زمستان دیر کرد ! در حسرت نوشیدن یک قهوه داغ در محضر خدا

ابرها ، گاهی و فقط گاهی ، از بالای سرم عبور می کنند و کمتر از گاهی ، آبستن باران نشان میدهند. تا ابری  سیاه در آسمان ظاهر می شود، بغل می گشایم و روی خوش نشان می دهم تا شاید  بزاید و بچه هایش ، قطرات لطیف باران، را « چتر بسته » در آغوش بگیرم و  تا از پس لطافت و رحمت  باران ، باز « طور دیگر » به هستی بنگرم. اما دریغ که امسال در دیاری که « شهر مقدس» نام دارد ، آسمان دچار نازایی شده است .  طلب استسقاء فراوان است اما کسی را رمق و جرات انجام « نماز  » آن نیست . گاه احساس می کنم ابر نیز در غم نازایی  خویش نالان است  و  نا امید از اینکه از زمین « نفس گرم و  بخار پاکی » بر خیزد ،  دست نیاز به درگاه  ان « راز بزرگ » می برد و  زکریا وار از او می طلبد که  « رب لاتذرنی فردا و انت خیر الوارثین». چرا باران نمی آید، چرا از برف خبری نیست، چرا ؟ زمزمه شب و روزم شده است « خدایا خودت به ما رحم کن». 

زمستان دیر کرد،  خدایا چقدر دلشوره گرفتم. بهار بی زمستان ،  به سان نوزادی نارس خواهد بود. 

دی گذشت و بهمن به نیمه نزدیک می شود؛  زمستان دیر کرد ؛ نکند دیگه نیاد! چقدر دلم گرفنه است؛ بوی بارون  و سفیدی برف و شیشه های بخار کرده از سرما و چای داغ و یار غار ، نکند همه اش  امسال بر باد رود ؛ 

 

البته سراغ زمستان را در برخی جاها داده اند اما شنیده ها از توصیف حالش، شنیده های خوبی نیست؛ گفتند رمق ندارد، کم بار  است؛ سرما ندارد؛ درد زایمان سختی دارد  ؛ 

خدایا زمستان را برسان؛ دلمان برایش تنگ است. خدایا چترمان را کنار نهادیم ، بی واسطه با بارانت فرود آی،  بیا تا با هم قهوه ی داغ بنوشیم. ممنونتم  خدا؛ دلم بیادت « شکسته و شکفته»  می شود . به ذکر تو « وجلت قلوبهم » مصداق می یابد  و به یاد تو « تطمئن القلوب »  حقیقت میابد. 

خدایا باران رحمتت را برسان؛ آمین 

 

 

 

/ 11 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پسوند دارابی

سلام هیچوقت فکر نمیکردم اینقدر احساسی بنویسین! البته اولین باره نوشته شما رو میخونم به جز تفسیری که از دارابکلا داشتین که در مورد اون نوشته باید بگم شبیه آدمی نوشتین که از بالا داره به زیر دست هاش نگاه میکنه و شبیه آدمی حرف زدین که از همه دارابکلایی ها برتره ولی من اصلا همچین تصوری در مورد شما ندارم احساس میکنم که یه انسان عادی در حد خودم هستین که هیچ برتری نسبت به دیگران نداره! این نظر من بید! در مورد این نوشته بالایی تون نظر من اینکه زیادی از آبستنی و نازایی حرف زدین! چون خودتون مرد هستین و هیچ وقت این حسو تجربه نخواهید کرد!!! باید بگم (به عنوان خانمی که زایمان رو تجربه کرد) اگه به اندازه سر سوزنی دردشو تجربه میکردین هیچوقت اینقدر راحت ابرو بارونو با آبستنی و نازایی نسبت نمیدادین! میتونستین بگین بارش باران مثل بقیه یا هر اصطلاح دیگه ای بزارین یه خانم از آبستنی و زایمان بگه دردش واسه ما صحبت کردن درموردشم با ما لطفا دیگه از بالا نگاه نکنین فرود بیایین هم سطح ما بشین بعد راجع به ما بنویسین. امضا یه خانم دارابکلایی سلام برسونید[لبخند]

sorkh

سلام بنظر خودتون شما آدم خودخواه و متکبری هستین؟ اگه میشه لطفا نظر خودتونو در این مورد بیان کنید. تشکر

urvf

سلام نظر شما به عنوان یه روحانی در مورد چند همسری چیه؟ اگه امکانش هست یه پست بهش اختصاص بدین. و بنظر شما وقتی تعداد زیادی دختر تا آخر عمرشون مجرد میمونن بخاطر کمبود مرد وظیفه مردا هست چند همسری اختیار کنن یا آزادن در این مورد و در این صورت تکلیف دخترانی که هیچ وقت ازدواج نمیکنن چیه. با تشکر

sorkh

سلام شما فرمودید " بسیار خود خواه و متکبر " آیا این افراط نیست. البته با داشتن کمی خودخواهی منم موافقم ولی تکبر نه. ممنون.

پسوند دارابی

سلام ما مشتاقانه منتظره پست جدیدتون هستیم. پیروز و سربلند باشید

سید ادریس صباغ

چنان قحط سالی شد اندر دمشق / که یاران فراموش کردند عشق چنان آسمان بر زمین شد بخیل / که لب تر نکردند زرع و نخیل "سعدی علیه الرحمه" سلام دکتر وقتی متن زیبایت را خواندیم دو بیت بالا در ذهنمان متبادر شد .دل ما نیز تنگ برف است.شاید وقتی برف هم دلش تنگ ما شود و برای دیدنمان به زمین بیاید.ما زمینی ها همیشه به آسمانی ها به چشم دیگری نگاه کردیم. و همیشه خواسته ایم که انتظاراتمان را براورده کنند.اگر چه آسمان بخشنده است ولی گاهی محرومان می کند.محرومیتی که گاهی با یک سلام زمینی ها تمام عشقش را در جواب سلام، نثارش می کند. سلام آسمان رحمت

خواننده

چه پاسخ خوبی دادید به سید ادریس صباغ. چه حس زیبا و ارزشمندیست حس تعلق خاطرتان و نگرانیتان برای کم آبی و چه نگاه جامع و کاملی و حکیمانه ای دارید به محیط زیست و بحران اب . موفق باشید " دلم شور میزند ، مبادا نبارد و مباد جامه سفید بر تن طبیعت و صدای خوش باران بر سقف ماشین و منزل را حس نکنیم. خدایا خودت به ما رحم کن." آآآآآمین

صفرعلی قلی زاده

سلام متن شاعرانه ای بود. البته آق ادریس علت نباریدن باران را گفت. ولی من وقتی هواشناسی نگاه کردم گویا امسال باید از خیر دیدن مناظر برفی و... گذشت. فقط دعا میکنیم که همه چی بخیر تموم بشه!

سيدعلي اصغر

سلام آنگاه كه برف مي بارد زمين رخت سفيد مي پوشد ،عروس مي شود وآسمان داماد! سكوت اين جشن عاشقي همه جارا فرامي گيرد تماشاكران راز <آدميان سرزمين همگي شاد مي شوند نه بخاطر خوردن قهوه ويا نشستن بر بالكن قهوه اي همواره از خودم مي پرسم چرا همه انسان ها باباريدن برف خوشحال ويرحالند؟ بنظر شما چرا؟ برف مسافر خسته آسمان است كه تنهايش را با درك انسان مي زدايد انسان مي فهمد برف چيست برف آواز نمي خواند ؛سكوت بهمراه دارد تا انسان بيشتر برف را درك كند برف نگاه خجسته آسمان است به ذهن آدميان برف هجرتش را با بازگشت به زمين تمام مي كند برف شكوفه هاي باران است برف بر زمين بوسه مي زند وآرام مي گيرد ...وبرف ......همدم سپيدي چشم من است ....

قلی زاده.boshra

عرض سلام و احترام **تلنگر کوچکی است باران وقتی فراموش میکنیم آسمان کجاست...! آقای طالبی من متن شما رو همین الان خوندم.همین الان که بارون رحمت الهی از آسمان با زیبایی و لطافت خاصی در حاله نازل شدن هست. و اینکه بارون زیبایی طبیعت دارابکلا رو چندین برابر میکنه که قابل وصف نیست. من تقریبا هر روز به دارابکلا میام و در محل کارم که شرکت لاله هست ساعت ها از پشت پنجره اتاقم به این طبیعت رویایی خیره میشم و جز جمله زیبای تبارک الله و احسن الخالقین چیز دیگه ای نمیتونم به زبون بیارم. باران نماد پاکی و زلالیست امیدوارم دل همه ی ما به پاکی و زلالیه این بارون باشه. سپاس! خداوند ارحم الراحمین...