بوی خوش بهار نارنج

نکته‌ای در باره معنویت‌گرایی جدید
نویسنده : پدر خوب ( باقر طالبی دارابی ) - ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٧
 

معنویت‌گرایی یعنی آن نوع تلقی از دین که عقلانیت را پاس می‌دارد.بررسی معنویت‌گرایی جدید در غرب با این پیش فرض همراه است که دولت حق ندارد شهروند خود را به باور یا عمل به یک سنت خاص مجبور کند. برخی محققان و جامعه شناسان  غربی بر این باورند که مدل معنویت‌گرایی جدید حاکی از ضعف یک جامعه است؛ حاکی از بیمار بودن جامعه است. دیوید تیسی در کتاب spirituality Revolution  ( = انقلاب معنویت‌گرایی ) می گوید ما در دوران بد زندگی می‌کنیم؛ ما در میانه یک سیستم سکولار که خودمان پدید آورده‌ایم و یک نظام دینی که نمی‌توانیم بطور کامل به آن تن دهیم، گیر کرده‌ایم. معنویت گرایی به یک موضوع مهم اجتماعی تبدیل شده است و باید توجهی فوری و فوتی به آن بشود. اگر واقعا در پی آن هستیم که پاسخی برای علت شیوع ناخشنودی، افسردگی، خود کشی، اعتیاد و بیماری‌های روانی و رنجوری‌های روحی بیابیم، باید به این مهم توجه کنیم. سیاست امتحان خود را پس داده‌است و نتواسته است امید و معنا را برای انسان به ارمغان آورد و به همین دلیل در جوامع غربی و نیز در بسیاری از جوامع شرقی معنویت‌گرایی در حال رشد است. البته این جریان را نباید با ظهور بنیاد گرایی اشتباه گرفت. اگر چه هر دو جریان را در ذیل پدیده‌ای موسوم به «بازگشت امر قدسی» به جامعه مدرن، جای می‌دهند اما آنچه امروز در جوامع مختلف بویژه در غرب شاهد هستیم بازگشت چیزی موسوم به انگیزه‌ی معنوی ( روحانی ) است که اگر به طور دقیق با واقعیت اجتماعی آمیخته نشود، ممکن است موجب بروز کشمکش‌هایی بشود. معنویت گرایی نوین از نگاه جامعه شناسان و گزارشگران اجتماعی دور مانده است؛ اینان یا نسبت به آن بی خبرند یا به عمد بر آنچه که خود در فهم آن دچار مشکل هستند، سرپوش می‌نهند.این قلم تلاش کرده است در رساله دکتری‌اش به این مهم بپردازد.

در جهان مدرن امروز با یک هویت مدرن مواجه هستیم. هویتی که که به تعبیر چارلز تیلور فیلسوف اجتماعی کانادایی در تعریف آن ویژگی‌های اعتقاد مدرن در باره اینکه یک چیز چه زمان می‌تواند نام عامل انسانی، یک شخص، یک خود را بخود بگیرد، انعکاس می‌یابد. درک این هویت مدرن مستلزم بررسی‌های تاریخی و اجتماعی است. در یک جهان افسون زده ، میان مقدس و نا مقدس ( عرفی ) تقابل شدیدی وجود دارد. درک جریان‌های معنویت‌گرای نوین ممکن نیست مگر آنکه ارتباط میان آنها و احساسات انسانی در باره خدا و الوهیت درک شود. این جریان‌ها تجلی یک انگیزش هستند؛ انگیزشی که هر نوع دینی را بر می انگیزاند. بنابراین پیش از بررسی هر جریان معنویت گرا به روشی نیازداریم که موضوعات اساسی را به گونه ای روشن و قوی تبیین کند.

بررسی های اجمالی این جانب نشان می‌دهد که مطالعات انجام گرفته در این زمینه در ایران معمولا فاقد روش‌شناسی و روش هستند. عمدتا چیزی بیشتر از کنارهم قرار دادن مطالب نمی‌باشند.  این قلم تلاش کرده است که به فرا- تحلیل کیفی و کمی مطالعات انجام گرفته در باره پدیده‌ موسوم به عرفان‌های نوظهور یا معنویت‌های نوظهور در ایران بپردازد. البته این کار همانطور که در بالا اشاره شد، در قالب رساله دکتری انجام می‌گیرد که امیدوارم در آینده‌ای نه چندان دور، بعد از دفاع به زیور طبع آراسته شود.