فرود « تنها» بسوی « تن‌ها»

 

در سنت هندویی آمده است که هر زمان ثبات جهان با خطر جدی مواجه شود خدا فرود می آید تا این عدم تعادل را برطرف سازد.

آنگاه که نیکی رو به سستی نهد،

آنگاه که بدی فزونی یابد،

خودم را شخص می سازم،

در هر عصری بر می گردم،

تا قداست را به همراه آورم،

تا گناه گناهکاران را از میان بر دارم،

تا پاکی را بر قرار سازم.

(بهگود-گیتا،IV:7-8 )

همه ما در پی پرواز از «تنهایی» به سوی «تنها» هستیم غافل از آنکه آن « تنها»ی مهربان هم در پی پرواز به سوی " تن‌ها" ی ماست.

 

 

/ 10 نظر / 13 بازدید
کسی

سلام و ادب این جمله شما را اینطور میخوانم: "همه ما در پی پرواز از «تنهایی» به سوی «تن ها» هستیم غافل از آنکه ..." و چنان بی تابم که دلم می خواهد بدوم تا ته دشت,بروم تا سر کوه دورها,آوایی است که مرا می خواند...

خواننده

متن تان زیبا ست استاد، و من اینطور ادامه میدم : " آن « تنها»ی مهربان هم در پی پرواز به سوی " تن‌ها" ی ماست." و جلوه می کند در وجود تن هایی که کامل و نابند آنانی که برگزیده اند و خودساخته . من در تن ها فقط بلا ندیدم ، من روح آن تنهای مهربان را در تن ها یافتم

سیدعلی اصغر

مهربانی بهتر از راست بودن است خودسانسوری ،درونگویه ها وبهانه های زیادی برای نگفتن و...درایران انسان راتنهاتر از تنها های دیگر دنیا نموده بی طاقتی منجر به رفاقت انسان ایرانی با سلولهای سرطانی ومرگ تدریجی استخونهای بدن شده است وادبیات رسای درون روح مهاجم انسان شده است! اما متن شما به من حال داد

صفرعلی قلی زاده

بسیار نیک بود.

احمد

از خدا پروا کنید تا پـَـــــــــر وا کنید … “شهید چمران”

معین

سلام. این متن به نوعی نشانگر ناتوانی بشر در حفظ تعادل جهان اطراف و محیط زندگی اش می باشد که وجود نیرویی فرازمینی و خارج از دسترس انسان را طلب خواهد کرد و فارغ از هر دین و آیینی در ذات جامعه ی مدنی نهفته است. و نقطه ی تلاقی ما که از تنهایی گریخته و به سوی تن ها میرویم و آن تنهای مهربان که به سوی تن ها می آید(جامعه)، تعادل و ثبات جهان را در پی خواهد داشت.

∵★∵ ℋắÐis ∵★∵

سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را رها کرد ه‌ام و نه با تو دشمنی کرده‌ام(ضحی) افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را به سخره گرفتی. (یس 30) و هیچ پیامی از پیام هایم به تو نرسید مگر از آن روی گردانیدی. (انعام 4) و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام (انبیا 87) و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان متوهم شدی که گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری. (یونس 24) و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری (حج 73) پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند و تمام وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی. ( احزاب 10) تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربانترینم در بازگشتن. (توبه 118) وقتی در تاریکی ها مرا به زاری خواندی که اگر تو را بر

∵★∵ ℋắÐis ∵★∵

وقتی در تاریکی ها مرا به زاری خواندی که اگر تو را برهانم با من می‌مانی، تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی. (انعام 63-64) این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید از من ناامید شده‌ای.(اسرا 83) آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟ (سوره شرح 2-3) غیر از من خدایی که برایت خدایی کرده است ؟ (اعراف 59) پس کجا می روی؟ (تکویر26) پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟ (مرسلات 50)

∵★∵ ℋắÐis ∵★∵

چه چیز جز بخشندگی ام باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟ (انفطار 6) مرا به یاد می آوری ؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنندو ابرها را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطره ای باران از خلال آن ها بیرون آید و به خواست من به تو اصابت کند تا تو فقط لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود. (روم 48) من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد ، و در شب روحت را در خواب به تمامی بازمی ستانم تا به آن آرامش دهم و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که به سویم بازگردی به این کار ادامه می دهم. (انعام 60) من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت می‌دهم. (قریش 3) برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگر با هم باشیم. (فجر 28-29) تا یک بار دیگه دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم. (مائده 54) ازبس زیاد بود دیگه مجبور شدو تیکه تیکه بفرستمشون....

بیدلی

سلام خوشحال هتم که وبلاگتان را میبینم و ناراحت ازینکه نمیتوانم بخوانم. ذهنم درگیر سوال امروز بعد از کلاس است مدتهاست که درگیر است البته...