بوی خوش بهار نارنج

نکاتی از کتاب خدایان بی قرار: نوزایش دین در کانادا
نویسنده : پدر خوب ( باقر طالبی دارابی ) - ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳
 

نکاتی از کتاب :

Restless Gods; the Renaissance of Religion in Canada, by Reginald w.Bibby, Stoddart Publishing Co., 2002

نویسنده در پیشگفتار بیان می‌دارد که « من نیز مانند  بسیار ی از شما معتقدم که خدا به برداشت‌ها و تصورات انسانی محدود نیست. من به تجربه دریافتم که خدا فراتر و متعالی‌تر از آنی‌ است که مردم در وصف الوهیت بیان می‌کنند.

نویسنده یاد آور می‌شود که با با گذر ایام به چیزهایی دست یافتم که برایم مهم شده‌اند. از جمله‌ اینکه دریافتم که حضور خدا محدود به درون کلیسا نیست. او در درون و بیرون کلیسا هست. نویسنده با نقل یکی از فراز‌های کتاب رسولان مبنی بر اینکه « خدا در حرم‌ها و اماکن مقدسی که انسان‌ها به دست خودشان بنا‌کرده‌اند ، زندگی نمی کند( رسولان) ، نتیجه می‌گیرد که فعالیت و کار  خدا به « دست‌های انسانی» مردمی که دینداری رسمی دارند، محدود نمی‌شود. او از پولس خطاب به مردم آتن نقل می کند که « خدا یک موجود خودمختار شگفت‌انگیز است که نمی‌توان او را در مکانی مشخص جای داد. همیشه باید انتظار داشتت که او را جاهایی پیدا کنیم که اصلا انتظارش نمی‌رود.

نویسنده از این منظر با اشاره به دونظر مذکور نتیجه می‌گیرد که  ، بر اساس گفته‌ی پولس، از همه انتظار می‌رود که در جستجوی خدا باشیم و در نهایت هم او را خواهیم یافت این در حالی است که بر اساس نظر رسولان « خدا از تک تک ما دور نیست» که بخواهیم به دنبالش بگردیم.

در ادامه نویسنده اظهار می دارد که ما در دوره‌ای زندگی می کنیم که جستجوی معنوی در کانادا در حال رشد است. چنین چیزی تا پیش از این در بیرون از حلقه‌های کلسایی رایج نبود. در دورانی زندگی می کنیم که بسیاری  از چهره‌های علمی و اکادمیک و بسیاری از روزنامه نگاران ، بیشتر توجه شان را به مشکلاتی زیادی که کلیساها با آن مواجه هستند، متمرکزکرده‌اند و مسایل مربوط به جستجوی معنوی در دستور کارهای علمی است، باید از داستان دیگری نیز سخن بگوییم. داستان کسانی که فکر می‌کنند دست خدا را در زندگی‌شان تجریه می کنند. این داستان در روزگار ما واقعا شنیدنی است. مردمی که خستگی‌ناپذیری، یا  پایان ناپذیری معنوی را تجربه می کنند.

نویسنده می‌گوید این کتاب در پی ان است که به بخش قابل مشاهده ی از آنچه در حال وقوع است در جامعه کانادا به بررسی بینشید و از این روی به بررسی سالهای 1975-2000 و اندکی فراتر از این سالها پرداخته است.

در مقدمه کتاب آمده است که نظریه سکولاریزاسیون در روزگار ما تا حد زیادی در محاق رفته است.  او معتقد است که واقعه یازدهم  سپتامبر نشان داد که دین همچنان مهم است.

نویسنده خود را در زمره کسانی معرفی می کند که شیفته ی دیدگاه هاروی کاکس در کتاب پرفروشش با نام The Secular city شده بود. به گفته ی نویسنده، کاکس در  این کتاب یاد‌اور می‌شود که غرض او فراهم آوردن الهیات برای دوران به گفته‌ی وی « پسا دینی (Post religious  age  ) است که بسیاری از جامعه شناسان دین ما را به وقوع آن مطمئن ساخته‌اند. اکنون ثابت شده است این نظریه سکولاریزاسیون است که به محاق رفته است نه معنویت گرایی. کاکس این پرسش را مطرح می کند که چگونه جامعه شناسان دچار چنین خطای بزرگی شده‌اند؟

مرور این کتاب را به دین‌پژوهان، جامعه شناسان دین و دانشجویان دین شناسی توصیه می‌کنم.