بوی خوش بهار نارنج

تاملات سایه نشینی 5: شر شیطان و شر سلطان
نویسنده : پدر خوب ( باقر طالبی دارابی ) - ساعت ٤:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٩
 

اللهم ... اکفنی شر الشیطان و شر السلطان

اینها بخشی از دعای ابوحمزه ثمالی منسوب به امام زین العابدین( ع) ، امام چهارم شیعیان اثنی‌عشری است که معمولا در شب‌ها و سحر‌های ماه مبارک رمضان، بوپژه در شبهای قدر خوانده می‌شود. آن حضرت بعد از طلب  وسعت در رزق، امنیت در وطن، چشم روشنی در خانواده، مال و فرزند، پاینده بودن نعمت، صحت جسمانی و نیرومندی بدن و سلامت دین  با فاصله‌ای چند سطری از دو مفهوم مهم یاد می کند که  عبارتند از  شر شیطان و شر سلطان .امام سجاد ( ع) از خدا می‌خواهد که او را از شرّ شیطان و شرّ سلطان حفظ کند: واکفنی شر الشیطان و شر السلطان.

به اعتقاد ما شیعیان امام سجاد ( ع) و همه‌ی ائمه ( ع)  به دلیل برخوردای از عصمت، از  گناه مصونند و اگر دعایی اینگونه می‌کنند می‌خواهند به ما انسان‌ها بیاموزند که از چه مراقبت کنیم و چگونه خدا را بخوانیم. بر این اساس،  شاید بتوان گفت که مقصود از شر شیطان شری است که از سوی  نیروهای اهریمنی درون  انسان را تهدید می‌کند و و شر سلطان شری‌ است که از نیروهای اهریمنی بیرونی  متوجه انسان است.  این تعبیر امام سجاد یک معنای انشان شناختی  نیز  دارد و آن این است که گویی  انسان  هدف و محل تلاقی رقابت  نیروهای شیطانی و سلطانی است. نیروهای شرور که می‌بایست آندو را به عوامل بیرونی و درونی  تهدید کننده موجودیت و زندگی انسان  قلمداد کرد. ما از شیطان و شرور شیطانی زیاد شنیدیم و بسیار در باره اغوا‌گری شیطان و حیله‌ها و مکرها و خطرهای او گفته شده و می‌شود.  به توصیه خدا و ائمه اطهار همیشه می‌گوییم اعوذ بالله من الشیطان‌الرجیم.

اما آنچه در اینجا بدیع به نظر می‌آید مفهوم «شر سلطان» است که می توان گفت که حتا نسبت به خود حصرت سجاد ( س) هم دعایی واقعی است.  چرا که عصمت آن حضرت را از شر شیطان در امان می‌دارد اما شر سلطان با عصمت مرتفع نمی‌شود. تاریخ اسلام و حتا بشریت نشان داده است که ادم ‌ها هرچه بهتر، نیک‌تر، بی‌گناه‌تر،  معنوی‌تر، اخلاقی‌تر، پاک‌دامن‌تر و ... بوده‌اند، شر سلطان بیشتر دامنگیرشان شده است. چنین انسان‌های که مصداق بارز آن ائمه‌اطهار ( س)  از امام حسن ( ع) به این سو هستند ، گرفتار شر سلطان شده اند.  برای مثال حسن( ع) به  کینه و حسین (ع) به نام فتنه و بقیه ائمه به نام حفظ مصالح سلطان مسموم، مقتول ، محدود و محبوس شدند.

بنابراین تردیدی نیست که این دو مفهوم  و بویژه مفهوم دوم کابردی جهانی و یونیورسال می‌تواند داشته باشد. انسان‌ها ،  صرف نظر از هر قوم، قبیله، ملیت، جغرافیا و تاریخ و دین و آیین، در معرض این هر دو تهدید قرار دارد. با توجه به دانش‌های انسان شناسانه که به علوم انسانی معروفند برداشت‌ها و تفاسیر زیادی از شر سلطان می‌توان مطرح کرد. علومی مانند علوم سیاسی، روانشناسی، جامعه شناسی و انسان شناسی همه با تعبیرهایی مدرن که ناشی از تحول شناختی و تجربی است، در باره  حکومت و حاکم ( سلطنت و سلطان) و حقوق شهروندی و عوامل تهدید کننده این حقوق ( شر سلطان)  سخن به میان می‌آورند. منابع شیعی سرشار از آموزه‌ها و توصیه‌هایی برای حفظ حقوق شهروندی و بیان تکالیف حاکم است. این تعالیم به گونه‌ای است که گویی می‌خواهد شر سلطانی در حاکمیت  را به صفر برساند. توصیه‌های امیر المومنین در نهج البلاغه، مانند آنجا که به مالک اشتر توصیه می‌کند در حکومت درنده خو مباش و بر مردم سخت نگیر و در نظر داشته باش که آنها یا برادر دینی تو‌ هستند یا مانند تو انسانند، همه  برای کم کردن و حتا صفر کردن شر سلطانی است که به فرمایش امام سجاد مردم باید برای در امان بودن از آن به خدا توکل کنند واز خدا کمک بخواهند. پرسش امروزین شاید این باشد که کدام مدل حکومتی یا سلطه می‌تواند کمترین « شر سلطانی» را متوجه بشر بکند؟ اما تجربه نشان داده است که جز حکومت خدا و اولیای معصوم او، همه آنها  کم و بیش از شر سلطانی برخوردارند و باید همیشه از دعا کردن به زبانی که امام سجاد ( ع) یادمان داده‌اند ، غافل نشد. در انجام این دعا فرقی برای حاکم و شهروند نیست چرا که حاکم نیز چه بسا دچار « شر سلطانی » شود.

من اما همیشه وقتی این دعا  یا ثنا را می‌خوانم یا می‌شنوم  که « سبحان من لا یعتدی علی اهل مملکته »  دلم آرام می‌گیرد که سلطنت و حاکمیت خدا با تعدی و تجاوز به شهروندان همراه نیست. اگر چه این فقره از دعا که معمولا بعد از نماز خوانده می شود ، حاکی از حاکمیت خدا و رحمت او بر تمام هستی است اما یکی از مصادیقش می‌تواند حکومت‌هایی مانند حکومت علی ( ع) باشد که به واقع « لا یعتدی علی اهل مملکته » بوده است. شر سلطانی در  حکومت علی مصداق نداشت و برای همین کسی از حکومت و سلطه‌ی سیاسی علی ( ع) واهمه و ترسی به دل نداشت. بلکه عدالت علی ( ع) بود که همه مردم بویژه مدیران و متولیان را مراقب و محاسب خودشان ساخته بود.

در دنیایی که ادمیان بویژه نیک‌مردان و خیرخواهان از « شر سلطانی» در امان نیستند این  مفهوم می‌تواند ما را به یک ارزش اخلاقی رهنمون شود و آن اینکه از « شر سلطان » باید به خدا پناه برد چنانچه آموختیم از شر شیطانی نیز به او پناه ببریم . بنابراین « چهار قل خواندن » یا نصب چهار قل  بر دیوار منزل و محل کار و ... دیگر جاها فقط برای دفع شر شیطانی نیست که برای دفع شر سلطانی نیز باید چهار قل خواند و نوشت و نصب کرد. خدا بهترین پناهگاه از شر شیطان و شر سلطان است.  این دعای  حضرت  سجاد پیامی است  برای انسان های روزگار ما که همیشه مواظب باشند گرفتار شر شیطانی و شر سلطانی نشوند.حکومت‌های دیکتاتوری، خودکامه، استعمار گر، استحمار گر، استکباری، پادشاهی، سلطنتی، فردی ، لائیک و خدا ستیز و خدا‌گریز همه مصادیق « شر سلطانی » می‌توانند باشند که باید بارها خواند « اللهم اکفنی شر السلطان». البته دعا بدون کنش متناسب با آن فاقد هر گونه ارزش است.

در این شب نوزدهم ماه رمضان  یکی از گرامی ‌ترین حاکمان  روی زمین  گرفتار  « شر سلطان» اموی و « شر شیطان» خوارجی» شد و در پاک‌ترین محل ، خانه خدا، مسجد کوفه،  زخمی برداشت که برای همیشه ‌ی تاریخ زخم جان شهروندان ازاده و پاک‌دامن و عدالت خواه و حق‌طلب خواهد بود.  السلام علیک یا  اخا رسول الله. اللهم العن قتله امیر المومنین.