بوی خوش بهار نارنج

باز باران با ترانه می خورد بر بام خانه...
نویسنده : پدر خوب ( باقر طالبی دارابی ) - ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٧
 

در این روزهای پایانی ماه مبارک رمضان و روزهای آغازین شهریور، هوا بعد از بارش باران تابستانی بسیار خنک و دلپذر و الهام بخش شد. آنچه در پی می آید احساس من از باران است که چندین سال پیش نوشتم و امروز در این هوا آنرا مرور کردم، دیدم حسی خوبی است که با حسن الان من هم چندان تفاوتی ندارد.

قطرات زیبای آب آسمانی به زمین ترنم بخشید. شکوه عظمت آن دلدار ازلی و قادر متعالی و وجود ابدی را در تک تک آنچه نزول آمد می توان دید و بر هر کدام آن زمزمه سبحان الله بر زبان جاری ساخت که تبارک الله احسن الخالقین.

 شور آفرینی باران حقیقتی است که می توان در جان تمام مخلوقات مشاهده کرد و در این میان انسان ها بیش از هر موجودی طراوت می یابند البته اگر به گفته سهراب سپهری زیر باران بروند و صد البته "چترها را نیز ببندند". باران رحمت فراگیر خداست که چون فرود آید بر همه بریزد و عاصی و عابد، زاهد و تارک نمی شناسد و این خود درس عبرتی است و به یقین حکمتی. حکمت بخشودگی و بخشش، اگر آدمیان اندکی به خود آیند با هر بارانی پاک می شوند و اگر دگر بار خود را به معاصی و گناه نیالا یند طهارت باطن و ظاهرشان ماندگار و محیط مادی و معنوی شان با طراوت می شود.

من از پس و پیش و حین باران لذت می برم. هوای پیش از باران مانند دل پر از دردی است که بغض در حال ترکیدن دارد و چون بترکد از سوختن دل حکایت می کند و "دلا بسوز که سوز تو کار ها بکند   دعای نیمه شبی رفع صد بلا بکند" هوای پیش از باران پر از ابر سنگین بغض کرده منتظر باریدن است، هوای پر آشوب و گاه همراه با صدای غرش دل آسمان و زمین، هوای پیش از باران ، بغض دل جهان است و دل جهان بسوزد چه ها نکند!  هوای پیش از باران هوای عاشقی است که در تب و تاب زمان وصال است و هنوز خود داری پیشه دارد که تحمل عاشقانه است.  هوای پیش از باران نوید به بار نشستن ابر هاست و هر آنچه نوید و امید در خود دارد، امید آفرین است و نوید بخش و آخر اینکه هوای پیش از باران پیش در آمد موسیقی ارکستر هستی است که همه موجودات هستی را در انتظار متن و انتهای موسیقی به سکوت و تامل و لذت وا می دارد. ابته این درآمد گوش و دل شنوا نیز می خواهد..

 

و اما حال و هوای حین باران نیز هوای اشک آلود وجود و هستی و خیس شدن گونه های حیات است و متبرک شدن دامان طبیعت به آب آسمانی که حیات است و طراوت   آه که صدای ریزش اشک آسمانی بر جان و دامان طبیعت چه زیباست ، آنکه می بارد سبک می شود و آنکه می گرید و زیر باران می رود طراوت می یابد و حیات. صدای شرشر باران صدای هق هق........ جگر سوز نیست، صدای  شرشر باران به صدای گریه عاشقی می ماند که به هنگام وصال سر بر دوش یار نهاده و به آب شور مزه دامان معشوق نمکین و پر طراوت می سازد و جان پر از درد اشتیاق را درمان می نماید. صدای شرشر باران صدای آهنگ خوش ارکستر هستی است که شنودگان را به اوج لذت نه فقط شنیدن که در ان آهنگ درآمدن و با آن خواندن و رقصیدن  می رساند.  هوای حین باران هوای ابراز احساسات عاشقانه است، هوای حین باران هوای دلدادگی است، هوایی پر از طراوت، شادمانی و شور آفرین.  هوای حین باران را دوست دارم چون هوای دل من است، هوای جان من است و هوایی پر طراوت قلب پر مهر همه انسان هاست که چون به رحمت مهر پر گشته اند  همه کس را به یکسان دوست می دارند و بخل و کینه ندارد و همچون هوای حین باران همه را که چتر از سر گرفته باشند به یکسان طراوت می بخشد. هوای حین باران  هوای  عشق ذات هستی.

 

و اما هوای پس از باران را نیز دوست دارم. هوای پس از باران هوای دل خالی از بغضی است که پس از ترکیدن سبک می شود.  هوای پس از باران هوای انتظار دوباره است و نیایش عاشقانه که وصال دوباره می طلبد. هوای پس از باران را باید از گل و گیاه، خاک و زمین، همه مخلوقات و آنان که چتر ها را بستند و به زیر باران رفتند پرسید و از آنها که پرسیدم همه گفتند هوای پس از باران هوای دل آنان است سبک، بانشاط ، پر از طراوت و مهر و شادابی و البته دلی  که باز حال خوش باریدن را انتظار می کشد. هوای پس از باران هوای دل منتظران است آنان که در انتظار دلدارند، دلداری که لحظه ای پیش ترکشان کرده است،  منتظرانی که سر مست وصالند و چشم انتظار وصالی دیگر.  هوای پس از باران هوای خوش عاشقی است که با معشوق و داع کرده است و همراه با حلاوت دیدار ابر های انتظار را در درون خود برای دیداری دیگر بارور می سازد. هوای پس از باران هوای آب، طراوت ، خیسی، نشاط، شادابی و شادمانی است اما هوای حسرت و انتظار نیز.

من از هوای پس و پیش وحین باران خوشم می آید چون........