بوی خوش بهار نارنج

پروژه بنیاد گرایی و پروژه معنویت گرایی!!
نویسنده : پدر خوب ( باقر طالبی دارابی ) - ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٧
 

عجب حکایتی دارد این بنیاد گرایی دینی( Religious Fundamentalism)! دین، با هر تعریفی که در نظر بگیرید همیشه ملجأ و پناهگاه انسان بوده است. «سایبانی مقدس»  بود که آرامش و آسایش و معنا را به همرا داشت. اما بنیاد گرایی « امر دیگری» است. یعنی یکی از مهمترین منابع هویت ساز به حساب می آید. ساخت هویت مدرن منابعی می طلبد. فیلسوف و متفکر کانادایی چارلز تیلور کتابی دارد با عنوان Sources of the Self: The making of the modern Identity (= منابع خود: ساخت هویت مدرن) که ظاهرا هنوز به فارسی ترجمه نشده است. در این کتاب بحثی دقیق و عمیق در باره ساخت هویت در جهان مدرن سخن می گوید. او در پی آن است که شناخت عامل انسانی نایل آید: احساس درونی بودن، آزادی، فردیت و پیوستگی با طبیعت که در غرب مدرن دیگر چیزی عادی است. اما با اجازه تیلور باید بگویم در همان غرب پدیده ای جدی سر بلند کرده است که  همه این شاخص هایی که شما می گویید هویت انسان مدرن را می تواند برسازد، به زیر سوال می برد و آزادی و فردیت و درونگرایی و پیوستگی با طبیعت را در  جامعه ای که به تعبیر مانوئل کاستلز «جامعه ی شبکه ایی» است، به چالشی سخت کشیده است. آن پدیده همین بیناد گرایی دینی است که امروزه در تمامی دین های شرقی و غربی وجود دارد. بنیاگرایی مسیحی؛ یهودی, اسلامی، هندویی مشهورترین های این پدیده هستند. در باره ی تعریف بنیادگرایی دینی سخن زیاد است . از میان همه می توان این تعریف اشاره کرد که میگوید : بنیاد گرایی دینی یعنی یک دین یا اعتقادِ واکنشی و همراه با رجوع به گذشته. البته در مراجعه به گذشته دست به گزینش می زند و آنهایی را اخذ می کند که مقوم هویت آن است. بنیادگرایان به نام خدا یا علایم و نمادهای یک مقام متعالی می جنگند و مبارزه می کنند. آنتونی گیدنز ، جامعه شناسی بریتانیایی در  در مقاله  ) The Social Revolution of the Time= انقلاب اجتماعی روزگار) که خلاصه ایی است از کتاب فراتر از چپ و راست: آینده ی سیاست رادیکال:  بنیادگرایی را اینگونه تعریف می کند:

 Defending tradition by a traditional way [= دفاع از سنت با یک روش سنتی]

 به نظر این جانب دو مفهوم  «دفاع» یا  «واکنش» در تعریف بنیادگرایی از همان عنصر مقاومت و هویت مقاومت حکایت دارد. بنابراین توجه  به واکنشی بودن بنیادگرایی در تحلیل این پدیده  از نکاتی است که نباید از آن غافل شد. اگر چنین شد باید به این پرسش پاسخ داد که چنین پدیده ای که در ذات خود واکنشی و منفعل است چگونه می تواند منبع هویت ساز شود؟ و هویتی که از چنین منبعی بیرون می آید  چه ویژگی هایی دارد؟  ساده ترین پاسخ به این سوال، با توجه به شواهد بیرونی و عینی موجود در چند سال اخبر، آن است که بلی می تواند هویت بسازد و هویتی هم که می سازد هویتی برساخته با نام  « هویت مقاومت » است. نامی که کاستلز در کتاب سه جلدی عصر اطلاعات   بر هویت ناشی از بنیادگرایی می نهد.

سالها پیش تحقیقاتی به توسط یک گروه از محققان برجسته در غرب صورت گرفت که به Fundamentalism Project (« پروژه ی بنیاد گرایی« معروف شده است. البته در اینجا نمی خواهم بگویم که این چه نسبتی با « پروژه معنویت گرایی » دارد که در ایران بر دیدگاه  استاد مصطفی ملکیان نهاده شده است. البته با همین توضیحات اندک هم تا حدودی روشن است که ایندو در تعارض با هم هستند. دست کم در یکی فردگرایی بسیار برجسته به نحوی که گفته می شود معنویت گرایی همان فردگرایی دینی است و در دیگری این فردیت به حدی ضعیف می شود که عامل انسانی در جمع محو می شود و گویی هویت مستقلی ندارد.  پروژه بنیاد گرایی عنوان یک پروژه تحقیقاتی در باره بنیاد گرایی است که از سوی دانشگاه شیگاگو به توسط اندیشمندان متعددی به انجام رسید که حاصل کار آنها در چند مجلد با زیر عنوان های مختلف به چاپ رسیده است. بر اساس این پروژه « بنیاد گرایی به معنای بر ساختن هویتی برای یکسان سازی رفتار فردی و نهاد های جامعه با هنجارهایی است که بر گرفته از احکام خداوند هستند و تفسیر آنها بر عهده ی فرد مقتدری است که واسطه ی میان خدا و بشریت است.» بنیاد گرایی همیشه بوده است اما در این اواخر به مثابه ی یک منبع بسیار قوی هویت بیشتر مطرح شده است و اثر گذار گشته است.چرا؟

یکی از منابع فارسی که می توانید پاسخی برای این پرسش پیدا کنید کتاب عصر اطلاعات مانوئل کاستلز است که به همت برخی از مترجمان خوب کشورمان به فارسی برگردانده شد.  نویسنده کتاب  در پی آن است که سرنخ هایی را برای فهم یکی از تعیین کننده ترین جریان های سازنده تاریخ ارایه کند. برای اطلاع از جزییات مطالب مربوط به بنیاد گرایی اسلامی و بنیاد گرایی دینی صص 30 تا 44 کتاب مراجعه کنید.

حکایت همچنان باقی است....