرت و بدست گرفتن دولت نیست. آنچه در روزگار کنونی به آن نیاز داریم این است که به سمت نوگرایی علمی و فرهنگی پیش برویم.

این نوگرایان ، در دهه 1980 با طرح گفتمان‌های جهانی دمکراتیزه سازی و حقوق بشر خود را شناساندند. و هرگز از اینکه در بیان دیدگاه اسلامی خود از این اصطلاحات وام می گیرند، شرمگین و خجالت زده نبودند.آنها اعلام کردند که هدف غایی سیاست اسلامی برپایی یک دولت متمرکز با حقوق تک ساحتی حاکم بر سیاست و فرهنگ نیست بلکه ایجاد « جامعه مدنی» اسلامی است که می تواند میان قدرت دولت و ترویج فرهنگ کثرت گرایی، مشارکت و عدالت اجتماعی،  توازن بر قرار کند.

این نوگرایان جوان مسلمان ، در دهه‌ی 1980 در این تلاش برای دمکراسی یا یک رهبری و مرجعیت جدید، با سازمانی بزرگ از مسلمانان اندونزی موسوم به « نهضت العلما» متحد شدند که ترکیبی از « سنت گرایی » و « نوگرایی » رقم خورد.هدف این سازمان جدید تشکیل جامعه مدنی مسلمان بود که دلمشغول آرمان هایی مانند عدالت ، آزادی و رواج تکثر در قدرت اجتماعی در سراسر جامعه، بوده است.

پر واضح است که گذر به دمکراسی در جوامع اسلامی ، مانند هر جای دیگر ، به کثرت گرایی و تفکیک نهادها در جامعه و تفکیک قوا در دولت بستگی دارد. و این فرایند در جوامع اسلامی همچنان ناتمام است . از این نظر جهان اجتماعی مسلمانان بسیار بی ثبات است.

بر این تحلیل گذشته لازم است این نکته را اضافه کنم که این بی ثباتی که در این ماه‌های اخیر در شمال افریقا و برخی کشورهای عربی دیگر خود را نشان داده است. سرکوب شدن نواندیشی دینی و نوگرایی و حاکمیت اندیشه‌توده‌ای بر فضای تفاسیر دینی و نیز عرصه سیاست، این کشورها را به این جا کشانده است. اگر غرب هم منافعی در این میان می‌برد یا مسلمانان چیزی را از دست می‌دهند، فقط از فرصت طلبی غرب نیست که از بی برنامگی، بهم ریختگی و ضعف سخت افزاری و نرم افزاری این کشورها نیز هست. طبیعت قانون خود را دارد. « سازگاری با محیط» از اصول حفظ بقا است.وقتی این سخن را می‌گوییم می‌دانیم که سازگاری با « سازشکاری» متفاوت است و کسی تصور نکند که این سازگاری همان سازشکاری است!.