طرحی اجمالی برای سنجش میزان و نوع دینداری

ما اغلب از دیندار بودن فرد یا افرادی و بی دینی فرد و افراد دیگر سخن به میان می‌آوریم و گاه در باره فرد یا افرادی می‌گوییم که طی فلان مدت یا سال‌های گذشته دیندارتر شده یا تدین او رو به ضعف نهاده است. در تمام این موارد چنان قاطع سخن میگوییم که گویی دینداری دارای یک قلمرو واحد است که بدون هر گونه ابهامی می توان همه دینداری ها را به محک آن قلمرو واحد ارزیابی کرد. اما اندکی درنگ و تامل ثابت می‌کند که این کار ما تنها یک کار سطحی و بسیار ساده انگارانه است.

برای مثال رضا، علی و تقی را در نظر بگیرید. رضا معمولا در مراسم مذهبی و مناسک دینی مشارکت میکند. اما وقتی از او سوال می شود، تایید می‌کند که به آموزه‌های مذهب خود اعتقادی ندارد و  با حضور در این مراسم و مناسک می‌خواهد دیگران را گول بزند و به نوایی برسد. اما علی می گوید که ایمانش بسیار قوی است و اعتقادات دینی برای او خیلی مهم‌اند. اما مثل رضا نیست که دیگران را گول بزند. برای همین هیچ وقت در هیچ مراسم مذهبی شرکت نمی‌کند. تقی در مقابل میگوید که او نمی‌داند به چه اعتقاد دارد و هیچ گاه در مراسم مذهبی شرکت نمی‌کند اما در کارهای خیر بسیار فعّال است و بدون هرگونه چشم داشت و مطالبه‌ای خیرات می‌کند و با مردم جامعه‌اش  منصفانه برخورد می کند . حال بگویید کدامیک از این افراد بیشتر دیندارند؟

حال مریم و ملیحه را در نظر بگیرید.هر دو انسان‌های محجوبی هستند و بطور مرتب در مسجد حاضر می‌شوند .مذهب ملیحه بر نماز و تجربه عمیق دینی و اعتقادات مریم بر مناسک رسمی ظاهری و برنامه‌های خدمات اجتماعی برای مردمان فقیر تاکید دارد. آیا می‌توان گفت که کدامیک دیندار تر از دیگری است؟ یا اینکه اعتقادات کدامیک به خدا نزدیک‌تر یا خدایی‌تر است؟ احتمالا چنین قضاوتی ممکن نیست. ما فرد ششمی به نام محمد  را نیز می‌توانیم در نظر بگیریم که همیشه به مسجد می رود، نماز می خواند و تجربه‌ی دینی عمیق دارد، به آموزه های مذهب خود ، بدون هرگونه تردیدی ، باور دارد و در تعامل با همسایگان و دیگران  به قاعده‌ی طلایی ( آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران مپسند) عمل می کند. احتمالا محمد دیندار ترین فرد در میان این شش نفر است اما مثل محمد بسیار اندکند و ما برای این مطالعه دینداری باید موارد متداول‌تری را در نظر بگیریم تا بتوانیم به درکی درست از وضعیت دینداری در میان مردم جامعه نایل آییم.

مبنای نظری برای سنجش سطح و نوع دینداری

جامعه شناسان دین تلاش زیادی کرده‌اند تا دو نوع متغیر دینی را دسته بندی کنند: تعهد دینی فردی و تعهد دینی سازمانی. باید توجه داشت که گروه‌ها از افراد تشکیل می‌شوند و افراد دیندار نیز به سمت گروه‌ها گرایش دارند. بر این اساس هر روش تحقیقی که برای مطالعه افراد  طرح ریزی می شود برای بررسی گروهها نیز بکار می آید و به عکس.اگر در یک تحقیق از روشی که برای سنجش دینداری افراد طراحی شده است، استفاده شود، در واقع، همزمان مقایسه‌ی میان گروه‌ها نیز صورت گرفته است.

در دهه های 1950 و 1960 جامعه شناسان دینی که می‌خواستند دینداری را در قالب  تحقیقات پرسشنامه‌ای  اندازه‌گیری کنند، دریافتند که دینداری ممکن است دارای چند قلمرو باشد.موثرترین رویکرد شاید رویکردی باشد که چارلز گلاک مطرح ساخت و با همکاری رودنی استارک آنرا را متحول ساخت. این رویکرد برای تعهد دینی پنج قلمرو در نظر می گیرد: اعتقاد، عمل، شناخت،تجربه وپیامد . در این جا تاکیدمان بر نحوه‌ی کمکی است که این پنج قلمرو به ما برای درک متغیرهای دینی می‌نمایند.

اعتقاد دینی یعنی پذیرش حقیقت آموزه‌های دینی. یعنی اینکه فرد قبول داشته باشد که آموزه های دینی حقیقی اند. آموزه هایی مانند :

من می دانم که خدا وجود دارد و در این تردیدی ندارم.

محمد فرستاده خدا است و تردیدی در آن ندارم.

 معجزات ، همان گونه که قرآن میگوید ، حقیقتا، اتفاق افتاده اند.

 اینکه شیطان حقیقتا وجود دارد، کاملا درست است.

عمل دینی یعنی کنش‌هایی که افراد انجام می دهند و مستقیما به دین آنها مربوط است. عمل دینی در یک تقسیم بندی دو نوع است مناسک و عبادات. مناسک اعمال شکلی و رسمیِ عمومی هستند که از یک ساعت و بیشتر  و از یک نوع عمل تا مجموعه‌ای از اعمال متفاوت، تشکیل میشود. عبادت بیشتر کنشهای دینی فردی و شخصی است. عمل دینی ر اساس گزاره های دینی مانند موارد زیر سنجش میشود:

روزه ی ماه رمضان را می گیرم.

در صورت استطاعت به حج می روم.

قرآن را قرائت می کنم.

نماز را به جماعت برگزار می کنم.

در نماز جمعه شرکت می کنم.

در نماز جماعت مسجد شرکت می کنم.

به وقت نماز در نماز جماعت در نماز خانه محل کار حاضر می شوم.

دعا می خوانم.

دعاهای جمعی را ترجیح می دهم.

عبادت جمعی را ترجیح می دهم.

شناخت دینی  با اعتقاد فرق دارد. چون بسیاری از مردم هستند که تعهد عمیقی به حقیقت دین خود دارند بدون اینکه به واقع شناخت زیادی از آن داشته باشند. عکس این نیز صادق است. کسانی نیز هستند که شکاکان بسیار مطلعی هستند! برای ارزیابی و سنجش معرفت و شناخت دینی افراد گزاره‌های زیر را مطرح می‌کنیم. در اینجا از فرد در قالب گزاره هایی که بعضی درست و بعضی غلط هستند ، سوال میشود. مثلا از او در باره آموزه‌های دینی ،  آموزه های بر آمده از کتاب و سنت ، سوال میشود که برخی درست‌اند و برخی غلط . از این طریق میزان شناخت او از آموزه های دینی بدست می‌آید:

قران می گوید گرامی باد انسان قدرتمند چرا که او شمشیر خدا بر روی زمین است.( در واقع چنین چیزی در قرآن نیست )

شیعه معتقد است که امام زمان حضرت مهدی غایب است و روزی برمی گردد. ( چنین اموزه ای در واقع درست است )

امام علی برای رسیدن به حکومت و گرفتن حق امامت خود سالها جنگید.( غلط)

اسلام می گوید ایمان بیاورید تا رستگار شوید. ( درست)

تجربه‌ی دینی در میان مذاهب مختلف دینی فرق دارد. تجربه‌ی دینی در سنت‌های بزرگ یعنی این که فرد احساس می‌کند در تماس مستقیم با الوهیت و امر قدسی قرار گرفته است. برای آزمون این بخش از گزاره‌های زیر استفاده می‌کنم.:

آیا تا به حال احساس کرده اید که در محضر خدا هستید. 

یوگا و مراقبه را انجام داده‌اید .

 

 پیامد‌های دینی .عواقب و آثار احتمالی تعهد دینی خیلی زیاد است. برای سنجش این موضوع از پرسش ذیل استفاده می کنم.

صدقه می دهم بخاطر دفع بلا .

خیرات و صدقات را از آن جهت انجام می دهم که موجب رفاه اجتماعی می شود.

اعمال دینی را انجام می دهم چون انجام آنها موجب می شود مرتکب جرم نشوم.

این یکی از طرح های معروف و معتبر سنجش نوع و میزان دینداری افراد است. چنین پرسش های باید با دیگر روشها مانند مصاحبه و تحقیق مشارکتی و ... تکمیل شود. بنابراین می بینیم که قضاوت در باره دیندار بودن فرد یا جامعه چقدر سخت، پیچیده و مستلزم تامل و تعمق است. پیشنهاد این است بر اساس همین طرح از اطرافیان و کسانی که با آنها سرو کار دارید پرسش کنید تا ببینید که دینداری آنها چگونه است. کسی که در هر 5 محور پاسخ های درست بدهد، از نوع و میزان دینداری مناسبی برخوردار است. تجربه خوبی است. هم خودمان را و هم فرزندان، همسران، خواهران، برادارن، همکاران، رفیقان و ... را در یک بررسی اجمالی با این معیارها بسنجیم. آنگاه معلوم خواهد شد که وضعیت دینداری در جامعه ما و در میان افراد جامعه ما چگونه است. سخن به گزاف نشاید گفت؛ دلیل آور به میان!

 

 

/ 5 نظر / 9 بازدید
حیدری

سلام! 1. خوشحالم بعد از تجربه کلاس خوب شما در درس "جامعه شناسی دین"، بعد از سال ها، جایی برای ادامه آن مباحث ایجاد شده! امیدوارم پایدار باشید! 2. حتی اگر چیزی ننویسم، نوشته هایتان را دنبال می کنم. (گاهی نظر دادن در این وبلاگ سخت است، یعنی مثل منی که رشته اصلی اش این مباحث نیست، باید برود بخواند و بداند بعد نظر بدهد. 3. اگر دین داری آدم ها را با این وجوه بسنجیم، فکر میکنم نتوانیم کسی را به طور کامل و از همه ابعاد "بی دین" معرفی کنیم. فقط کیفیت دین داری ها متفاوت می شود. 4. در آدم های فرضی شما، شخصیت "رضا" برای من شخصیت باور پذیری نبود. از این نظر که اولا با این همه صداقت می گوید: "در مراسم مذهبی شرکت میکنم تا دیگران را "گول" بزنم و به "نوایی" برسم!" (که من نمی فهمم فریب و نوا یعنی چه؟) و دیگه این که به نظرم شرکت در مراسم مذهبی، اگر همراه با اعتقاد نباشد، شدنی نیست! یا اگر بشود همیشگی نیست!

حیدری

5. معرفی ابعاد پنج گانه ی دین داری برای تحلیل و سنجش دین داری خودمان لا اقل مفید است اما این وجوه را وقتی در بافت جامعه ایرانی- اسلامی- فقهی قرار می دهیم انگار دست انداز پیدا می کند، و احساس دین داری را در شخص به چالش می کشد! 6. درباره مدل دین داری یا نداری خودم فعلا بحث نمی کنم ولی با پوزش از شما، به خاطر طولانی شدن نوشته ام، میخواهم از دو نفر دیگه حرف بزنم و اون مشکل را در تصور از دین داری نشون بدم:

حیدری

(چند ماه پیش دوستم فاطمه، داشت با پسری سی و چند ساله آشنا می شد. حسین که از اقوام دور خانوادگی اونها بود، از ده-دوازده سال پیش تا امروز در انگلیس زندگی می کند. دوست من هم خانم بسیار معتقدی است شناخت دینی اش به دلیل رشته تحصیلی و گرایش مذهبی خودش بالاست و در رعایت واجبات و محرمات فقهی هم کوشاست. در اولین گفتگوی تلفنی آنها، فاطمه از من خواست باشم و بشنوم. حسین وقتی شروع کرد به معرفی خودش، گفت: اگه یادت باشه من در ایران آدم مذهبی ای نبودم اما از وقتی که آمده ام اینجا اعتقادم بیشتر شده. من سرآپا گوش بودم که ببینم وقتی او خودش را دین دار و معتقد معرفی میکند چه ویژگی هایی را برمی شمارد. اولین چیزی که گفت این بود: این جا هر سال عاشورا که میشه با دوستانم دورهم نذری میپزیم و هیئت میریم و ... (این را با حس و حالت خاصی گفت) باز هم در توضیح دینداری خودش ادمه داد: این جا کشور آزادیه، من کلیسا هم رفتم، خیلی به دین ما نزدیک اند. ولی من به این نتیجه رسیدم که دین ما خیلی بهتر از مال اونهاست! واقعا خودم به این رسیدم!

حیدری

فاطمه درباره عبادات و واجبات دینی (اسلامی-فقهی) ازش پرسید. حسین گفت: گاهی نماز میخونم. ولی اگر تو اینجا باشی، با شناختی که ازت دارم، شاید کمکم کنی همیشه بخونم. فاطمه باز پرسید: مشروب چی؟! خوردی؟ حسین گفت: راستش امتحان کردم ولی بِهم نساخت، و دیگه نخوردم! حسین باز در ادامه معرفی خودش گفت: من یه دوست دختر داشتم، که الان هم دیگه باهاش نیستم. دختره اصالتاً از چک بود. بالاخره به این نتیجه رسیدم، که "اینها" اصلا مثل "ما" نیستند! فاطمه از حجاب پرسید که میتونه همچنان باحجاب باشه یا...؟ و حسین گفت: تو آزادی هر طور که میخوای باشی! فاطمه مات و مبهوت مانده بود که آخر این چه جور مذهبی است و دین داری ای؟!)

حیدری

1. گر چه حسین خودش را آدم معتقدی معرفی می کند، اما از نظر فاطمه، او فرد دین داری به شمار نمی رود، چون اعتقادی که حسین ادعا می کرد، او را به رعایت اعمال واجب مذهبی (احکام) نرسانده! 2. به نظر من، وجه اخلاقیقات و تجربه یا احساس دینی در دین داری حسین برجسته بود، اما فاطمه گر چه سعی می کرد اما رویکرد او را دینی و مذهبی قابل قبولی نمی دانست! 3. نگاه فاطمه به مسئله دین داری، نگاهی فقهی است. به نظر من هم نگاه فقهی در ایران، بسیار برجسته است و در سنجش دینداری آدم ها سهم بسیاری دارد. 4. از نگاه اسلامی، دین شامل سه ویژگی است: عقاید، اخلاقیات و احکام. در عقاید (کلام) سعی می شود که مسلمان بپذیر قبولانند که دین و مذهبش، دین حقیقی و مذهبش، همان مذهب نجات است. در احکام به او می گویند که مکلف به انجام این اعمال است و در غیر این صورت دین داری ات مشکل دارد و مالک دوزخ در انتظار اوست! و با برجستگی این دو، فرصتی نمی ماند تا به اخلاقیات هم بپردازند! و مسئله تجربه دینی، هم در "طریقت" پرداخته میشود، که گاهی در مقابل "شریعت" قرار می گیرد! و شاید به همین دلیل توصیه هم نمی شود!