کنفرانس بین المللی ادیان و فرهنگ‌ها در آسیا و ...

گاهی نوشتن خیلی دشوار می‌شود.اما دوستانی هستند که انتظار می‌کشند. می‌خواهند بنویسم. در این دو‌هفته‌ی اخیر بیشتر در حال سفر بودم. شمال ، تهران - قم و به عکس. یکشنبه و دو شنبه  گذشته کنفرانس بین‌المللی ادیان و فرهنگ ها درآسیا در تهران برگزار شد. روز یکشنبه در جلسه افتتاحیه شرکت کردم و عصر در یکی از پانل‌های آن به ارائه سخنرانی پرداختم. موضوع سخن من تاثیر فرهنگ شرقی  بر جنبش گفتگوی ادیان در یک صد ساله اخیر بود. در مقاله ام از شرقی شدن غرب سخن گفتم. در زمانی که همه از غربی شدن شرق، امریکایی شدن شرق، مک‌ دونالدیزاسیون شرق سخن می گفتند و جهانی شدن را جهانی سازی می‌دانستند، من از شرقی شدن غرب سخن گفتم. گفتم این سخن من نیست. اندیشمندان و جامعه شناسان غربی این سخن را مطرح کردند. منظورشان نفوذ جهان بینی شرقی در غرب است. آنها معتقدند که شرقی شدن غرب در عرصه دین و فرهنگ بسیار جدی است و شواهد هم این جدیت را تایید می کند. به هر حال نباید فکر کنیم غرب پشت سر همه چیز هست و در پی آن است همه چیز و همه جا را غربی کند. اگر جنین چیزی درست بود که باید از اسلامی شدن غرب، یوگایی شدن غرب، شرقی شدن غرب و ... سخنی نباشد. به نظر من در عصر اطلاعات اوضاع چند متغیره است و هیچ چیزی در اختیار هیچ تک فرد، تک فرهنگ یا تک تمدنی نیست و نخواهد بود.

نکته دیگری که ربطی به نکته نخست ندارد اینکه تابستان رو به پایان است و پاییز با صفا با همه‌ی زیبایی‌ها و نشاط و شادابی اش از راه می‌رسد و قلم‌ها باز بر صفحه سفید رقص خواهند کردو کلمات را با اهنگی موزون رسم خواهند نمود. پاییز امسال نیز مانند هر پاییز دیگری ، از راه می‌رسد و ما با خاطرات گذشته پا در حریم « مهرش» می گذرایم تا با نام مهربانش « علم» بیاموزیم. اما به واقع علم را برای چه باید آموخت. با چه روشی و برای تحقق چه اهداف نظری و عملی مهمی.

نکته سوم، چند تن از جوانان روستای محل تولدم از من خواستند که در باره‌ی مسایلی با هم گفتگو کنیم. نمی‌دانم که با شروع سال تحصیلی جدید چه میزان بتوانم حتا در حد وبلاگ نویسی هم وقت بگذارم. تلاش خواهم کرد که این این کار ادامه یابد. از همین‌جا به جوانان خوب محل تولدم که برای من پیام گذاشتند تشکر می‌کنم و اعلام می‌دارم در حد توانانم در خدمت خواهم بود. این امر مستلزم برنامه‌ریزی است که باید در باره‌ش با‌ هم همفکری کنیم. انشا الله.

شمال این روزها هوای مطلوبی دارد. با این حال باید ظرف فردا و پس فردا به شهر محل سکوتنم برگردم.

/ 2 نظر / 14 بازدید
صادق

سلام از شرقی شدن غرب گفتی. با شما کاملا موافقم. اگر پیشتر از اسلامی شدن یا شرقی شدن غرب میگفتم شاید بصورت آبجکتیو به شهرهای لندن، بیرمنگام و اکستر و غیره اشاره میکردیم و میگفتیم لندن پایتخت است، بیرمنگام مرکز اصلی مسلمانان است و اکستر هم یکی از مهمترین مراکز دانشگاهی مطالعات اسلامی است پس شرقی/اسلامی شدنی کلیت ندارد. ولی این جند روز که به ساتهمپون آمده ام که نه مرکز کشور است و نه مرکز مطالعات اسلامی و نه وجه خاص دیگری دارد به هر طرف که نگاه میکنم نشانی از اسلام میبنم. احور رود البته نه با آن وسعت دیده میشود. مساجد متعدد و بعضا با گنبد بصورت جدی فعالند. فروشگاههای بزرگ حلال فروشی بعلاوه رستورانهای حلال و فستفودهای حلال شرقی مانند کباب و غیره در بیشتر نقاط شهر به چشم میخورد. اینها همه نشان از اسلامی شدن است و البته گوردوارای سیکها نیز با آن سبک خاص خود قابل توجه است. بهرحال دوست من من هم موافقم که کمتر از نفوذ اسلام و شرق در غرب گفته میشود. با بازشدن یک مک دونالد لرزه بر تنمان میافتد ولی از عرف شدن فروشگاههای حلال در غرب کمتر سخن میگوییم. زیاده نوشتم عذر میخواهم

سرگشته

با سلام و احترام استفاده کردیم با تشکر