بوی خوش بهار نارنج

تاملات سایه نشینی 7: محرم، حسین ع و پرسش های پیش رو!
نویسنده : پدر خوب ( باقر طالبی دارابی ) - ساعت ٦:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٧
 

السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلّت بفنائک، علیک منی سلام الله ابداَ ما بقی اللیل و النهار و لا جعله الله اخر العهد منی لزیارتکم، السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.

... و باز محرم است ، آه انسان بی پناه، مظلوم و مقاوم از نهاد او بیرون می آید که کاش حسینیان نیز چونان او از ظلم ابراز نفرت می کردند و بانگ هیهات من الذله را برای حق طلبی و ظلم ستیزی و مبارزه با زیست اموی و تفکر سلفی سر می دادند.

امشب سومین شبی است که محرم از راه رسید . در یک سوی دنیای اسلام این روزها را به دلیل آغاز سال هجری و قمری و تعیین هجرت پیامبر به عنوان آغاز تاریخ جشن می گیرند و در سوی دیگر، بخشی از امت اسلامی لباس عزا بر تن دارند و برای روز شهادت امام خود  کلبه های احزان بر پاساخته‌اند.

در باره حسین ع سخن ها زیاد گفته شده است و منبرها در این روزها و شبها پر است از خطابه های رنگارنگ با مضامین مختلف و شنوندگان و گویندگانی متفاوت و متنوع.   در این فکرم که چگونه می توانم در این ماه از وبلاگم استفاده کنم و آنرا نه منبر که تریبونی برای بررسی برخی ابعاد این واقعه قرار دهم. به نظرم رسید تلاش کنم با هم نظری شما مخاطبان ارجمند که لطف می کنید و از این وبلاگ دیدن می فرمایید، موضوعاتی را به بحث بنشینم.

نخستین چیزی که به ذهنم رسید پرداختن به برخی از پیام های معنوی واقعه کربلاست. روند معنویت گرایی در قالب های نوین در حال رشد است و ما از ظرفیت های معنوی امامان خودمان چیزی تقریبا نزدیک به هیچ ارایه کرده ایم که در کل نمی‌تواند مخاطب جهانی پیدا کند. براستی آیا میشود حسین ع و شهادت او را بگونه ای دید که از دل آن قواعدی یونیورسال و عام برای همه انسان ها بیرون آید و بطور عینی و ملموس بتوان آنرا مطرح کرد وهمه آدمیان صرف نظر از نوع باوری که دارند و بدون نیاز به اینکه "تغییر کیش» بدهند ، به آنها نیز در زندگی عمل کنند یا در تفکر و اندیشه و درون خود به مثابه ی گزاره هایی رهنما بپذیرند؟ آیا اگر بتوان چنین کاری کرد در آن صورت نوع رفتارها و کردارهای ما در زندگی مانع استقبال دیگران از این آموزه‌ها نمی‌شود؟

آیا می توان از « تجربه زیستی » امام حسین ع برای سامان دادن به زندگی و اصلاح زندگی بشر امروز استفاده کرد و چگونه؟

آیا « تاریخ مذکر » کربلا تا چه میزان ما را از روابط عاطفی و عاشقانه ی آن دیار در آن روزهای سخت غافل کرده است؟

آیا می توان از موضوعی به نام « پاسخ حسین ع به آموزه های عرفان های معاصر یاد کرد؟ آیا برای نمونه می توان گفتگویی فرضی میان « حسین ع و جهان بینی او با متفکرانی که امروزه با نگاهی کل نگرانه به هستی نگاه می کنند و کتاب های مانند « جهان هولوگرافیک » و « تائوی فیزیک » می نگارند، برقرار ساخت.؟

آیا اصولا در پی این موضوعات از دل واقعه کربلا گشتن، درست است.

خلاصه آنکه آیا می توان از تجربه زیستی امام حسین و سیره ی آن حضرت برای « معنویت گرایی جدید» پاسخی یافت؟

راستی آنهایی که در ایران به چیزی روی آورده اند که  از آن به « عرفان های نوظهور » یا « عرفان های کاذب» نام برده می‌شودف  می توانند همچنان با واقعه کربلا رابطه ای عاطفی و اعتقادی برقرار کنند؟ آیا اگر این افراد بیمارانی هستند که به درد مسلک های این چنینی دچار آمده آند، حسین دارو و درمانی هست ؟ آیا برای این افراد شمشیر حسین ع را باید بکار برد و یا تدبیر او را؟ ایا حسین ع را باید برای این افراد تیمار دانست یا تیمسار!!

چگونه می توان آنها را سوار « سفینه ی نجات » کرد و با « مصباج هدی " حسین ع به ساحل آرامش رساند؟

آیا از واقعه عاشورا و حالات امام حسین و یارانش می توان تفسیری « سابجکتیو و انفسی » از باورها بیرون کشید  و آنرا برای رسیدن به آرامش درون و معنویت پایدار  فرموله کرد؟

آیا حسین ع را باید در هنگام جنگ دید و حسن ع را در هنگام صلح و آیا حسین ع را فقط در شمشیر و حسن ع را در  تسلیم؟ آیا جفا نیست اگر ده سال زندگی امام حسین ع در زمان معاویه را نادیده بگیریم ؟ آیا یزید را می توان نماد ناراستی درون و حسین ع را نماد استواری درون دید که روان شناسی معاصر از آنها به جدیت بحث می کند؟

آیا حسین ع را فقط باید در تاریخ و چهره ی تاریخی اش جستجو کرد یا می توان او را از ویژگی های تاریخی اش جدا ساخت و امروزینش ساخت؟

و در آخر آیا و ایا و آیا .

با همه این پرسش ها چه باید کرد؟

ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه: ای چراغ هدایت و ای کشتی نجات، دست ما در این غرقاب بی معرفتی بگیر و صرف نظر از جنسیت ها و قومیت ها و مذهب ها بر کشتی ات سوار کن و آرامشی سر شار از حس نجات از ظلم و سختی و دشواری و غرق شدگی و ... به ما بده .