جهانی شدن فرهنگی : بیم ها و امیدها

جهانی شدن فرهنگی ( cultural globalization ) پدیده روزگار ماست . برای درک آن بهتر است ابتدا  برای نمونه  چند واقعیت را مورد اشاره قرار  دهم.  اینکه  سی ان ان را می توان در دور ترین  نقطه افریقا دید، اینکه محققان آلمانی با زبان انگلیسی سخن می گویند و اینکه یک کشیش پروتستانتی در هند  تبلغ می کند و یک راهب بودایی در قلب امریکا به عضو گیری مشغول ست....  همه مصادیق این نوع جهانی شدن هستند.

اما این واقعیات با خود بیم و امید همراه دارند.

امید به اینکه این فراگیری جهانی فرهنگ به ایجاد جهانی برخوردار از صلح ، انجامد. اگر قبول کردیم که فرهنگ جهانی در حال ساخته شدن است، پس شاید  تحقق یک جامعه مدنی جهانی را نیز باید انتظار کشید. هر جامعه مدنی  بر اجماع بر  فضیلت های مدنی استوار است و این فضیلت های اجماعی چیزی است که فرهنگ معمولا مصرف می کند. هروی لژه جامعه شناس دین فرانسوی  در مطلبی در کتاب «محدودیت های همزیستی اجتماعی» ، از « جهانی یا همگانی شدن حقوق بشر » یاد می کند. ... امید می رود که جهانی که در آن اجماع بیشتری روی حقوق بشر است جهانی آرام تر و صلح آمیز تر باشد.

اما بیم هایی نیز از این جهانی شدن فرهنگی می رود. ، بیم از « فرهنگ فرودگاهی » ؛ جهانی که در آن انواع تمدن های بشری در سیطره ی یک فرهنگ قرار بگیرند. این بیم گاهی در قالب «ارزش  های غربی » بیان می شود که در این روزگار متاخر اهمیت سیاسی خاصی یافته است و گاه نیز بیم از برخی حرکت ها و جنبش های افراطی  اسلامی مانند داعش .

درک عمیق تر از جهانی شدن فرهنگی مستلزم آن است که دو چیز در نظر گرفته شود:

  • یکدست سازی فرهنگی
  • مقاومتی که در قبال یکدست سازی  صورت می گیرد.

بنجامین باربر ( Benjamin Barber ) در کتاب « جهاد علیه مک دونالد ( 1995) » به سمت یک چنین درکی حرکت می کند. ساموئیل هانتینگتون همین موضوع را در کتاب «برخورد تمدن ها و باز سازی نظم جهانی» مطرح کرده است.. کتابی که بررسی های کنونی بسیار مدیون آن هستند.  هانتینگتون که نمی توان دیدگاهش در باره جهان معاصر را یک دیدگاه خوشبینانه نامید ، در خاتمه  این  کتاب به بررسی شباهت ها و مشترکات میان تمدن های در حال جنگ،  دعوت می کند  که خود به معنای دعوت به پذیرفتن  گفتگوی فرهنگها است. به نظر من  لزومی ندارد که با تمام تحلیلهای این  کتاب موافق بود تا  این نتیجه را قبول کرد. گفتکوی میان فرهنگها پیش فرض درک و شناخت درست و روشن تمام فرایند هایی است که در کارند. هم فرایند جهانی شدن فرهنگ و هم مقاومت هایی که در قبال آن صورت می گیرد.

دست کم چهار فرایند متمایز جهانی شدن فرهنگی  را می توان تصور کرد که در کنار هم و با هم پیش میروند .

داووس : از اتاق عذا خوری تا اتاق خواب

نخستین فرایند ، فرایندی است که هانتینگتون از آن به « فرهنگ داووس » یاد می کند. نشست سالانه سران اقتصاد جهان که در یک فضای لوکس در سوئیس برگزار می شود را اجلاس داووس می گویند. در این جا فرهنگ به مثابه همراه  بی واسطه فرایند های اقتصادی جهانی  در نظر گرفته میشود. این فرهنگ حامل تجارت جهانی است . این فرهنگ ابعاد رفتاری خاص و معینی دارد که در فضای اقتصادی کارکرد دارد، رفتارهایی که  سپرده گذاران تجارت معاصر دیکته می کنند. مشارکت کنندگان این فرهنگ  می دانند که چگونه با کامپیوترها کار کنند ، با تلفن های همراه، با برنامه های  خطوط هوایی ... بیشتر این مشارکت کنندگان به انگلیسی ارتباط بر قرار می سازند.

باشگاههای بین المللی : از تغذیه تا سبک زندگی

 این باشگاه ها  بیشتر مروج فرهنگ غربی هستند. نمونه هایی از آن را می توان  فمنیسم و محیط زیست گرایی  دانست. این فرهنگ نیز با تجارت سر و کار دارد اما محموله اصلی آن تجارت نیست.  این فرهنگ از شبکه های اکادمیک تغذیه می کند، سازمان های غیر دولتی و برخی عوامل و نهادهای دولتی و چند ملیتی . این جریان فرهنگی سعی می کند ارزشها را نه از راه تجارت که از راه سیستم های اموزشی ، نظام های قانونی و نهادهای گوناگون روان درمانی ، اتاق فکرها و دست کم از طریق برخی  رسانه های ارتباط جمعی منتقل سازد و یکسان سازی نماید. اگر چه این فرهنگ روشنفکری غربی را  در سطح  بین المللی  مطرح میسازد  ، در عین حال  تعارضاتی را نیز در عرصه بین المللی  ایجاد می کند که  مطابق آن تعارضات،  جریان  روشنفکری  هر کشور و  خاکی  با آنها درگیر میشود.

نمونه ای از این جریان دوم فرهنگی عبارت  است  از جنبش ضد سیگار کشیدن که یکی از موفق ترین جنبش ها در جوامع پیش رفته در 20 سال گذشته بوده است.

فرهنگ مک دونالدی: روزمرگی های فرنگی

سومین جریان فرهنگی ، فرهنگ عامه پسند است.  غربی شدن به معنای عام کلمه.  جوانان در سراسر جهان با موزیک امریکایی می رقضند،  لباس جین امریکایی می پوشند و تی شرت هایی با پیام های که معمولا به  غلط نوشته شده اند، می پوشند. پیام هایی اغلب در باره دانشگاه های امریکا و دیگر مواد مصرفی. فیلمهای امریکایی و چاق و لاغر شدن ها با مصرف فست فود ها.

 منتقدان  با عنوان « امپریالیسم فرهنگی »  از آن یاد می کنند و معتقدند که این نوع گسترش فرهنگ غربی فقط به این امور ظاهری ختم نمی شود بلکه  تاثیرات ژرفی بر باورها و ارزش ها می نهد.  مثلا موسیفی راک جذابیتش صرفا به خاطر ربتم صدای آن و رقص خطرناکش نیست. موسیقی راک نماد یک طیف گسترده از ارزش های فرهنگی  است مانند خود نمایاندن ، روابط  جنسی رها از هر قید و بند، و شاید از همه مهمتر  نقد سنت .  در اینجا انگار مصرف فرهنگ عمومی غربی بطور خاص امریکا  مانند کتاب دعای مشترک است برای همه مردم  میشود.

پروتستانتیزم تبشیری: دین ورزی های وارداتی 

جریان چهارم فرهنگی را پروتستانتیزم تبشیری راه انداخت. این جریان دینی مسیحی  در سرزمین های جدیدی که وارد شد  موجب تغییراتی رادیکال و بنیادی در باره رابطه میان زن و مرد ، در تعلیم و تربیت کودکان ، در  در موضع گیرها در باره  سلسله مراتب سنتی گردید. پروتستانتیزم تبشیری حامل فرهنگ پلورالیستی و مدرنیزه است که منشا اولیه و خاستگاه ان جوامع آتلانتیک شمالی اند.

/ 8 نظر / 17 بازدید
قلی زاده.boshra

عرض سلام و ادب جهانی شدن فرهنگی عبارتست از شکل گیری و گسترش فرهنگی خاص در عرصه جهانی. این فرایند موجی از همگونی فرهنگی را در جهان پدید آورد و همه خاص های فرهنگی را به چا لش می طلبد. فرایند جهانی شدن عامل اصلی خاص گرائی فرهنگی بشمار می آید. عده ای در این راستا با از دست دادن هویت سنتی پیش از جهانی شدن در قالب بنیادگرائی دینی، سیاسی، قومی ، ملی و ... بسیج پذیر می شوند و زیر لوای خاص گرائی های فرهنگی به مقابله ورویارویی و یا شاید تطابق با این جهانی شدن فرهنگی می پردازند. به نظرمی رسد دراین وادی کسانی به سر منزل مقصود خواهندرسید که بتوانند به بازسازی هویت در تعادل جهانی شدن بپردازند وبتوانند با جوامع پلورالیستی کنونی متناسب گشته و امکان نوعی از سرزمینی کردن را در قالب گسترده جهانی برای خویش فراهم نمایند.

قلی زاده.boshra

سلام مجدد ما معمولاً فرهنگ خود را به عنوان معیار و مقیاس ارزیابی دیگر فرهنگ ها می دانیم. ارزیابی و ارزشیابی دیگر فرهنگ ها بر اساس آنچه ماهنجار می دانیم کاری سهل و ساده است. اولین قدم برای کشف و شناسائی فرصت ها و تهدیدهای فرا روی یک ساختار، درک و پذیرش تفاوت های فرهنگی است. اما برای آگاهی و درک کامل این تفاوت ها و برخورد مناسب با آنها ، لازم است که این تفاوت ها آشکار شوند و مورد بحث و بررسی قرار گیرند. ما چیزهائی درباره خود می دانیم ، که دیگران نیز در برابر رفتار ، واکنش هائی نشان می دهند.به این وسیله می توانیم از نقاط کور و مخفی در مورد خود بیشتر آگاه شویم و نیز واکنش دیگران را در برابر رفتارهای خود بهتر پیش بینی کنیم.حال اگر جهانی شدن را به عنوان یک امر گریز ناپذیر پذیرا باشیم می باید بحران هویت را نیز در این راستا بپذیریم. هویت ها جملگی ساخته می شوند هر چند طبیعی بنظر می رسند ولی در واقع طبیعی و ذاتی نیستند. با تشکر و سپاس...

قلی زاده.boshra

سلام و احترام آقای دکتر بنده جسارتا طبق مطالعه نسبتا جزئی و برداشتی که با اندک علمی که دارم مینویسم.وتا الان وارد این مباحث نشده بودم .تشکر ازینکه راهنماییم میکنید. برداشتی که داشتم هویت یکی از مهمترین گزینه ها برای جهانی شدن است.هویت داشتن یعنی یگانه بودن ، ولی از دو جنبه متفاوت : "همانند دیگران بودن در طبقه خود و همانند خود بودن در گذر زمان" هویت مفهومی است که دنیای درونی یا شخصی را با فضای جمعی اشکال فرهنگی و روابط اجتماعی ترکیب می کند. معنا سازبودن هویت بر ساختگی بودن آن دلالت دارد. یعنی هویت نیز چیزی طبیعی، ذاتی و از پیش موجود نیست بلکه همیشه باید ساخته شود.بر خلاف ساختارگرایان که می کوشند هویت را امری طبیعی و ثابت نشان دهند , باید گفت که هویت امری تاریخی و محتمل است. تاریخی بودن دلیل بر تغییر پذیری هویت و معنا است و هیچ بستار طبیعی وجود ندارد. جوردون می گوید :"هر جا تفاوت باشد, قدرت وجود دارد و کسی که دارای قدرت است که در باره معنای تفاوت تصمیم گیری کند.پس مرز تفاوت و هویت همواره محل نزاع هژمونی ها و قدرت های رقیب است.

قلی زاده.boshra

سلام مجدد اگر چه نیاز به هویت از نیاز فطری و ذاتی انسان به شناخته شدن سرچشمه می گیرد اما خود هویت ذاتی و غیر قابل تغییر نیست، بلکه قابل برنامه ریزی است. هویت ها بهمان میزان که شکل می گیرند و شناخته می شوند می توانند قابل تخریب و تغییر نیز باشند. لذا عوامل درونی و بیرونی، چون نظام های حکومتی، فضای فرهنگی و اجتماعی و نوع نگرش و جهان بینی افراد می توانند در ساخت و یا تخریب و تغییر هویت تأثیر گذارند. ارزش این بازیابی های هویتی معمولاً در جایابی در جهانی شدن و بویژه با رویکرد جهانی شدن فرهنگی خود را نمایان می سازند چرا که در جهانی شدن پیش از تعریف و برداشت از برون،*** باید هر کسی به درون خود نگریسته و در ابتدا جایگاه فردی و شخصیتی و در گام بعدی حدود طبقاتی و اجتماعی و فرهنگی خود را مشخص نموده و بداند کیست و قصد دارد به کجا برود؟*** و این امر میسر نخواهد شد مگر آنکه بدرستی دیدگاه واکنشی خود را در قبال جهانی شدن و یا جهانی سازی مشخص و تعریف نماید و بر مبنای ارزش های متصور جهانی به ترسیم هویتی و معنایی خویش بپردازد.

عبدالحمید دباغیان

با عرض سلام و شادباش نوروزی جهانی شدن فرآیند یکپارچگی مردم جهان در یک جامعه واحد است به نحوی که حوادث واتفاقات در نواحی دور دست سبب شکل گیری رخدادهای محلی می شوند.جهانی شدن سبب گسترش پیوندها وارتباطات متقابل فراتر از دولتها شده واز اهمیت مرزها وفاصله جغرافیایی می کاهد و در واقع یکی از مراحل پیدایش و توسعه تجدد و سرمایه داری جهانی است جهانی شدن مجموعه ای از فرآیندهای چندبعدی وپیچیده است که عرصه های متعددی از جمله اقتصاد،ایدئولوژی،سیاست،فرهنگ ومحیط زیست را در بر می گیرد که به موجب آن دولتهای ملی به نحو مطلوب به یکدیگر وابسته می شوند اصطلاح جهانی شدن به صورت جدی بعد از فروپاشی نظام دو قطبی و جنگ سرد در جهان آغاز شده واز ابتدای دهه1990 از فرایند چهانی شدن به عنوان اقتصادی و تکنولوژیک یاد می شود اما جهان اسلام با پدیده جهانی شدن قبل از آن آشنا بود،با ظهور حضرت مهدی،آن حضرت حهان را پر از عدل وداد نموده و برقراری عدالت آن حضرت مختص سرزمین های اسلامی نبوده وجهان شمول بوده وبی شک در این روزگار جدید که همراه با تحولات مدیریت جهانی بوده ناگزیر به مثبت دانستن پدیده جهانی شدن بوده واز ابزارهای جهانی شدن تشکیل شرکتهای ...

عبدالحمید دباغیان

چند ملیتی بوده که تحت مقررات سازمان تجارت جهانی فعالیت می نمایند با این مقدمه وشناخت بیشتر از جهانی شدن امکان دسترسی به تنوع فزهنگی در اثر جهانی شدن افزایش یافته واین امر به ارتقاءدرک وتفاهم بین افراد جوامع کمک خواهد کرد شاید در ابتدای امر در عرصه فرهنگی واجتماعی جهانی شدن به عنوان یک خطرفرهنگی که همانندسازی زندگی رادرسطح جهان گسترش داد،قلمداد شود و عده ای براین باورند که این هجوم موجب از بین رفتن ویژگی های بومی وفرهنگی درسطح کشورهای جهان می شود.واقعیت آنکه بین حفظ فرهنگ ملی وارتقاء سطح رفاه زندگی (که یکی از اهداف سازمان تجارت جهانی بوده)رابطه نزدیکی وجود داشته وجوامعی که از رفاه بالا برخوردارند دانایی وبینش آنان بیشتر بوده وبیم کمتری نسبت به مواجه شدن با فرهنگ دیگر کشورها دارند جهان امروزکه با گسترش تکنولوژی ارتباطات هر روز کوچکتروبه سمت دهکده جهانی نزدیکتر شده امید تعامل فرهنگ جهانی بیشتر از بیم تقابل فرهنگ ها بوده و امروزه نگاه شرکتهای چند ملیتی بعنوان یکی از ابزارهای جهانی شدن به کشورهای مقصد به قصد سود بیشتر در جهت مقابله با فرهنگ کشور مقصد نبوده بلکه همراه با نگاه احترام آمیز است

قلی زاده.boshra

سلام روزتون بخیر آقای طالبی اینکه فرمودید ظهور حضرت مهدی عج جهانی هست اما یکدست سازی فرهنگی نیست،آیا ظهور جهانی ناخودآگاه جهانی شدن فرهنگی را به دنبال ندارد؟

قلی زاده.boshra

البته من طبق نوشته ی زیر که مطالعه کردم این سوال رو پرسیدم که نمیدونم درست متوجه منظور شما شدم یا نه! روشن ترین و شفاف ترین تعابیر و تعاریف از موضوع جهانی شدن در قرآن کریم و مکتب اهل بیت علیه السلام، بیان شده است. در کلام خداوند تبارک و تعالی، آسمان ها و زمین و مجموعه انسان و هستی بیهوده و باطل آفریده نشده اند. در هستی همه چیز هدفمند است و جامعه انسانی نیز به سوی هدفی مشخص حرکت می کند. حرکت جامعه جهانی با ظهور منجی عالم بشریت، حضرت مهدی(عج) و پیروزی حق بر باطل و حاکمیت مستضعفان بر مستکبران وارد مرحله تازه ای می شود .(5 - قصص) با ظهور امام زمان(عج)، ادیان تحریف شده، مکاتب انحرافی و ظلم و بی عدالتی از میان می روند و حق و عدالت عالم گیر می شوند و جامعه ای جهانی با اعتقادات مشترک و یکپارچه از هویت و فرهنگ یکسان و مورد پذیرش عموم برخوردار خواهند شد و ملل جهان در سایه برقراری حکومت واحد جهانی، به رهبری صالحان و بر اساس حاکمیت ارزش های الهی، اخلاق، عدالت و امنیت زندگی خواهند نمود. جهانی شدن در اسلام و تشیع با قرار گرفتن بندگان صالح خداوند در رأس حکومت واحد جهانی آغاز می گردد.( 105 – انبیاء) تشکر