تاثیر واقعیت یا موقعیت بر اندیشه

براستی آدمیان چگونه می‌اندیشند؟

 مقصود از این پرسش آن است که بدانیم اندیشیدن چگونه در زندگی همگانی به عنوان ابزارهای عمل جمعی ایفای نقش می‌کند؟

 جامعه شناسی شناخت در صدد است که اندیشه را در بستر عینی و مشخص یک موقعیت تاریخی – اجتماعی درک کند، موقعیتی که اندیشه‌های تفکیک شده‌ی افراد در درون آن به صورتی بسیار آرام و تدریجی سر بر می‌آورند.

پس بطور کلی این انسان‌ها نیستند که می‌اندیشند... به بیان دقیق‌تر، گفتن اینکه فرد واحدی می‌اندیشد سخنی است نادرست. ادمیان ، برحسب زمینه‌ی خاص فعالیت جمعی‌ای که در آن شریکند، همواره جهان در برگیرنده‌ی خود را گوناگون می‌بینند. دانشگاهیان، حوزویان، نظامیان و ... هر کدام متاثر از « حوزه فعالیت جمعی » خود هستند و بنابراین جهان اجتماعی را آنگونه می بینند.

رسالت  تحصیلکردگان نواندیش و روشنفکر

بر خلاف مارکس معتقدم این باورهای طبقه‌ی حاکم نیست که غالب و حاکم می‌شود . تاکیدم بر این است که اگر چه جوامع، آشکار یا پنهان ، دارای نظام تفکیک طبقاتی هستند  اما در خود قشری خاص را جای داده‌اند که « عبارتند از افرادی که تنها سرمایه‌ی آنها تحصیلات آنها» است.از آنجایی که این قشر از میان طبقات مختلف ظهور می‌کند ، دارای دیدگاه‌های متضاد و متعارضی در درون خود است. اما آنها از ملاحظات طبقاتی ( ایدئولوژیک یا اتوپیایی ) فراتر خواهند جَست. از این جهت، اینان به موقعیت اجتماعی میرسند که  فقط به مساله‌ی  خاستگاه طبقاتی آنها بر نمیگردد. صورت « چندگانه و امتزاجی‌» این قشر موجب می‌شود که نوعی « انرژی بالقوه» در میان برخی اعضای آنها تولید شود که موجب شکل گیری « جماعت روشنفکران» می گردد.  این جماعت روشنفکری برای برانگیختن احساسات اجتماعی و دست رسی به نیروی های پویا و متعارض جامعه بکار می‌آید. این نیروهای پویا چالش های فکری و عملی ، نگاه های اتوپیایی و ایدئولوژیک را به چالش  می کشند و ثمره آن در تکاپو افتادن سخنگویان طبقات است  که سعی می کنند با پرسش های مطلوب طبقه خود  و جهت دادن به به فکر مخاطب ، هم پاسخی ایدئولوژیگ دست پا کنند و هم نظامی اتوپیایی ترسیم. اما این بار نیز اگر آنها پاسخ های خود را معطوف به واقعیت و موقعیت موجود نکنند، دردی دوا نخواهد کرد.

 

 

/ 5 نظر / 16 بازدید
قلی زاده.boshra

سلام عرض ادب و شب بخیر آقای طالبی روشنفکر انسانی است که نسبت به وضع خود آگاهی دارد.آگاه به جایگاه خود، او احساس میکند و می شناسد در کجا و چه وضعیتی قرار دارد. احساس میکند در چه جمعی هست،وابسته به چه جامعه ای است،تقدیر اجتماعیش چیست،تقدیر اجتماعی این جمع چیست و هم چنین اشتراک در درد و سرنوشت و آینده و گذشته و مسئولیت در برابر این وابستگی ها_آگاهی بر مجموعه اینها آگاهی روشنفکرانه است_این آگاهی موضوع یک روشنفکر است.

قلی زاده.boshra

سلام مجدد روشنفکر در یک کلمه کسی است که نسبت به وضع انسانی خود در زمان ومکان تاریخی و اجتماعی که درآن قراردارد خودآگاهی دارد و این خودآگاهی جبرا ً و ضرورتاً به او احساس مسئولیت بخشیده است.روشنفکرخودآگاه مسئول است، اگر تحصیلکرده باشد مؤثرتر و اگر نباشد کم اثرتر .روشنفکری نه فلسفه است، نه علم ، نه فقه ، نه ادبیات و هنر بلکه در یک کلمه "دانش هدایت" است و نوعی نبوت، علم شدن است و خبر دادن ، از راه خودآگاهی وجود آدمی سرچشمه می گیرد. بنابراین در ذات خود"دعوت" را "به همراه" دارد و نتیجتاً مسئولیت روشنفکری نوعی پیامبری است .پس از عصر خاتمیت روشنفکران اند که راه انبیاء را ادامه میدهند . انسانهای آگاهی که در قوم خویش مبعوث می شوند تا مردم را بسوی آگاهی و آزادی و کمال انسانی هدایت کنند در نجات از جهل و شرک و ظلم آنان را یاری دهند . تشکر وسپاس...

فیلسوف

در جهان پست مدرن امروز، ایجاز در ارائه اندیشه و نظر مهم ترین عامل موفقیت در تأثیر گذاری بر مخاطب است. دست مریزاد به ایجازتان. تحلیل موثر و پویا و البته نقد زیرکانه ای بود به جامه روشنفکری.. مثل همیشه از اینجا می آموزم.

پسوند دارابی

سلام بنظر من علاوه بر محلی که آدما توش زندگی میکنند و شخصیتشون در قالب اون شکل میگیره و علاوه بر گروهی که واسه فعالیت اونو انتخاب میکنند چیز دیگه ای هم هست که روی نوع اندیشیدنشون تاثیر میزاره و اون شخصیت ذاتی و روحیه ی غریزیه که دارن ! مثل اینکه پسران نوح یا هابیل و قابیل رو اگه درنظر بگیرین میبینید که توی یه محیط رشد کردن و تقریبا مثل هم بزرگ شدن ولی طرز فکر و نوع اندیشیدنشون چقدر فرق داره!

احمد

سلام ، روشنفکری نمی تواند الزاما نو اندیشی باشد ، روشنفکری را می توان در تقابل بسته اندیشی دید ،غالب روشنفکری مصادف شده است با تجدد و فرار و گسست از فرهنگ و مبانی فکری و علمی و عملی که در ظاهر هرچه این فاصله بیشتر ،فریاد روشنفکری بلندتر خواهد بود . در نگاه نو اندیش ایجاد تکامل و همگام کردن موازین فکری و عملی در نگاه یک جامعه با توجه به ظرفیت های یاد شده خواهد بود که این می تواند باعث پویایی سخنگویان هر سطح بشود . به چالش کشیدن مسائل توسط روشنفکر همیشه باعث پویایی نخواهد بود ، در نگاه نو اندیشی که مسیر تکامل است می توان به نتایج مطلوب پس از بحث و تبادل دید گاه ها و نظرات ارائه شده رسید . به نظرم می رسد در نگاه روشنفکری که امروزه می بینم قالب انگیزه ها تخریب نگاه متقابل است که هر چه این بیشتر باشد شیرین تر برای روشنفکر خواهد بود .