بوی خوش بهار نارنج

حس زیستن در بهشت !
نویسنده : پدر خوب ( باقر طالبی دارابی ) - ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱
 

بهشت چگونه جایی است؟ یکی از چیزهایی که ما در زندگی روزمره از آن سخن می‌گوییم این جمله است که « فلان جا بهشت روی زمین است». این جمله را وقتی می‌گوییم که به هر دلیلی از جایی بسیار لذت می‌بریم و زیبایی و شادابی آن خیره کننده است. معمولا کسانی که از این تعبیر استفاده می‌کنند در درون آدمهایی مذهبی هستند چرا که بهترین جاهایی را که خودشان تجربه می‌کنند را با چیزی مقایسه می‌کنند که فقط در باره اش از طریق وحی و کلام بزرگان دینی شنیده‌اند. ادم‌ها از خیلی چیزها لذت می‌برند و دوست می‌دارند اما همیشه در توصیف آن از این تعبیر استفاده نمی‌کنند.

اگر بخواهیم بر اساس کاربرد‌هایی که  این جمله دارد  به تحلیل آن بنشینیم به چیزهای جالب توجه می‌رسیم. یکی از این چیزهای جالب توجه « وضعیت درونی » یا «موقعیت تجربه » است. منظورم این است که آدم‌ها تا وقتی در این وضعیت درونی قرار نگیرند از این تعبیر  استفاده نمی‌کنند اگر چه بارها آن جا یا جاها را دیده باشند. چرا که وضعیت درونی و موقعیت تجربه آنها را به این حس نرسانده است . اما  همین افراد در یک شرایط ویژه که  قرار می‌گیرند همان جاها را مه بارها دیده‌اند با  این تعبیر توصیف می‌کنند : به به بهشت است! چه حسی‌دارم، انگار تو بهشتم! اینجا بهشت روی زمین است! اینها همه تعابیری است که بیش از آنکه حاکی از ویژگی آن جا یا مکان مادی و عینی باشد، از حس درونی و « موقعیت تجربه » حکایت می‌کند. بنابراین این تعبیر اوج اظهار درون است.

برای نمونه فردی را در نظر بگیرد که بارها از یک مسیر سر سبز و در هوای بارانی می‌گذرد . این فرد چه مرد یا زن فقط در حالت روانی خاصی است که حس « بهشت بودن » آن منطقه به او دست می‌دهد. زمینه‌هایی که این حس را پدید می‌اورد متفاوت است ولی مهمترین آن « زمینه‌های مذهبی » همراه با « دلواپسی‌های این جهانی » است. به این معنا که فرد مستقیم به سراغ دینی ترین مفهوم یعنی بهشت می‌رود که هر گز تجربه نکرده است و تعبدی یا اعتقادی ترین چیز در زندگی است. چرا چنین می‌شود ؟ آدم‌ها بسته به باورها از تجربه‌های خود توصیفاتی دارند. توصیف « بهشت بودن » یک جا و مکان که آدمی بسیار از آن لذت برده است از همین باورها ناشی می‌شود یعنی فرد در درون خود پذیرفته است که بهشت چنین جایی است.: یعنی جایی است که طراوت دارد، شور دارد، زیبایی دارد، خنکی دارد، حس آزادی دارد، پر از عطر عشق و محبت است، تفاوت‌های جنسیتی برداشته می‌شود، رابطه ها بر اساس اشاره، ناز و کرشمه و کنایه و همراه با بازی است. بازی تعقیب و گریز، تشویق و ترغیب، اخطار و انذار، دلهره‌های شادی بخش و شادی ‌های دلهره‌آور .

زیستن در این ذهنیت از بهشت  بعنی تصور آن به عنوان جایی دلپذیر وسرشار از خوشی چیزی مختص بچه مسلمان نیست. شواهد حاکی از آن است که در بسیاری از فرهنگ‌ها این حس و حال این‌گونه نوصیف می‌شود. پردیس یا پارادایس( paradise ) نامی‌ است که در زبان انگلیسی برای بهشت زمینی بکار می‌رود. کسی که خیلی خوش باشه به  او می‌گویند living in paradise ( در بهشت سیر می‌کند).  این حسن مشترک آدم‌ها از عمق وجود این مخلوق خدا حکایت دارد. حس در بهشت بودن حس آزاد بودن، شاد بودن و زیستن در ترنم عشق و محبت و برخورداری و آزادی و رفاه و ... است. در دنیایی که آدم‌ها در زندگی اجتماعی‌شان لحظه لحظه آن را « جهنم » حس می کنند، حس در بهشت بودن اگر چه گاهی و در زمان کوتاهی بدست دهد اما آثارش تا دیروقت باقی می‌ماند. پس بیاییم به همدیگر کمک کنیم تا به یک حس مشترک زیستن در بهشت برسیم نه در جهنم. این حس را در زندگی خصوصی و در زندگی جمعی برای هم ایجاد کنیم.

نکته آخر ، که اندکی طنز و طعنه در آن است این است که این حس نکند « خیالبافی » باشد. البته خیال هم منشا شعر و شاعری است و هر آن کس که بهترین خیال را دارد، بهترین شعر را می‌سراید. اما به هر حال خیال خیال است و بس!.