خواسته های یک مــــــــــــــــادر پیر

خواسته های یک مــــــــــــــــادر پیر  فرزند عزیزم: آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی، اگر هنگام غذا خوردن لباس هایم را کثیف کردم و یا نتوانستم لباس هایم را بپوشم، اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است، صبور باش و درکم کن؛ یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباس هایت را عوض کنم، برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم؛ وقتی نمیخواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن؛ وقتی بی خبر از پیشرفت ها و دنیای امروز سوالاتی میکنم، با تمسخر به من ننگر؛ وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه ام یاری نمیکند، فرصت بده و عصبانی نشو؛ وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند، دستانت را به من بده، همانگونه که تو اولین قدم هایت را کنار من برمیداشتی. زمانی که میگویم دیگر نمیخواهم زنده بمانم و میخواهم بمیرم، عصبانی نشو؛ روزی خود میفهمی از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم، خسته و عصبانی نشو. یاریم کن همانگونه که من یاریت کردم. کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو این راه را به پایان برسانم.
فرزند عزیزم:
آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی،
اگر هنگام غذا خوردن لباس هایم را کثیف کردم و یا نتوانستم لباس هایم را بپوشم،
اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است،
صبور باش و درکم کن؛
یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباس هایت را عوض کنم،
برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم؛
وقتی نمیخواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن؛
وقتی بی خبر از پیشرفت ها و دنیای امروز سوالاتی میکنم، با تمسخر به من ننگر؛
وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه ام یاری نمیکند، فرصت بده و عصبانی نشو؛
وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند، دستانت را به من بده، همانگونه که تو اولین قدم هایت را کنار من برمیداشتی.
زمانی که میگویم دیگر نمیخواهم زنده بمانم و میخواهم بمیرم، عصبانی نشو؛ روزی خود میفهمی
از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم، خسته و عصبانی نشو.
یاریم کن همانگونه که من یاریت کردم.
کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو این راه را به پایان برسانم
/ 5 نظر / 22 بازدید
احمد

سلام . با اینکه این متن را قبلا نیز خوانده بودم ولی حس خاصی بهم دست داد . فکر می کنم حس شما را درک کرده باشم . انشاا... که خدا به توفیق این را بدهد که تا زمان حیات والدین و تا روز محشر آنها را از خود راضی نگه داریم . به امید خدا ننه جون ما هم زودتر حال جسمیش بهتر بشه ...

سید ادریس صباغ

سلام استاد ارجمند متنتان را خوب خواندم .به یاد خود افتادم .خدا یاری کند رابطه مادر و خود را با همین تکریم و احترام حفظ کنم.استوار تر شدم. دوستی دارم که مادر بیمارش را 15 سال پروانه وار نگهداری کرد و از خیلی متامع و تجملات و تحصیل خارجه گذشت.خداییش خیلی رویم تاپیر گذاشت.اگر نقد شخصیتی ... میکردیم زیاد مقید به مذهب و دین نبود اما از خیلی از انسان های پر مدعا، انسانتر و مردتر! بود.(چه وازه ای) انشاله شاکر همه خوبی های پدر و مادرمان باشیم و قدر نعمتشان را بدانیم.حال شیعه که هم هستیم..

امیری نژاد(ذره بین)

سلام مشکل اصلی خیلی از ما ها که نمی تونیم پدر و مادرمون رو درک کنیم اینه که اصلا به یاد نمی یاریم یا نمی خواهیم به یاد بیاریم که روزی محتاج پدر و مادر بودیم و اونا با خونِ دل ما رو بزرگ کردن. اکثرا فکر می کنیم خودمون از همون اول همه ی کارامونو خودمون انجام می دادیم، روی پای خودم ایستادیم و ..... این همه دلسوزی ای که پدر و مادر برا فرزندانشون دارن اگه فقط چند درصدش رو بچه ها می داشتن هیچ وقت پدر و مادری رو شاکی و متاثر نمی دیدیم. تا زنده اند قدر ایشان را بدانیم.

امیری نژاد(ذره بین)

سلام مشکل اصلی خیلی از ما ها که نمی تونیم پدر و مادرمون رو درک کنیم اینه که اصلا به یاد نمی یاریم یا نمی خواهیم به یاد بیاریم که روزی محتاج پدر و مادر بودیم و اونا با خونِ دل ما رو بزرگ کردن. اکثرا فکر می کنیم خودمون از همون اول همه ی کارامونو خودمون انجام می دادیم، روی پای خودم ایستادیم و ..... این همه دلسوزی ای که پدر و مادر برا فرزندانشون دارن اگه فقط چند درصدش رو بچه ها می داشتن هیچ وقت پدر و مادری رو شاکی و متاثر نمی دیدیم. تا زنده اند قدر ایشان را بدانیم.

سیدعلی اصغرشفیعی

مادر ،خدای عشق است گاهی وقت هاغریب می ماند!